هیچ کس بی گناه نیست … حتی آن ها که بی صدا در کنارمان زندگی می کنند.
یک همسایۀ به ظاهر آرام می تواند در پشت درِ انباری اش رازی مرگبار پنهان کند. یک مرد عاشق پیشه شاید همان چهره ای باشد که سال ها پیش در کابوس های خونین دیده ایم. و اختلافی کوچک بر سر سطل زباله می تواند به آغازی برای جنون و مرگ بدل شود.
در مجموعه داستان های کوتاه کالی تیلور، زندگی روزمره به تدریج رنگ می بازد و جایش را به هراسی تاریک می دهد. هر روایتْ ما را به قلب موقعیت هایی می کشاند که در ظاهر عادی اند اما در پسِ پرده، خشونت و فریب را در خود نهان کرده اند؛ از راز استخوان های مدفون در خانه ای قدیمی، تا ناپدیدشدن دخترانی جوان و سایه هایی که در روستایی دورافتاده پرسه می زنند. این داستانها نشان می دهند که فاصلة میان اعتماد و خیانت فقط به اندازة یک زمزمه است.
هیچ کس بی گناه نیست سفری است به دل تاریکی های پنهان انسان؛ جایی که وسوسه و دروغ در هم می تنند و هر لبخند می تواند پرده ای نازک بر چهرة سرنوشتی شوم باشد.