والدو دختری هفده ساله، تنها، بی پروا و تشنۀ دیده شدن است. او به معلم نویسندگی اش، آقای کورگی، دل می بازد؛ مردی متأهل که بسیار بزرگ تر از اوست. خودش هم نمی داند این کشش از کجا می آید؛ از تجربه و دانایی او، از روحیات مشترکشان، یا فقط از اینکه او تنها کسی است که واقعاً والدو را می بیند.
نصفِ سنِ او رمانی هوشمندانه، تلخ و تأثیرگذار است؛ داستان دختری که برای دیده شدن، خواسته شدن و دوست داشته شدن، از هیچ مانعی نمی ترسد.
در حال حاضر نظری ارسال نشده است
شما می توانید به عنوان اولین نفر نظر خود را ارسال نمایید
ارسال متن پیام وارد کردن متن پیام الزامیست