شب آرام به نظر می رسد، اما اغلب چیزی در دل تاریکی پنهان است. صدایی که از پشت دیوار می آید، نوری که ناگهان خاموش می شود، یا سایه ای که درست روبه روی پنجره ایستاده است. زیر پوست شب داستان هایی را روایت می کند که هراس را از دلِ همین لحظه های ساده و آشنا بیرون می کشند؛ ترسی که آرام می خزد و بی صدا به جانتان نفوذ می کند.
در این صفحات با کابوس هایی روبه رو می شوید که در تاریکی کمین کرده اند: پیکری کشیده با اندامی غیرطبیعی و غیرانسانی که نیمه های شب پشت پنجره ها ظاهر می شود؛ نخ هایی نامرئی که از زیر پوست بیرون می زنند و سرنوشت انسان ها را به هم می دوزند؛ روحی بدون چهره که در سکوت قدم به قدم نزدیک می آید؛ و صدایی شیطانی که از جایی ورای مرگ بازمی گردد. اینجا خبری از هیولاهای ساختگی نیست. وحشتِ واقعی همان هراس خاموشی است که همیشه درست کنار شما نشسته است.
زیر پوست شب به شما یادآوری می کند که امنیت خانه، چراغ خیابان یا حتی سکوت نیمه شب شاید توهمی بیش نباشد. کافی است گوش بسپارید … تا وحشت واقعی از جایی که انتظارش را ندارید بیدار شود.