این کتاب شما را به اعماق ذهن یکی از مخوف ترین قاتلان زنجیره ای آمریکا می برد؛ مردی که در ظاهر، همسایه ای آرام و خوش برخورد بود، اما در نهان، با هوشی نابغه گونه و روحی تاریک، ده انسان بی گناه را به کام مرگ کشاند. ادموند کِمپر از کودکی در محیطی پر از خشونت، تحقیر و بی مهری رشد کرد؛ پسری که گربه های خانواده را می کشت، در بیمارستان روانی درس فریب می آموخت و سرانجام به هیولایی بدل شد که قربانیانش را به دقت انتخاب و اجسادشان را تکه تکه می کرد.
رایان بکر، با اتکا به اسناد پلیسی، بازجویی ها و مصاحبه های جنایی، زندگی دوگانۀ کِمپر را موشکافانه روایت می کند: از قتل پدربزرگ و مادربزرگ در نوجوانی، تا شکار دختران دانشجو در جاده های سانتا کروز و پایان هولناک با قتل مادرش؛ زنی که سرچشمۀ نفرت و عقده های او بود. این کتاب فقط شرح جنایات نیست، بلکه هشدار و تحلیلی است از شکاف های خانوادگی و ناکامی نهادهای درمانی که به هیولایی در لباس انسان مجال رشد دادند.
اگر به داستان های واقعی جنایی و رمزگشایی از ذهن قاتلان علاقه دارید، ادموند کمپر شما را تا آخرین صفحه با وحشت، حیرت و پرسش های بی پاسخ دربارۀ مرز باریک انسانیت و شرارت همراه خواهد کرد.