در محضر حافظ؛

جام جهان نما در دیوان حافظ

جام جم یا جام جهان نما در شاهنامه منسوب به جمشید نیست بلکه فردوسی آن را به کیخسرو نسبت کرده است.

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد   

وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

جام جم: پیاله جمشید که ساخته حکما بود. از هفت فلک در او معاینه و مشاهده کرد. (شرفنامه نیری) پیاله جم و پیاله یا آیینه سلیمان و اسکندر که همه عالم در آن بنابر افسانه نموده می‌شد. (ناظم الاطباء) جام جمشید. جام جهان آرا. جام جهان نما. جام جهان بین. جام کیخسرو. جام گیتی نما. جام عالم بین.

جام جم یا جام جهان نما در شاهنامه منسوب به جمشید نیست بلکه فردوسی آن را به کیخسرو نسبت کرده است.

معنی بیت: دل؛ دلی که مراحل سیر و سلوک را طی کرده و به درجه کمال رسیده، از نظر عرفا، آیینه‌ایست که انوار حق در آن تجلی می‌ کند. تحقق یافتن اینکه شایستگی جام جم شدن در دل آدمی انجام پذیر باشد؛ موکول به تزکیه نفس و تمرین و ریاضت است.

در این بیت، منظور خواجه از جام جم که به جام جهان نما نیز معروف است کنایه از دل روشن و پاک عارف است که جلوه گر جمال حقیقت و آیینه تمام نمای کلیه رازهای ناگشودنی آفرینش می باشد.

نتیجه تفسیر بیت اینست که: دل من سالها در اولین مراحل سیر و سلوک بود و در راه «طلب» گام برمی داشت. و از من تقاضای جام جم می نمود که مینای حقیقت باشد. این خاصیت بالقوه در خود او نهفته بود ولی خود از آن آگاهی نداشت و در نتیجه آن چه را که خود داشت از ما که وجودی بیگانه بودیم درخواست می کرد.

دکتر مرتضوی (در مکتب حافظ ص 162) با آوردن سه بیت از سنایی حق مطلب را ادا کرده است:

قصه جام جم بسی شنوی

اندر آن بیش و کم بسی شنوی

به یقین دان که جام جم دل توست

مستقر سرور و غم دل توست

چون تمنا کنی جهان دیدن

جمله اشیاء در آن توان دیدن

(برگرفته از کتاب دانشنامه حافظ شناسی ـ جلد 2 تألیف پروفسور حیدر آخوندزاده (آرمان آزاد) ص 1043-1044) ـ انتشارات سبزان)

برای خرید کتاب به سایت فروشگاه آی آی کتاب مراجعه بفرمایید.

1398/08/16
22

نظری ارسال نشده

در حال حاضر نظری ارسال نشده است

شما می توانید به عنوان اولین نفر نظر خود را ارسال نمایید

ارسال نظر

ارسال نظر