کوین بارلو، نویسنده ای شناخته شده و مردی که بیست سال زندگی مشترکش را بدون هیچ لغزشی پشت سر گذاشته، هرگز تصور نمی کرد روزی در برابر وسوسه ای زودگذر تسلیم شود. اما یک نگاه، یک لبخند و جاذبه ای ناگهانی کافی است تا دیوارهای وفاداری اش ترک بردارد.
آنچه ابتدا هیجانی کوتاه و بی خطر به نظر می رسد، خیلی زود، به رویدادی تبدیل می شود که همه چیز را تغییر می دهد. از آن لحظه به بعد، هر حرکت و هر انتخابش باری سنگین بر دوش او می گذارد. ترس، عذاب وجدان، پنهان کاری و سوءظن، یک به یک، بر سرش آوار می شوند. و درست زمانی که گمان می کند ماجرا تمام شده، حقیقتی تکان دهنده رخ می نماید؛ حقیقتی که پلیس را وارد میدان می کند و پرده از رازهایی برمی دارد که هیچ کس انتظارش را ندارد.
خیانت داستانی است از لغزشی انسانی که به بحرانی مرگبار ختم می شود؛ روایتی پرتعلیق که مرز میان عشق و نفرت، اعتماد و دروغ، و گناه و بی گناهی را درهم می شکند. در این قصه، هیچ کس آن گونه که به نظر می رسد نیست و هر نشانه می تواند معنایی دیگر داشته باشد.