گفتگو با محسن باقرزاده، مدير انتشارات توس

 

محسن باقرزاده مدير انتشارات توس و عضو اتحاديه ناشران و كتاب فروشان چندبار در طول مصاحبه تأكيد كرد: مسئوليت هر آنچه گفته ام را مي پذيرم، چيزي از گفت و گو را حذف نكنيد. او كه از تصميمات غير مسئولانه و غير كارشناسانه مسئولان در حوزه نشر شكوه مي كرد، احداث نمايشگاه بين المللي كتاب ظرف يك سال را غير ممكن دانست و گفت: ارگان هاي موازي كار همديگر را خنثي مي كنند، ما ول شده ايم. گفته هاي باقرزاده كه حتي همكاران خود در اتحاديه ناشران و كتابفروشان را نيز دلسوزانه نقد مي كرد بخوانيد...

آقاي باقرزاده تا چه اندازه عملي شدن طرح احداث نمايشگاه بين المللي كتاب در زمين هاي عباس آباد در سال آينده را ممكن مي دانيد؟

متأسفانه مسئولان ما بدون انديشه در خصوص تغيير محل نمايشگاه كتاب صحبت مي كنند و به موانع عديده آن در عمل نمي انديشند. دو سال قبل وقتي آقاي مسجد جامعي گفتند زندان قصر را به نمايشگاه كتاب اختصاص مي دهيم همه به به و چه چه راه انداختند اما يك لحظه به موقعيت جغرافيايي و بار عظيم ترافيكي آن منطقه فكر نكردند. تپه هاي عباس آباد هم از اين قاعده مستثني نيست. خب، حالا فرض كنيد همه شرايط و بودجه و نقشه احداث نمايشگاه هم آماده شود از وقتي كلنگ احداث به زمين بخورد با اين روند ساخت و سازي كه ما داريم، سال ها طول مي كشد تا اين طرح عملي شود. وقتي در كشوري احداث يك فرودگاه 36 سال طول بكشد. آيا امكان دارد ظرف يك سال يك نمايشگاه بين المللي احداث شود؟

اما بالاخره بايد يك كاري كرد.

بله، اما حاشيه هايي وجود دارد كه بي ارتباط با اين مسائل نيست. ببينيد مسئولان وزارت ارشاد با علاقه مسئله اي را پيگيري مي كنند اما به طور ناگهاني عوض مي شوند و نفر ديگري جاي آنها را مي گيرد. نفر بعدي كارهاي مثبت گذشته را ادامه نمي دهد بلكه تمام برنامه هاي قبلي را كنار مي گذارد. اين مسئله در همه زمينه هاي كشور وجود دارد. مديريت هاي غير ثابت معضل بزرگي در مملكت ما هستند. مثلاً تصميم گرفته مي شود در جايي مدرسه اي درست شود اما مسئولان به اينكه آن منطقه از بافت مناسبي برخوردار نيست توجهي نمي كنند. ما ول شده ايم. ارگان هاي موازي كار همديگر را خنثي مي كنند و مخالفان فكري براي از ميدان به در بردن حريف ناجوانمردانه برخورد مي كنند.

برگرديم به بحث نمايشگاه...

در قضيه نمايشگاه امسال، مشكل شهرداري شوراي شهر در ظاهر كاهش بار ترافيكي شهر بود، اما در واقع مخالفت فكري شهرداري و اجراكنندگان نمايشگاه در ميان بود. بالاخره كار به جايي رسيد كه آقاي خاتمي نامه داد و آنها كوتاه آمدند. تازه وقتي هم كه رضايت دادند خط و نشان كشيدند كه سال ديگر تمديد نمي كنيم، حساب كارتان را بكنيد. اين مشكل با شهرداري گذشته وجود نداشت. ما بايد به الگوهاي بين المللي توجه كنيم. در تمام دنيا نمايشگاه بين المللي از نظر موقعيت جغرافيايي تعريف خاصي دارد. خب در اينجا شهردار مي آيد و مي گويد نمايشگاه را در مصلي برگزار كنند. اين حرف غير مسئولانه و غيركارشناسانه است. اصلاً مصلي با آن پله ها چطور مي خواهد به خريداران كتاب سرويس دهد. من فكر مي كنم ما سال ديگر هم در دقيقه نود در همين جاي هميشگي باشيم.

تشريح وضعيت كمي نمايشگاه فرانكفورت به عنوان يك الگوي موفق بين المللي شايد بتواند الگويي در اختيار حداقل، خوانندگان روزنامه بگذارد.

نمايشگاه فرانكفورت 55 سال است كه در يك روز و ساعت و مكان مشخص برگزار مي شود، آن هم در مركز شهر فرانكفورت، مترو، راه آهن، ايستگاه اتوبوس و خلاصه همه چيز حساب شده است. روزي كه ما داشتيم كتاب هايمان را جمع مي كرديم مسئولان نمايشگاه بعدي در غرفه ها آماده بودند و بدون تذكر دادن در انتظار اتمام كار ما نشستند. همان جا به ما فرم دادند كه اگر مي خواهيد سال آينده هم شركت كنيد بايد چه بكنيد. نكته جالب ديگر اينكه وقتي شروع به مكاتبه با ما كردند از همان ابتدا متراژ و شماره و امكانات غرفه، تصوير غرفه و حتي اسامي سخنرانان و موضوع سخنراني را هم براي ما ارسال كردند. وقتي من در خود نمايشگاه، ليست سخنراني ها را با ليستي كه در تهران برايم فكس كرده بودند مقايسه كردم، حتي ساعت شروع آنها نيز با يكديگر مساوي بود. شهرداري فرانكفورت اصلاً دخالتي نمي كرد چرا كه همه يك هدف داشتند و آن بهتر برگزار كردن نمايشگاه براي حفظ آبروي مملكتشان بود. اما در ايران امسال آقاي خاتمي افتتاحشان را يك روز جلو انداختند، در نتيجه از 24 ساعت قبل تمام درها بسته شد و وانت هاي همكاران ما پشت درهاي بسته ماند. آقاي خاتمي يا كارهاي ديگرشان را به تعويق بيندازند يا اينكه يك نويسنده يا فرد دانشمندي ديگري بيايد و نمايشگاه را افتتاح كند.

رئيس جمهور هم خيلي عادي اواسط نمايشگاه از غرفه ها ديدن كند. چه اشكالي دارد؟ اتحاديه ناشران و كتابفروشان به عنوان اجرا كننده نمايشگاه كتاب، براي تعيين جايگاه نمايشگاه در سال آينده برنامه ريزي يا حداقل رايزني هايي انجام داده است؟

متأسفانه اتحاديه نه توان مالي دارد و نه امكانات اجرايي كه بتواند آستين ها را بالا بزند و جا پيدا كند. اين مسئله فقط به صنف ناشران برنمي گردد.

اما بالاخره يك اتحاديه مقتدر بايد بتواند در برابر بروز چنين مسئله اي كه براي وضعيت نشر و كتاب حياتي است واكنشي نشان دهد؟

اتحاديه از اعضا تشكيل مي شود كه اگر به آن بها دهند و آن را اصلاح و فعال كنند مقتدر خواهد شد. در واقع حرمت امامزاده با متولي است، اما وقتي بي تفاوت از كنار آن بگذريم و حتي عضويت در آن را نپذيريم كه نمي توان كاري كرد.

علاوه بر اعضا، ارشاد براي تقويت اتحاديه ناشران و كتاب فروشان چه بايد بكند كه نكرده است؟ برابر آمار خانه كتاب ما اسماً بيش از چهار هزار ناشر و كتاب فروش داريم اما واقعاً چه تعدادي از آنها فعالند؟

به جرأت مي توانم بگويم اين تعداد به صد نفر هم نمي رسد. البته من به ناشران اصولي توهين نمي كنم اما ارشاد بايد سوبسيد كاغذ ناشران را بردارد تا نشر واقعي جاي خود را پيدا كند. اصلاً به ارشاد چه ربطي دارد كه كاغذ وارد مي كند. كاغذ مورد نياز ناشر كه فقط 80 ـ 70 گرمي نيست. بايد اجازه داد تعاوني هاي كاغذ فروشان و اتحاديه براساس تجربه و شناخت بازار، كاغذ وارد كنند. آن وقت كساني كه براي كاغذ ناشر شده اند مجبور به كناره گيري مي شوند. وقتي ارشاد كاغذ وارد مي كند به اتحاديه فشار مي آورد كه به همه كاغذ بدهد اما اگر خود اتحاديه وارد كننده باشد كار حساب و كتاب پيدا مي كند و كاغذ در راه خودش مصرف مي شود. خلاصه اينكه ارشاد فقط به مفهوم اسم خودش بپردازد و بگذارد هر صنف كار خودش را انجام دهد. البته نقاط ضعف را هم دوستانه تذكر دهند. از توزيع كاغذ، وارد كردن فيلم و زينك و صدور مجوز پروانه نشر و مميزي دست بردارند تا مشكلات نشر برطرف شود.

يعني اگر ارشاد خود را از كارهاي اجرايي كنار بكشد واقعاً مشكلات حوزه نشر و كتاب رفع مي شود؟

بله، البته اگر فعاليت ها و اقدامات ارگان ها با يكديگر هماهنگ باشد. 2 سال پيش آقاي خاتمي و آقاي مهاجراني از معافيت ناشر و كتابفروش از ماليات خبر دادند. اما تعبير وزارت دارايي اين است كه آنهايي كه از ارشاد پروانه نشر دارند معافند نه آنهايي كه داراي جواز از سوي اتحاديه هستند. مي گويد انتشاراتي است معاف است اما كتابفروشي است نه، پس ما كتاب هايمان را كجا بايد بفروشيم مي گويند فقط مي توانيد كتاب هايتان را در مغازه خودتان بفروشيد، خب به نظر شما آيا اين امكان پذير است؟ يعني كتاب را نبايد توزيع كرد؟ در واقع ارشاد تمام زحمات را بردوش اتحاديه انداخته است اما وقتي لايحه معافيت از ماليات را براي مجلس مي فرستاده اسم كتابفروش و جواز اتحاديه را اضافه نكرده و ما را دچار مشكل كرده است.

با اين ترتيب بسياري از كتابفروشان در آستانه ورشكستگي قرار مي گيرند؟

اگر اين روند ادامه پيدا كند به خصوص در شهرستان اين اتفاق مي افتد. چون كتابفروش كه حتماً ناشر نيست، جواز هم كه ندارد ماليات هم بايد بدهد، خب وقتي در تهران وضع اين طوري است واي به حال شهرستان ها. ارشاد بايد با ارگان هاي محلي رايزني كند تا از كتابفروشي هاي شهرستان ها خريد كنند. در يك كشور 70 ميليوني تيراژ هزار و دو هزار براي كتاب فاجعه است. كتاب اگر درست توزيع شود كه شهرستاني ها نمي آيند تهران كتاب بخرند.

به رغم اينكه چند سالي است امور اجرايي داخل نمايشگاه بر عهده اتحاديه ناشران و كتابفروشان قرار دارد باز هم برخي از همكارانتان گلايه دارند.

من بارها به همكارانم در اتحاديه گفته ام كه بايد بيشتر دقت كرد، چرا كه حالا همه چيز پاي اتحاديه تمام مي شود. البته ديكته ننوشته غلط ندارد اما بايد اشتباهات در سال آينده تكرار نشود. برخي همكاران از نحوه تقسيم بندي و متراژ غرفه ها و مسئله طول و عرض و غرفه ناراحت هستند كه خوب حق هم دارند. برخي از استقرار غرفه ها بر اساس حروف الفبا معترضند. خانه كتاب و وزارت ارشاد براساس سيستم در دي اُاي، كتاب راهنماي ناشران را براساس حروف الفبا مشخص كرده است كه كاملاً علمي و استاندارد است اما حالا برخي مثلاً نشر توس هستند و برخي انتشارات توس و برسر قرار گرفتن در سالن الف يا نون دعوا داريم. خيلي ها هم مي خواهند از الف به نون بروند، چون سال هاست غرفه ها و سالن هاي خوب به حرف نون اختصاص دارد.

بر چه اساسي متراژ غرفه ها تعيين شده است؟

براساس عنوان كتاب كه البته منطقي است، اما آيا بايد عنوان 24 صفحه اي و 500 صفحه اي را با هم مساوي فرض كرد. بايستي براساس صفحات كتاب، نوع چاپ، نياز جامعه و مهم تر از همه جديد بودن كتاب به ناشر امتياز داد.ممكن است يك ناشر با يك عنوان كتاب تمام اين امتيازات را به دست آورد.

برخي غرفه هاي ما در نمايشگاه به انبار كتاب تبديل شده اند، بايد ناشر را محدود كنند تا فقط كتاب هاي جديدش را در نمايشگاه عرضه كند و در نمايشگاه هاي مقطعي هر چه در انبار دارد را بيرون بياورد نه اينكه با تريلي به نمايشگاه بين المللي كتاب آورده شود.

شرق 20/2/83

 

 

بازگشت