گفتگو با پاکسيما مجوزی نويسنده کتاب روی ديگر سکه، صادق هدايت

 

تحريريه روزنامه، سرويس گزارش، پشت ميز کارش نشسته و از هدايت می گويد. پاکسيما مجوزی را بيشتر با عنوان خبرنگار می شناسيم. او اکنون کتابی را با عنوان روی ديگر سکه، صادق هدايت که برای چهارمين بار به چاپ رسيده گردآوری کرده است. متولد دی ماه 1356، وقتی درباره هدايت حرف می زد شور و هيجان خاصی داشت و برخلاف ديگران که هدايت نويسنده ياس و نااميدی معرفی می کنند او معتقد است هدايت هم عاشق بود. درباره کتاب جديدش می پرسيم: هنوز نام او را تعيين نکرده ام، برف های زيبا يا مردی که در خواب ها می آيد ما نمی دانيم؛ فقط می گويد که دربردارنده 14 داستان عاشقانه است.

بسياری از مردم کشورمان هدايت را نويسنده ياس، مرگ و تاريکی می نامند و از اين امر غافلند که او نيز بر جنبه های ديگر زندگی توجه داشته و گاه مفهوم عشق را به قلم کشيده است، شما به عنوان کسی که درباره هدايت تحقيق کرده است بفرماييد که چه امری سبب شد تا او متفاوت از ديگر نويسندگان معاصر خود، نمود پيدا کند؟

با يک نگاه تاريخی می توانيم چرايی محبوبيت هدايت را بررسی کنيم. قبل از مشروطه در ادبيات ايران ما بيشتر شاهد نظم و نثر بوديم. در نظم بيان حالات عارفانه، حماسه يا اسطوره ای بود که تحليل نقد اجتماعی به ندرت در آنها ديده می شد و در نثرها هم به يادداشت های ادرای، تاريخ نگاری و يا تذکره نويسی محدود بودند. در عصر مشروطه و راه افتادن روزنامه ها تحول اساسی در زبان ايجاد شد، با افزايش روزنامه ها، سعی شد تا آن زبان کلاسيک در ميان مردم کوچه و بازار هم جايی داشته باشد و از همين مقطع ساده نويسی آغاز شد. بعد از کودتای 1299 موج روشنفکری در ايران راه افتاد و تجددطلبی (مدرنيسم) مورد توجه قرار گرفت بدين معنی که گروهی تصميم داشتند ايران را همانند کشورهای اروپايی کنند. در همين راستا ريشه های تجددطلبی و ذهن ناسيوناليستی، توام با هم سعی در کشف چرايی عقب ماندگی ايران داشتند و تأثيرات آن در جامعه ادبيات هم نمايان شد. به طوری که در نيمه دوم قرن 19 فتحعلی آخوندزاده با تاکيد بر ديدگاه تجددطلبی تأثيرات چشمگيری را در دو جنبه 1. جامعه و سياست و 2. ادبيات، برجای گذاشت. از آن زمان نياز به تحول ادبی احساس شد اما ادبيات هنوز بر پايه های اصلی کلاسيک استوار بود تا اين که در سال 1300 داستانی منتشر شد با نام يکی بود، يکی نبود به قلم جمالزاده که ظهور داستان نويسی نوگرا را نويد می داد. زيرا در اين داستان لغات مصطلح عاميانه به کار رفته و اينجا بود که برای اولين بار مشاهده شد مي توان از داستان برای نقد اجتماعی سياسی استفاده کرد و اين دو مقوله وارد هنر داستان نويسی شدند. جمالزاده نزديک به 20 سال ننوشت همين دليل موجب شد که هدايت بتواند در دهه 1310 بی همتا باشد. اما اوج شهرت او به خاطر بوف کور بود که در سال 1315 نوشته شد.

به نظر شما هدايت چه تحولاتی را در ادبيات داستانی به وجود آورد؟

تحولی که در واقع صادق هدايت تکميل کننده آن بود ساده نويسی داستانی با استفاده از کلمات مصطلح بود. همان طور که قبلاً گفتم ابتدا در آثار جمالزاده آن را مشاهده کرديم و بايد گفت هدايت اوج شکوفايی اين روند بود.

در مقدمه اين کتاب به موضوع عشق از ديدگاه هدايت پرداختيد و آن را به سه حوزه عشق به زن، عشق به ميهن و عشق به مرگ تفکيک کرده ايد، دلايلی که از اين زاويه آثار هدايت را بررسی کرده ايد چيست و بفرماييد عشق را ازديدگاه هدايت چگونه می توان تعريف کرد؟

بيشتر تحقيقات انجام شده مربوط به داستان بوف کور است که به نوعی شاهکار هدايت محسوب می شود. ديگر تحقيقات انجام شده بر روی آثار هدايت حول محور خودکشی او می چرخد. راستش خيلی کم بودند تحقيق ها و بررسی هايی که نوع نگاه هدايت را مورد توجه قرار دهند. نوع نگاهی که می توان آن را نقد اجتماعی ناميد. بنابراين وقتی هدايت در داستانهايش دست به نقد اجتماعی می زند مسايل گوناگون از جمله عشق را نيز مورد تجزيه و تحليل قرار می دهد. به طور مثال به نقد عشق ميان خواهر و برادری می پردازد، برادری که به خاطر علاقه زياد به خواهرش وقتی می فهمد خواهرش تصميم به ازدواج گرفته او را می کشد و يا امثال اين موضوعات که در داستانهای او زياد است.غير از اين هدايت، علاوه بر نقد عشق، دست به روان کاوی آن هم می زند و به نوعی آن را تحليل و کالبد شکافی می کند. هدايت درباره عشق گفته است: عشق آوای زيبايي است. حنجره آدم کريهی که نبايد از نزديک به وی نگريست. هدايت بر اين اعتقاد بود که سنت، قانون و عرف سه عاملی هستند که عشق را ضايع می کنند و آن را از شکل واقعی اش می اندازند.

عشق به زن از نکات جالب توجه در اين کتاب است، همان طور که می دانيد در جامعه سنتی، زن چهره ای پنهان دارد و فکر می کنم هدايت از نويسندگانی بود که زن را به موضوع ادبيات داستانی وارد کرد؟

عشق به زن در داستان های هدايت به دو دسته تقسيم می شود. دسته اول زنانی هستند پيمان شکن و بی وفا که نمونه های آن را می توان در داستان های گرداب، دو ژوان کرج و... ديد که البته اين وجه از چهره زن در داستان های هدايت نمود بيشتری دارد ولی از آنجا که هدايت نگاهی نقادانه داشت تنها به ديدگاه اکتفا نکرد بلکه ردپای زنانی که مورد ظلم و ستم قرار می گيرند نيز در داستان هايش مشاهده می شود. بنابراين دسته دوم به زنانی در داستان های سامپينگه، صورتک ها و... ديده می شود. با اين تعاريف نمی توان گفت که هدايت از يک جنبه به زن نگاه می کرده است و يا از زن متنفر بوده بلکه بيشتر به نقد رفتار زن پرداخته است.

همان طور که می دانيد کتاب های متعددی در خصوص زندگی و آثار هدايت منتشر شده است. کتاب شما چه ويژگی های متمايزی نسبت به اين آثار دارد؟

همان طور که قبلاً اشاره کردم، بيشترين تحقيقات بر روی بوف کور و چرايی خودکشی صادق هدايت بوده است و داستان های کوتاه او کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. بنابراين تصميم گرفتم با توجه به ديدگاه نقادانه صادق هدايت به جمع آوری داستان های کوتاه او در يک مجموع بپردازم.

کتاب شما برای چهارمين بار تجديد چاپ شده است، دلايل استقبال از کتاب خودتان را چه می دانيد؟

خب شايد به دليل جذابيت موضوع عشق است. به نظر من در جامعه ما عشق هميشه ممنوع بوده. در نتيجه اين ممنوعيت باعث می شده که عشق به کانال های غيرعرفی کشيده شود. ديگر اين که در اکثر اوقات از منظر تاريکی و مرگ به هدايت نگريسته شده است. ولی در اين کتاب سعی می شود به هدايت از منظر يک نقاد اجتماعی نگاه شود.