مصاحبه ‏ی اختصاصی آی‏ آی کتاب با نویسنده‏ ی کتاب ناگهان خورشید، خانم کتایون منفرد

مصاحبه ی اختصاصی آی آی کتاب با نویسنده محترم خانم کتایون منفرد

کتاب "ناگهان خورشید" در سال 97، توسط انتشارات قطره به چاپ رسید. این کتاب با استقبال خوبی مواجه شده است و توانسته به چاپ سوم برسد. به بهانه‌ی این کتاب، با نویسنده خوش‌ذوق آن به گفتگو نشستیم. از شما دعوت می‌کنیم تا این مصاحبه را دنبال کنید.

کتاب "ناگهان خورشید" در سال 97، توسط انتشارات قطره به چاپ رسید. این کتاب با استقبال خوبی مواجه شده است و توانسته به چاپ سوم برسد. به بهانه‌ی این کتاب، با نویسنده خوش‌ذوق آن به گفتگو نشستیم. از شما دعوت می‌کنیم تا این مصاحبه را دنبال کنید.

 

سلام خدمت شما. از اینکه دعوت ما را برای مصاحبه پذیرفتید، بسیار خرسندیم.

  • کمی از خودتان بگوئید و اینکه در چه سالی متولد شدید و تحصیلات شما چیست؟

سلام. من کتایون منفرد هستم. متولد ۱۳۴۵ در کرمانشاه.لیسانس حسابداری دارم و کارمند بانک.

  • نویسنده‌ی موردعلاقه‌ی شخص شما، کیست؟

آنا گاوالدا

  • در مورد محتوای کتاب "ناگهان خورشید" بگوئید.

کتاب ناگهان خورشید سرک به زندگی خصوصی روانشناسان که از دید عامه می‌بایستی زندگی بی‌دغدغه‌ای داشته باشند ،است .خانم دکتر روانشناسی که زندگی پرتنشی را از سر می‌گذراند . البته به‌موازات این داستان دو سرگذشت دیگر هم وجود دارد که به تعلیق قصه کمک می‌کند.

  • ایده‌ی اولیه‌ی این اثر از کجا شکل گرفت؟

تجربه شخصی یک دوست ، بخشی از داستان هم تقریباً واقعی است.

  • استقبال از این کتاب را چگونه ارزیابی کردید؟

خیلی خوب .با توجه به اوضاع نابسامان این صنعت کتاب در کمتر از پنج ماه به چاپ سوم رسید.

  • در مورد موضوع کتاب‌های "خوبه که هستی" و "تهران 10 صبح" بگویید. و در پی رسیدن به چه هدفی آن‏ها را نوشته‌اید؟

کتاب خوبه که هستی با یک حادثه شروع شده، با خیانت قهرمان برسردوراهی قرار می‌گیرد .هدفم این بود که زنان جامعه شکست عشقی، یا طلاق  را پایان زندگی نبینند .زندگی ادامه دارد .این داستان هم چند قصه در دل هم دارد. کتاب دومم« تهران ۱۰ صبح » با رسیدن یک سی دی مرموز به در خانه یک زن جوان شروع می‌شود که زندگی‌اش را دگرگون می‌کند .این کتاب هم با استقبال خوبی مواجه شد.

  • آیا در حال حاضر بر روی اثر جدیدی کار می‌کنید؟

بله.مشغول نوشتن یک داستان جدید هستم و امیدوارم تا پایان پاییز به اتمام برسد.

  • اگر نویسنده نمی‌شدید، دوست داشتید چه شغلی داشته باشید؟

روانشناس

  • دوست دارید در مورد چه موضوعی که تابه‌حال کار نکردید، بنویسید؟

سوژه زیاد در جامعه موجود هست که مطمئنم داستان خوب و پرمخاطبی خواهد شد .اما یقین دارم موفق به اخذ مجوز از وزارت ارشاد نخواهم شد.

  • چه بازخوردی از مخاطبانتان برایتان جالب بوده و یا شمارا به چالش کشیده است؟

تاکنون به من لطف داشته اندو از آثارم راضی بوده‌اند.بهترین خاطره مربوط به‌روزی است که برای خرید کتاب به شهرکتاب مراجعه کردم .عده‌ای خانم و آقا آنجا بودند که برخلاف انتظار مرا شناختند کلی ابراز خوشحالی کردند.متأسفانه کتابم در آن مرکز موجود نبود .سفارش دادند .شهرکتاب چند روز بعد برای امضا ارسال کردند و من باافتخار امضا کردم .

نویسنده برخلاف سایر هنرمندان خیلی دیر چهره می‌شود .شاید سالیان سال طول بکشد این اتفاق بیفتد و شایدهم نیفتد.برای من خیلی زود این اتفاق افتاد که خدا را شکر می‌کنم. به نظرم راه را درست رفته‌ام .

  • برای انتخاب عنوان کتاب‌هایتان، چه ملاک هایی را مدنظر قرار می‌دهید؟

معمولاً یک جمله یا عبارت از کتاب را برای اسم انتخاب می‌کنم .و به‌شدت روی اسم وسواس دارم .

  • معمولاً روزانه چند ساعت را به نوشتن می‌پردازید؟ و چه ساعاتی از روز را برای این کار ترجیح می دهید؟

با توجه به مشغله‌های شخصی بین یک ساعت تا سه ساعت متغیر هست.گاهی هم پیش می‌آید چند روز کار نمی‌کنم.اولویت من زندگی شخصی‌ام و فرزندانم هستند.

  • به‌جز نویسندگی در چه زمینه‌هایی مهارت دارید؟

درزمینهٔ کارهای هنری مهارت دیگری ندارم .اما به‌زودی خبر خوشی را در خصوص کارم به عزیزان اعلام خواهم کرد .

  • بسیار خوب. حال می‏رویم سراغ سؤال بعدی. اولین بار که با خانواده‌ی خود در میان گذاشتید که می‌خواهید نویسنده شوید، بازخورد آن‌ها چه بود؟

خوشبختانه من در خانواده‌ای بسیار فرهنگی و هنردوست بزرگ شدم .من کلاس دوم ابتدایی کلاس زبان رفتم( کاری که آن روزها اصلاً باب نبود)  و در کلاس سوم ابتدایی کلاس موسیقی.که البته موسیقی را ادامه ندادم .قصدم ترسیم موقعیت خانوادگی بود .برادرم موزیسین و خواننده، و خواهرم نقاش است.برای همین با استقبال روبرو شدم .در سالهای دبیرستان برای مجلات داستان کوتاه می‌نوشتم .که البته با قبول شدن در دانشگاه و شغل و ازدواج سالها از این فضا دور ماندم .ولی درنهایت همه به اصل خود برمی‌گردیم و من هم از این قاعده مستثنی نبودم.

  • آیا پیشنهادی برای ترغیب افراد به کتاب و کتاب‌خوانی دارید؟

جمله معروفی هست که هر کتاب یک تجربه زندگی است و به ما کمک می‌کند زندگی دیگری را زندگی کنیم بدون اینکه در آن شرایط قرار بگیریم.این‌یک بُعد ماجراست.اما من می‌گویم مؤلف، مترجم، ویراستار، ناشر ، صحاف ، پخش و....از این راه زندگی می‌کنند . محل ارتزاقشان است .برای زندگی بهتر به هم کمک کنیم .در سبد خریدمان جایی برای کتاب‌باز کنیم . حتماً می‌توانیم در ماه حتی یک کتاب خریداری کنیم تا این صنعت در حال احتضار را نجات بدهیم.

  • حرف آخر؟

ممنون از شما و سایت خوب و پربارتان

 

 

1398/06/06
113

نظری ارسال نشده

در حال حاضر نظری ارسال نشده است

شما می توانید به عنوان اولین نفر نظر خود را ارسال نمایید

ارسال نظر

ارسال نظر