هرگونه استفاده از مطالب مندرج در اين بخش فقط با ذکر ماخذ مجاز است!!

ونداليسم
دکتر عليرضا محسني تبريزي


 

ناشر: نشر آن
تاريخ چاپ: 1383
نوبت چاپ: اول
تيراژ: 2000 نسخه
قيمت: 3000 تومان
شابک: 1-41-8065-964
تعداد صفحه: 328 ص
قطع: وزيري


                                             مي خواهم اين کتاب را بخرم


                                             بازگشت به سايت اصلي

     

ونداليسم

مباني روان شناسي اجتماعي، جامعه شناسي و روان شناسي رفتار ونداليستي

در مباحث آسيب شناسي و كژرفتاري اجتماعي

اثر دكتر عليرضا محسني تبريزي

 

 

عنوان شماره صفحه

پيشگفتار 11

مقدمه 13

 

فصل اول : كليات

تاريخچه و وجه تسميه واژه ونداليسم 21

مفهوم و تعريف 22

ونداليسم به مفهوم يك آسيب اجتماعي 25

ونداليسم به مثابه يك انحراف و كجروي اجتماعي 26

طبقه بندي و تيپولوژي انواع انحرافات، جرائم و منحرفين 27

ونداليسم به مثابه معضل يا مسئله اجتماعي 34

ونداليسم جرم و جنايتي خرد و پديده اي جهاني 38

آلات، ابزار و وسايل تخريب (ونداليسم ) 41

 

فصل دوم : مباني نظري ونداليسم

مقدمه 45

نظريه هاي جامعه شناسي انحرافات و ونداليسم 46

نظريه هاي آنومي 52

نظريه آنومي دوركهايم 53

نظريه آنومي و انحراف مرتن 61

ويليام گود و نظريه آنومي و ساختار خانواده 68

الگوي ارتباطات والدين با كودك و اثرات آن روي شخصيت كودك 68

دوروتي لاونولت و نظريه فضاي عاطفي خانواده 75

نظريه هاي حمايت گروهي و كژرفتاري 77

نظريه هاي انتقال فرهنگي و كژرفتاري 79

نظريه پاره گروه بزهكار آلبرت كوهن 82

نظريه خرده فرهنگ بزهكار ميلر 86

نظريه برآيند كلوارد و اُهلين 87

نظريه كنترل اجتماعي هيرشي، ركلس، فرايدي و هيگ 89

نظريه كنش اجتماعي پارسنز 97

نظريه همنشيني افتراقي ادوين ساترلند 100

نظريه برچسب يا انگ زني بكر و لمرت 103

نظريه درون فهمي كژرفتاري ديويد ماتزا 107

نظريه هاي انحراف مكتب تضاد 112

نظريه مبادله اجتماعي و كژرفتاري جورج هومنس 116

موقعيت افراد نسبت به ارتكاب جرم 117

هزينه هاي ناشي از ارتكاب جرم 119

منافع ناشي از ارتكاب جرم عبارتند از 120

نظريه هاي روان شناسي و روان كاوي انحرافات و ونداليسم 122

نظريه روانكاوي فرويد 124

نظريه روان پويايي ريچارد جنكينز 128

نظريه هاي روان شناسي و روانكاوي پرخاشگري 129

نظريه هاي يادگيري و تقويت و كژرفتاري 136

نظريه هاي روان شناسي اجتماعي انحرافات و ونداليسم 140

نظريه بيگانگي و آنومي 141

اريش فروم 144

كنت كنيستون 148

ريچارد فلكس 148

ادگار فردينبرگ 150

ملوين سيمن 150

نظريه هاي تاثير گروهي، رفتار و هيجان جمعي و ونداليسم 152

گوستاو لوبون 152

نظريه رفتار جمعي رالف ترنر و لوئيز كيليان 155

تفاوت بين جنبش اجتماعي و چند نوع از رفتارهاي اجتماعي 156

نظريه تاثير گروهي، رفتار جمعي و همنوايي اجتماعي سولومن اش 157

اشتوتزل و نظريه هيجان جمعي 158

پل لازار سفلد و نظريه تصميم گيري دسته جمعي گستاخانه 158

نظريه جابجائي كرچ كرچفيلد 159

نظريه تلفيقي روث كاوان 161

ونداليسم در نظريه هاي ناكامي، احساس اجحاف و پرخاشگري 162

نظريه برآيند كلارك 165

نظريه ونداليسم هوبر 167

 

فصل سوم : ونداليسم و خشونت در ورزش

مقدمه 171

مفهوم خشونت و پرخاشگري ورزشي 175

گونه شناسي خشونت و پرخاشگري ورزشي 176

خاستگاه و مباني نظري خشونت و ونداليسم در ورزش 178

پارادايم زيست شناسي 179

تئوري رفتار غريزي 179

تئوري زيست شناسي اجتماعي 182

نظريه پالايش رواني 182

رهيافتهاي فيزيولوژيكي و بيولوژيكي 183

نقد و ارزيابي تئوريهاي رفتار غريزي و رهيافت هاي زيست شناختي 184

پارادايم روان شناسي 184

تئوري ناكامي ـ پرخاشگري 184

نقد و ارزيابي تئوري ناكامي ـ پرخاشگري 186

تئوري يادگيري اجتماعي 188

نقد و ارزيابي تئوري يادگيري اجتماعي 191

تئوري بازگشتي 192

پارادايم جامعه شناسي 193

چشم انداز ماركسيستي 193

نقد و ارزيابي ديدگاه ماركسيستي 197

چشم انداز رفتارگرايانه (مكتب آكسفورد) 198

نقد و ارزيابي چشم انداز رفتارگرايانه 200

چشم انداز انسان شناسي 201

نقد چشم انداز انسان شناسي 201

مكتب ليسستر 202

نقد و ارزيابي ديدگاه ليسستر 207

مطالعات پيشين (ابعاد نظري و تجربي خشونت و پرخاشگري ورزشي 209

بريتانيا (انگلستان ) 209

اسكاتلند 214

ايتاليا 215

آلمان 216

هلند 218

اتريش 218

يوگسلاوي (كرواسي ) 220

بلژيك 221

اسپانيا 222

آرژانتين 222

ژاپن 223

اندونزي 223

چين 225

ايران 226

 

فصل چهارم : اتيولوژي (سبب شناسي ) ونداليسم

مقدمه 233

مدل هاي نظري در اتيولوژي ونداليسم 233

مدل كلارك 234

مدل موزر 236

مدل هاي تركيبي چندمتغيره 239

 

فصل پنجم : اپيدميولوژي (همه گيرشناسي ) ونداليسم

مقدمه 249

ونداليسم در هلند 249

ونداليسم در فرانسه 255

ونداليسم در آلمان 256

ونداليسم در پارك هاي امريكا 257

 

فصل ششم : ونداليسم در ايران مروري بر يافته هاي پژوهشي

مقدمه 265

خلاصه اي از يافته هاي طرح بررسي ويژگيهاي وندال ها و عوامل موثر بر رفتار ونداليستي در تهران 266

الگوي نظري تحقيق 266

متدلوژي 267

يافته ها و نتايج 269

رگرسيون چندگانه و تحليل مسير 270

دياگرام تحليل مسير 274

نتيجه گيري 276

مآخذ 277

 

خلاصه اي از يافته هاي طرح بررسي پرخاشگري و خشونت در ورزش فوتبال، مطالعه موردي شهر تهران 279

خشونت و پرخاشگري ورزشي چيست ؟ 280

چارچوب نظري 281

روش شناسي تحقيق 282

جمعيت آماري و شيوه نمونه يابي 283

يافته هاي تحقيق 283

تحليل چندمتغيره 288

بحث و نتيجه گيري 291

پيشنهادات 292

منابع و مآخذ 295

 

فصل هفتم : توصيه هاي كاربردي جهت پيشگيري

مقدمه 299

راه حل ها و پيشنهادات 299

 

منابع فارسي 309

منابع انگليسي 313

واژه نامه انگليسي - فارسي 317

 

 

پيشگفتار

كتاب ونداليسم : مباني روان شناسي اجتماعي، جامعه شناسي و روان شناسي رفتار ونداليستي در مباحث آسيب شناسي و كژرفتاري اجتماعي حاصل تحقيق، تتبع، تفحص، تدريس و مطالعه چندين ساله در متون و مباحث روان شناسي اجتماعي كژرفتاري و جامعه شناسي انحرافات است. آغاز مطالعات و تفحصات نگارنده در باب ونداليسم به نيمه اول دهه 70 بازمي گردد. در واقع زماني كه نگارنده مسئوليت سرپرستي مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران را عهده دار بود فرصتي دست داد تا نخستين تحقيق و مطالعه منظم و جامع در باب اتيولوژي (سبب شناسي ) و اپيدميولوژي (فراگيرشناسي ) ونداليسم در تهران به عنوان بزرگترين و مهم ترين حوزه شهري در ايران در بخش روان شناسي اجتماعي مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي آغاز گردد. اين مطالعه در اوايل پائيز 1372 آغاز شد و در اواخر پائيز 1374 به اتمام رسيد. مع الوصف تنظيم و تنسيق مطالب به صورت حاضر و خاصه تصميم به انتشار، در چند سال اخير اتخاذ شد؛ زيرا از يكسو ونداليسم نمود عيني بارزي در مناطق شهري كشور يافت و از سوي ديگر تأسيس دوره هاي كارشناسي ارشد و دكتري مسايل اجتماعي در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران و ارايه دروسي در زمينه هاي جامعه شناسي انحرافات اجتماعي، بزهكاري جوانان و نوجوانان و مسايل اجتماعي ايران و نياز مبرّم دانشجويان، دانش پژوهان و طلاب علوم اجتماعي به ويژه دانشجويان گرايش مسايل اجتماعي به كتب و متون تخصصي و علمي جديد، ضرورت تدوين، تأليف و انتشار كتابي درسي در باب ونداليسم را ايجاب نمود.

كتاب حاضر در هفت فصل فراهم آمده است.

فصل اول تحت عنوان كليات پس از ارايه تاريخچه اي از مفهوم و وجه تسميه آن در ادبيات آسيب شناسي اجتماعي به تعريف و معني ونداليسم مي پردازد و با طرح ونداليسم بعنوان يك آسيب اجتماعي، بعنوان يك رفتار نابهنجار و بعنوان يك معضل اجتماعي، مي كوشد جايگاه آن را بعنوان يكي از صور كژرفتاري ها و انحرافات در طبقه بندي انواع جرائم و نابهنجاريها مشخص نمايد.

در فصل دوم مباني نظري ونداليسم با استعانت از يك رويكرد تلفيقي به تفصيل مطرح شده است. در اين فصل ابتداء آن دسته از نظريه هاي جامعه شناسي انحرافات كه با مباحث روان شناختي اجتماعي ونداليسم خصوصاً اتيولوژي آن بعنوان يكي از صور بزهكاريها و كجروي هاي اجتماعي قرابت و انتساب بيشتري دارند مطرح مي شوند. سپس تئوريهاي روان شناسي و روانكاوي انحرافات علي الخصوص آن دسته از نظريه هاي روان شناسي مرتبط با رفتار ونداليستي مرور و بررسي مي گردند. بالاخره در قسمت پاياني اين فصل نظريه هاي روان شناسي اجتماعي انحرافات كه بطور اخص بر ونداليسم و ويرانگري تأكيد دارند مطرح مي شوند.

فصل سوم تحت عنوان خشونت و ونداليسم در ورزش فوتبال ناظر بر بررسي خشونت و ويرانگري در ورزش فوتبال است. در اين فصل ضمن گونه شناسي خشونت و پرخاشگري، خاستگاه و مباني نظري خشونت در ورزش براساس پارادايم هاي زيست شناسي، روانكاوي و روان شناسي، انسان شناسي و جامعه شناسي تبيين مي شوند و بالاخره پژوهش هاي انجام شده در باب ونداليسم و خشونت در ورزش فوتبال در چند كشور مطرح و نتايج حاصله كه مبين اتيولوژي و اپيدميولوژي خشونت و ونداليسم در محيط هاي ورزشي است تشريح مي گردند.

فصل چهارم تحت عنوان اتيولوژي ونداليسم ناظر بر علل و انگيزه هاي رفتار ونداليستي است و مي كوشد در پرتو مباني و يافته هاي تجربي به سبب شناسي ونداليسم بپردازد.

در فصل پنجم اپيدميولوژي و همه گيرشناسي ونداليسم مورد توجه قرار گرفته است. در اين فصل به استناد اطلاعات تجربي در چند كشور نظير ايالات متحده آمريكا، هلند، آلمان، فرانسه و نظاير آن وسعت و گستره ونداليسم بررسي مي گردد.

فصل ششم يافته هاي دو پژوهش تجربي را در باب ونداليسم در ايران مطرح مي سازد. پژوهش اول مروري است بر يافته هاي تحقق ونداليسم در تهران بزرگ كه عمدتاً ناظر بر علل و انگيزه هاي رفتار ونداليستي است. تحقيق دوم عامل هاي جامعه شناسي خشونت تماشاگران فوتبال را در تهران تبيين مي كند.

فصل هفتم تحت عنوان پيشنهادات و توصيه هاي كاربردي، كليه سياست ها و استراتژيهاي اجرايي را در شكل طرح هاي مداخلات اجتماعي، آگاه سازي، پيشگيري و درمان ونداليسم مطرح مي سازد.

اميدوار است انتشار اين كتاب علاوه بر اشنا كردن علاقمندان به مباحث ونداليسم خصوصاً مباني نظري و تجربي آن به ارتقاء سطح دانش و بينش عمومي در باب يكي از نابهنجاريها و معضلات اجتماعي مطرح در جامعه امروز مدد رساند. از طرفي كتاب حاضر در قالب يك كتاب درسي عمدتاً به واسطه پاسخ به نياز مبرم دانشجويان گرايش مسايل اجتماعي به كتب و متون تخصصي و علمي جديد تأليف و تدوين شده است و لذا اميد دارد خوانندگان را بكار آيد و مباحث آن بتواند بر دانش و معارف آنان در باب ونداليسم بيافزايد. بي ترديد هيچ كاري عاري از خطا و خالي از ابهام نيست. از همكاران دانشگاهي، محققان و خوانندگان عزيز تقاضا دارد خطاها و ابهامات را با مؤلف در ميان بگذارند. پيشاپيش از همه عزيزاني كه زحمت نقد كتاب را به خود هموار مي سازند تشكر و قدرداني مي نمايد.

 

دكتر عليرضا محسني تبريزي

دپارتمان جامعه شناسي

دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران

تابستان 1383

مقدمه \

 

 

مقدمه

اگرچه بزعم آسيب شناسان اجتماعي همه صور و انواع نابهنجاريها و نژندي هاي اجتماعي چون سرقت، قتل، قمار، قاچاق، خودكشي، فحشاء، اعتياد، الكليسم، ونداليسم و نظاير آن چه بمثابه انحراف (كجروي ) و چه در زمره بيماري يا اختلال معلول ناسازگاري هاي است كه بر روابط فرد و جامعه حاكم است، مع الوصف بايد توجه داشت كه در همه دوره هاي تاريخي بنا به ماهيت و طبيعت ساختارها، سازمان ها، نهادها و روابط اجتماعي توليد از يكسو و سرشت رواني و طبيعت زيستي انسان از سوي ديگر، اشكال، صور و انواع خاصي از كجروي ها، اختلالات و ناهنجاريهاي اجتماعي در جوامع بشري بروز و نمود يافته است. از اين رو در برخي از دوره هاي تاريخي بعضي از رفتارها را در جوامع رفتارهاي نژند، مذموم و يا كجرو تعريف كرده اند، رفتارهاي نژند جديدي نيز كه خاص شرايط و جامعه جديد است، مطرح شده اند. به عبارت ديگر با تغيير ساختارها و مناسبات اجتماعي، بايدها و نبايدها، سنجه ها و ملاك هاي سلامتي و بيماري اجتماعي، ارزش ها و هدف هاي فرهنگي و نحوه برداشت، طرز تلقي و ارزيابي هاي افراد نيز متحول و دگرگون گرديده اند. اين خود نه تنها اشكال و انواع جديدي از نابهنجاريها را پديد آورده است، بلكه ميزان شيوع و رواج و نيز معني و مفهوم آن را تغيير داده است. شايد سخن دوركهايم (64: 1343) شاهد صائبي بر اين مدعا باشد كه : "جنايت در واقع تعيين كننده مرزهاي وجدان اجتماعي و اخلاق جمعي است. بدين گونه جنايت با وجدان جمعي بستگي دارد. اگر وجدان جمعي دگرگون شود و تحول يا بدمفهوم نابهنجاري نيز دگرگون مي گردد و تحول مي يابد."

ونداليسم در زمره آن دسته از انحرافات و بزهكاريهايي است كه در جامعه جديد نمود و ظهور يافته است.

ژانورن (1963)، ويلكينسن (1995)، هوبر (1991) و گلداستون (1998) آن را مرضي مدرن و نوظهور دانسته اند كه به مثابه معضلي اجتماعي تانيم قرن پيش مطرح نبود.

امروزه ونداليسم خصوصاً براي كساني كه در شهرهاي بزرگ و پرجمعيت زندگي مي كنند پديده اي ملموس و مشهود و واقعيتي تلخ و در عين حال گريزناپذير است كه بعنوان يكي از نمودهاي زندگي اجتماعي جامعه مدرن و ماشيني بروز و حضور دارد.

در همه شهرهاي بزرگ همه روزه ما شاهد ويرانگري تعمدي و رفتارهاي غيرمسئولانه و ضداجتماعي وندال هايي هستيم كه عمداً كمر به تخريب و نابودي هر آنچه زيباست و هر آنچه متعلق به همگان است بسته اند. نقاشي هاي به نمايش درآمده در گالري ها، آثار باستاني و عتيقه هاي موجود در موزه ها، ابنيه تاريخي و اماكن مذهبي، مجسمه هاي نصب شده در ميادين، پارك ها و اماكن عمومي، منازل خالي از سكنه، پارك ها و فضاهاي سبز عمومي، چراغ هاي معابر، صندلي هاي اتوبوس و مترو، كتابهاي كتابخانه ها، تلفن هاي عمومي و ده ها موضوع مورد تخريب ديگر از جمله موضوعاتي هستند كه در اثر ونداليسم متحمل خسارات و صدمات گرديده و مورد تخريب قرار مي گيرند.

امروزه در بسياري از شهرهاي بزرگ ونداليسم بصورت يك مشكل اجتماعي حادّ مطرح است كه نه تنها سلامتي و امنيت جامعه را به مخاطره مي اندازد، بلكه هزينه هاي مالي گزافي را تحميل ماليات دهندگان و ساكنين اين شهرها مي كند.

برخلاف بسياري از جرائم و انحرافات، آثار ونداليسم مشهود و پيداست.

براساس گزارشات ارائه شده و آمارهاي مربوط به موضوعات ونداليسم در برخي كشورها نظير ايالات متحده، كانادا، آلمان غربي، روسيه، سوئد، انگلستان، هلند، فرانسه، آلمان و استراليا، تخريب اموال مدرسه، علائم ترافيك و تابلوهاي راهنمائي، شكستن شيشه اماكن خالي از سكنه، شكستن لامپ خيابان ها و پارك ها، تخريب كيوسك تلفن و شكستن دستگاه تلفن عمومي، قطع سيم برق و تلفن، شكستن درختان خيابان ها و پارك ها، تخريب مجسمه هاي ميادين، تخريب اموال پارك ها و اماكن عمومي، پاره كردن صندلي سينماها، تئاترها و اتوبوس هاي شهري، تخريب اموال كتابخانه ها، تخريب و صدمه زدن به اتومبيل هاي پارك شده در خيابان ها، تخريب برخي وسائل داخل هواپيماهاي مسافربري و قطارها و ترن هاي زيرزميني، تخريب ريل هاي راه آهن، تخريب اموال بيمارستان ها، كارخانه ها، مراكز تجاري، ايجاد آتش سوزي درجنگل ها، مراتع و برخي انبارهاي عمومي، بمب گذاري با هدف تخريب اموال عمومي، استفاده از مواد منفجره نظير ترقه و بمب دستي به منظور آسيب و تخريب برخي از متعلقات اشخاص حقيقي و حقوقي و موارد عديده ديگر از رايج ترين صور رفتار بزهكارانه و ونداليستي در جامعه مدرن است.

توسعه جامعه مدرن خصوصاً شهرها و تحولاتي كه در سطح ساختارهاي اجتماعي و روابط و مناسبات جمعي در دوران جديد بوجود آمده تمامي شئون و جنبه هاي مختلفه زندگي فردي و اجتماعي را متأثر ساخته و در دنياي امروز روابط انسان ها در معرض تغيير و تحول و پيچيده تر شدن دائم و مستمر قرار دارد. تمدن ماشيني امروز كه به دنبال خود توسعه شهرهاي صنعتي ايجاد محلات پرجمعيت، تغيير زندگي ساده قديمي و تبديل آن به يك زندگي پرتجمل و پيچيده، تغيير زندگي ساده و مبتني بر روابط عاطفي و همدلي به يك زندگي مبتني بر روابط رسمي و بيروح همراه با فردگرايي مفرط، رقابت سرسختانه و عقل گرايي، درآميختگي سنت هاي كهنه و نو، تضعيف انسجام و همبستگي اجتماعي، شكست ها و عقده هاي رواني پنهاني و اميال سركوب شده و آرزوهاي ناكام مانده و تشديد احساسات درماندگي، سرخوردگي، ناتواني و اجحاف را به ارمغان آورده است، پي آمد ديگري نيز داشته و آن عصبان روزافزون انسان ها علي الخصوص نسل جوان در برابر واقعيات اجتماعي و نيروهاي سركوب گر بيروني است. به ويژه سرپيچي و عدم متابعت از قواعد و سنجه هاي حاكم بر روابط اجتماعي و طغيان بر عليه نظم دستوري جامعه و واكنش به محرك هاي بيروني در فرم عكس العمل هاي منفي يكي از مهم ترين و شاخص ترين واكنش هاي رفتاري برخي از گروه ها و افراد در جامعه امروز است.

به زعم هوبر (1991) و ويلكينسن (1995) عصيان روزافزون انسان، علي الخصوص نسل جوان، در برابر تحميلات اجتماعي و نيروهاي قاهر و سركوبگر بيروني نه تنها مبين احساس اجحاف و درماندگي آنها بلكه گوياي خشم و پرخاشگري آنان در اثر احساس اجحاف و درماندگي است. از اين رو ونداليسم مرضي نوظهور و مدرن در جامعه جديد است كه عكس العملي است خصمانه و واكنشي است كينه توزانه به برخي از صور فشارها، تحميلات ناملايمات، حرمان ها و اجحافات بيروني و اجتماعي.

در متون جامعه شناسي انحرافات و آسيب شناسي اجتماعي ، ونداليسم كراراً به مفهوم داشتن نوعي روحيه بيمارگونه به كار رفته كه مبين تمايل به تخريب آگاهانه، ارادي و خودخواسته اموال، تأسيسات و متعلقات عمومي است (ويلكينسن، 1995؛ كلارك 1991).

در طبقه بندي انواع جرائم، خصوصاً در سنخ شناسي صور انحرافات و بزهكاريهاي اجتماعي، اغلب صاحب نظران و محققان ونداليسم را به مثابه جنايتي خرد و از انواع بزهكاريهاي نوجوانان به شمار آورده اند (مييرو كلينارد 1986؛ ژانورن 1963).

در سبب شناسي ونداليسم، پژوهش گران و اهل تحقيق متذكر شده اند كه آن چون اغلب اشكال رفتارهاي بزهكارانه معلول عوامل و شرايط متعدد و متفاوتي است. از اين رو وقوف به ماهيت فرآيند ونداليسم بعنوان يك مجموعه بهم بسته و پيوسته نيازمند بررسي عوامل مختلفي در ارتباط و همبستگي با يكديگر است.

تحقيقات تجربي عديده اي تفاوت هاي جنسيتي را با توجه به رفتار ونداليستي در مردان و زنان نشان داده است. براساس يافته هاي پژوهشي اغلب وندال ها در گروه جنسي مذكر قرار دارند. بعبارت ديگر پسران بيش از دختران به ونداليسم كه با نوعي خشونت همراه است روي مي آورند. ادله ارايه شده از سوي صاحب نظران عمدتاً متوجه تمايزات رفتاري و ويژگيهاي شخصيتي ـ رواني و موقعيت هاي اجتماعي متفاوت دو جنس مرد و زن در اغلب جوامع است (كاوان ، 1971). طبق يك نظريه روان شناختي ، دختران بيش از پسران در فرو خوردن خشم موفق تراند. پسران اغلب خشم خود را از موضوعات بيروني فرافكني نموده و آن را متوجه بيرون مي سازند. حال آنكه زنان غالباً آن را در خود ريخته و درون فكني مي نمايند.

وندال ها در عين حال در يك گروه سني معين واقع اند و ونداليسم خاص گروه سني معين است. براساس تحقيقات انجام شده كودكان، نوجوانان و جوانان بين سنين 10 تا 25 سال بيش از ديگر گروه هاي سني به ونداليسم روي مي آورند. همچنين موارد ونداليسم در مناطق شهري به مراتب بيش از مناطق روستايي است. در شهرها بعلت تراكم جمعيتي، تراكم اخلاقي، وجود پاره فرهنگ هاي مختلفه، تشتّت ارزش ها، رقابت، فردگرائي و تضعيف روحي جمعي و انسجام مكانيكي و غلبه همبستگي ارگانيكي، انفكاك، بيگانگي، انحراف و جداافتادگي فرد از جامعه و هنجارهاي اجتماعي و تجلي شرايط آنوميك بيش از مناطق روستائي مشهود است.

از سوئي، غالب وندال ها مجرد و از نظر تحصيلي ناموفق اند. اغلب آنها با سرخوردگيها، شكست ها و ناكامي هاي مختلفه اي در زمينه هاي تحصيلي، حرفه اي، مالي و اجتماعي و خانوادگي مواجه بوده، داراي نوعي شخصيت پرخاشگر، بي ثبات، ضدجامعه، نامطمئن، كينه جو، ناآرام، كنجكاو، انتقامجو، ناشكيبا و در عين حال مأيوس اند. آنان متعلق به خانواده هاي از هم پاشيده و داراي مناسبات و روابط خانوادگي نامطلوب با تجارب ناموفق از فرايندهاي جامعه پذيري فرهنگ پذيري اند.

در مواردي اعمال ونداليستي مبين نوعي رفتار جمعي است.

برخي تحقيقات اشاره به حضور وندان ها در گروه هاي بزهكار نموده و معتقدند كه فشار گروهي و اهداف گروهي در بروز رفتار مجرمانه دخيل و مؤثراند. بعبارت ديگر وندان ها غالباً بطور جمعي به تخريب اموال عمومي دست مي زنند. از اين رو مقاصد گروهي و نه فردي در پس چنين رفتاري نهفته و پنهان است.

در مباحث آسيب شناسي عامل يادگيري رفتار بزهكارانه از سوي بسياري از صاحب نظران انحرافات اجتماعي و آسيب شناسان گوشزد شده است. برخي تحقيقات نشان داده اند كه ونداليسم همچون بسياري از رفتارهاي مجرمانه و بزهكارانه در خرده فرهنگهاي بزهكار بوجودآمده، منتقل شده و آموخته مي شود.

ويد (1984) معتقد است كه ونداليسم با عنايت به مفهوم، تعريف، انگيزش ها و انگاره ها بر انواع اكتسابي ، شيوه اي بدخواهانه ، بازي و تفنن و كينه جويانه يا انتفاعي شمول دارد. مع الوصف اغلب تحقيقات مبين تركيبي از صور فوق بوده اند.

اين خود نه تنها نياز به پارادايم ها و رويكردهاي جديدي را در مطالعه ونداليسم مطرح ساخته است بلكه بر استفاده از يك رويكرد التقاطي و تركيبي تأكيد مي نمايد.

در سه دهه گذشته اجماع در باب گرايش به رويكرد روان شناسي اجتماعي در مطالعه علمي انواع اشكال و صور نابهنجاريها و آسيب هاي اجتماعي از جمله ونداليسم فزوني يافته است. رويكرد روان شناسي اجتماعي يك رويكرد التقاطي و تلفيقي است.

كلارك (1991)، كاوان (1971) و استفنس ميير (1989) كه از طرفداران كاربرد رويكرد روان شناسي اجتماعي در مطالعه انواع نابهنجاريها و كژروي هاي اجتماعي هستند مدعي شده اند كه سرچشمه هاي نزديك بزهكاري مي بايد در حوزه اي كه آن را مي توان روان شناسي اجتماعي بزهكاري ناميد بررسي گردد. آنان استدلال مي كنند رويكردهاي روان شناسي اجتماعي به تبيين عواملي مي پردازد كه سبب گزينش كژرفتاري از سوي عامل رفتار مي شود. مضافاً آن كه روان شناسان اجتماعي اصرار دارند كه گزينش كژرفتاري نيز مي بايد با توجه به عواملي گسترده تر در روابط اجتماعي بررسي گردد. به علاوه رفتار واقعي كژرفتاري يعني ارتكاب به عمل بزهكاري نيز بررسي بايد شود. چه اگر شرايط اجتماعي براي هر بزهكاري از جمله ونداليسم مساعد باشد و فرد هم بدان گرايش پيدا كند، هنوز دانسته نيست كه آيا بزهكاري روي خواهد آورد يا نه ؟ از اين رو عوامل موثر در رفتار واقعي ونداليسم بايد بررسي و تعيين گردند.

بدين ترتيب روان شناسان اجتماعي در تبيينات خود از كژرفتاري و رفتارهاي نژند نظير ونداليسم به فراگرد متقابل و تعامل ميان عامل رفتار و وضعيت رفتار در مسير عمل آدمي معتقدند. بزهكاري نيز در غالب نظريه هاي روان شناسي اجتماعي معلول كنش متقابل ميان فرد و زمينه اجتماعي يا ميان عامل رفتار و وضعيت رفتار در نظر گرفته شده و كژرفتاري بعنوان يك فراگرد واحد به شمار آمده است. نتيجتاً ونداليسم چون هر رفتار نابهنجار از يك سلسله مسيرهاي مختلف مي گذرد و تكوين پيدا مي كند. بدين معني كه كاملاً از پيش تعيين نمي شود، بلكه غالباً از يك سلسله برخوردهاي خاص ميان عامل رفتار و وضعيت رفتار بوجود مي آيد. از اين رو مي توان به اين گفته ايان تايلور استناد داشت كه از نظرگاه روان شناسي اجتماعي ماهيت و سرشت فراگرد كژرفتاري به عنوان يك مجموعه بهم بسته نيازمند بررسي عوامل اجتماعي و رواني تواماً و در ارتباط با يكديگر است و به اعتبار اين اصل روان شناسي اجتماعي كه انسان هم سازنده جامعه است و هم زير نفوذ و تأثير فرآورده هاي خود مي باشد يك فراگرد ديالكتيك را بين انسان و جامعه بوجود مي آورد كه مي بايد در تمام مراحل كژرفتاري در نظر آيد (محسني تبريزي، 1370: 70).

 

 

فصل اول

 

 

كليـات

در اين فصل ابتداء به وجه تسميه واژه ونداليسم، تاريخچه، مفهوم و تعريف آن در ادبيات آسيب شناسي اجتماعي و جامعه شناسي انحرافات پرداخته مي شود. سپس مفاهيم كليدي مرتبط با موضوع ونداليسم نظير آسيب اجتماعي، آسيب شناسي اجتماعي، كجروي، انحراف، بزهكاري و نظاير آن تبيين گرديده و ونداليسم بمثابه آسيب اجتماعي، بزه يا كجروي اجتماعي و نيز بعنوان يك مسئله اجتماعي مطرح مي شود. بالاخره با توجه به تيپولوژي كجروهاي اجتماعي و براساس طبقه بندي هاي انواع جرائم وانحرافات وبزه كاري در طبقه بندي انواع جرائم و نابهنجاريها جايگاه ونداليسم مشخص و تعيين مي گردد.

تاريخچه و وجه تسميه واژه ونداليسم

ونداليسم مشتق از واژه وندال است. وندال نام قومي از اقوام ژرمن ـ اسلاو به شمار مي رفت كه در قرن پنجم ميلادي در سزمين هاي واقع در ميان دو رودخانه اودر و ويستول زندگي مي كردند. آنان مردماني جنگجو، خونخوار و مهاجم بودند كه به كرات به نواحي و سرزمين هاي اطراف قملرو خود تخطي و تجاوز كرده به تخريب و تاراج مناطق و آبادي هاي متصرفه مي پرداختند روحيه ويرانگرانه قوم وندال سبب گرديده است كه در مباحث آسيب شناسي كليه رفتارهاي بزهكارانه اي كه به منظور تخريب آگاهانه اموال، اشياء و متعلقات عمومي و نيز تخريب و نابودي آثار هنري و دشمني با علم و صنعت و آثار تمدن صورت مي گيرد به گونه اي به ونداليسم منتسب گردد.

پاتريس ژانورن در وجه تسميه واژه و تاريخچه ونداليسم مي نويسد:

روزگاري در سرزمين هاي واقع در ميان دو رودخانه بزرگ اودر و ويستول قومي بنام وندال زندگي مي كرد. در عهد سلطنت يكي از پادشاهان اين قوم به نام ژانسريك يا گنسريك كه از 428 تا 477 ميلادي سلطنت مي كرده است، وندال ها كه پيشتر سرزمين هاي گل (فرانسه امروز) و اسپانيا را به تصرف خود درآورده بودند به متصرفات روم در آفريقا حمله كرده كارتاژ را گرفته و بر مديترانه مستولي گرديدند. آنان بر سر راه خود از آبادي و آباداني هر چه ديدند نابود و تاراج كرده چيزي برجاي باقي ننهادند. همين شهرت تاريخي سبب شده است كه امروزه ونداليسم را به معني ويرانگري، وحشيگري و خرابكاري به كار برند (پاتريس ژانورن، 1367: 28).

مفهوم و تعريف

در اغلب تعاريف ارايه شده در باب مفهوم ونداليسم در مباحث انحرافات و آسيب هاي اجتماعي، محققين و صاحب نظران از آن به عنوان رفتار معطوف به تخريب و خرابكاري اموال، تأسيسات و متعلقات عمومي نام برده اند.

پاتريس ژانورن (همان، ص 28) آن را نوعي روحيه بيمارگونه تعريف مي كند كه به تخريب تأسيسات عمومي نظير تلفن هاي عمومي، صندلي اتوبوس هاي شهري، مترو و ترن هاي مسافربري و باجه هاي پست و تلگراف و نظاير آن تمايل دارد.

ونداليسم، در اين معني، از بلاهاي جوامع امروزي است كه در گذشته ديده نشده است. وندال هاي كهن ، در هجوم هاي وحشيانه خود، چيزي را ويران مي كردند كه خود نساخته بودند، اما وندان هاي مدرن ، چيزي را نابود مي سازند كه از آن جامعه خودشان است.

از اينرو ژانورن ازونداليسم بعنوان نوعي بيماري جهاني خرابكاري در قرن حاضر و عصر مدرن و بمثابه پديده اي جهاني نام مي برد و آن را بگونه اي مجاز به تخريب آثار هنري، دشمني با علم و صنعت و آثار تمدن اطلاق مي كند. بهمين علت است كه اغلب روحيه اي را كه تمايل به نابودي آثار هنري، تخريب اموال عمومي و همه چيزهاي زيباي ديگر را دارد روحيه ويرانگر يا متمايل به خرابكاري (ونداليسم ) مي خوانند.

ميير و كلينارد (1975) در تعريف ونداليسم متذكر مي شوند كه :

ونداليسم عبارت است از تخريب ارادي اموال و متعلقات عمومي به صورتي مداوم و مكرر(ص 208).

... مدارس هدف نخستين وندال هاست. آنان شيشه كلاس ها را مي شكنند، اشياء منقول، وسايل آموزشي و لوازم التحرير مدرسه را تخريب مي كنند يا به سرقت مي برند. كتابخانه ها اعم از كتابخانه هاي محيط هاي آموزشي و يا كتابخانه هاي عمومي به نحو گسترده و وسيعي تحت تاراج وندال ها و تخريب و تهاجم آنها قرار دارند. صفحاتي از كتاب ها با عناوين و موضوعات مختلف بريده يا كنده مي شوند. در مواردي كل كتاب مورد تخريب و آسيب قرار مي گيرد. علاوه بر مدارس كليه تأسيسات، اموال، متعلقات و اماكن و وسايل عمومي نظير وسايل حمل و نقل عمومي، وسايل ارتباطي، علائم ترافيك، پل ها، جاده ها، پارك ها، سينماها و تئاترها، بيمارستان ها، ترمينال هاي مسافربري، گالري ها و موزه ها، گورستان ها، عبادتگاه ها، هتل ها، خوابگاه ها و نظاير آن به وفور و كراراً در معرض تخريب و آماج يورش خصمانه وندال ها قرار دارند (Meier and Clinard, 1975:208).

ونداليسم در همه جا بيداد مي كند. تقريباً همه شاهد عوارض آن بوده اند. آثار ونداليسم را روي در و ديوارهاي شهرها، ترن ها، سينماها، آسانسورها، پارك هاي عمومي، كيوسك هاي تلفن و به شكلي وسيع در مدارس مي بينيم. همه روزه شاهد شيشه هاي شكسته كيوسك هاي تلفن و صندوق هاي پست تخريب شده هستيم. مسافران ترن ها، در تيررس سنگ هايي قرار مي گيرند كه وندال هاي نوجوانان به طرف شيشه واگن ها پرتاب مي كنند.

از ديگر مظاهر ونداليسم، نوشتن و حكاكي بر روي ديوارهاي مؤسسه هاي عمومي، روي صندلي هاي اتوبوس هاي شهري و نوشتن انواع يادگاري ها بر ديوارها و ستون هاي مكان هاي باستاني و آثار تاريخي است.

جواناني كه وسايل پارك ها يا زمين هاي بازي را تخريب مي كنند و علائم و نشانه هاي جاده ها و درخت ها و فواره ها را از بين مي برند، تا آنجا پيش مي روند كه گاهي ابزار و وسايل مورد نياز عمومي نظير تلفن عمومي و توالت هاي عمومي را تخريب و غيرقابل استفاده مي سازند.

اتومبيل داران، بخصوص آنهايي كه اتومبيل گران قيمت دارند، دائماً شكايت مي كنند كه بدنه ماشين آنها آسيب مي بيند و يا لاستيك چرخ هايشان پنجر مي شود و گاهي شيشه ها و آيينه هاي اتومبيل شكسته مي شود.

از اينرو ميير و كلينارد ونداليسم را بعنوان نوعي تخريب ارادي اموال به صورتي تكرار شونده، مستمر و با انگيزه هاي خاص تعريف كرده اند. بنظر آنان در عمل غيرممكن است كه بتوان وسعت يا هزينه ونداليسم را در جامعه امروز برآورد كرد. مدارس، هدف درجه اول ونداليسم است. در يك ارزيابي كه بوسيله كميته سناي آمريكا در سال 1975 انجام شده است، براي مدارس، حدود 500 ميليون دلار هزينه، فقط در نتيجه ونداليسم برآورد شده است (همان، صص 210ـ208).

به نقل از گزارش راه آهن، در اغلب ايالات آمريكا راه بندهاي خط آهن مورد تخريب وندال ها قرار مي گيرد. در مواردي كليدها و ريل ها دستكاري و تخريب مي شوند، بطوريكه شركت هاي خط آهن در ايالت هايي از پليس راه و پاترول هاي جاده جهت حفاظت و كنترل اموال راه آهن تقاضاي كمك و همكاري نموده اند. در گزارش راه آهن همچنين به برداشتن علائم و تابلوهاي راهنماي لوكوموتيو رانان و نيز علائم راهنمايي و رانندگي در بزرگراهها و جاده هاي ايالات متحده آمريكا اشاره شده است كه اين خود تهديدي براي سلامتي مسافران و خطراتي براي ايمني آنان به شمار مي آيد (همان، صث 211).

ميير و كلينارد (209:1975) متذكر شده اند كه اماكن خصوصاً خانه هاي خالي و مساكن بدون متصدي، مكان هاي جاذبي براي وندال ها محسوب مي شوند. بنظر مي رسد آنها از تخريب، شكستن و ايجاد بي نظمي و اختلال در وسايل، ابزار و تأسيسات عمومي ابراز مسرت و رضايت نموده و از ريختن حتي سس گوجه فرنگي (كچاپ )، سس خردل و انواع نوشيدني ها بر روي مبلمان، موكت ها و فرش هاي اماكن و تأسيسات عمومي، پاشيدن رنگ بر روي ديوارها، نرده ها، تابلوي اعلانات و علائم راهنمايي و رانندگي و شيشه مغازه ها و نيز پاره كردن صندلي سينماها، اتوبوس ها و قطارهاي شهري به شدت لذت برده و آن را نوعي تخليه رواني و فرو نشاندن خشم و يا تشفي و ارضاء يك نياز يا خواسته دروني مي دانند. اين ها حوادث و اتفاقاتي روتين و روزمره اي هستند كه در مناطق شهري خصوصاً در شهرهاي بزرگ و پرجمعيت بسياري از جوامع به وقوع مي پيوندد و ميليون ها دلار هزينه را جهت تعمير و يا تعويض تأسيسات، وسايل و ابزار و متعلقات تخريب شده و يا منهدم شده تحميل جامعه و ماليات دهندگان مي كند.

 

 

ونداليسم به مفهوم يك آسيب اجتماعي

در مباحث جامعه شناسي انحرافات، پاتولوژي يا آسيب شناسي را علم مطالعه و بررسي كاركردهاي مختل و گسل سيستم ها، بخش ها و اجزاء در سطوح مختلف اعم از ارگانيكي، فيزيولوژيكي، بيولوژيكي، فيزيكي و اجتماعي تعريف كرده اند (فولر 1985، پيلي ساك و پروچي 1986، بيرد، كونارد و فرمونت 2000).

از نظرگاه پزشكي پاتولوژي به مفهوم مطالعه جريانات و فرايندهاي امراض، اختلال و بي نظمي در كاركردها يا نقصان و كاستي در فعاليت ارگان ها و نيز مطالعه علل و اسباب بيماري ها و ناخوشي هاي جسماني و دماغي است.

جامعه شناساني كه اين واژه را از فرهنگ پزشكي جهت اشاره به دردها و بيماريهاي اجتماعي به عاريت گرفته اند هر نوع انحراف از نرم اجتماعي و هر اختلال در كاركرد نظام اجتماعي را به گونه اي به مبحث آسيب شناسي اجتماعي ربط داده و مباحث مربوط به انحرافات، نابهنجاريها، اختلالات رفتاري، بزهكاريها و بطور عام مسايل و مشكلات اجتماعي را تحت مبحث كلي تري بنام دردشناسي يا آسيب شناسي اجتماعي مطرح مي كنند.

از اين نظر، ونداليسم را بمثابه يك آسيب يا درد اجتماعي مي توان تلقي كرد. كلارك 1991، هوبر 1991، ويلكينسن 1995 و گلداستون 1998 ونداليسم را چون ساير انحرافات اجتماعي ناشي از ناسازگاريهاي حاكم بر روابط فرد و جامعه، تضعيف و فروپاشي آتوريته اخلاقي در تنظيم روابط بين افراد، تزلزل نهادهاي جامعه در انتقال ارزش هاي اجتماعي، سلطه شرايط آنوميك بر جامعه و واكنش و عكس العمل خصمانه و خشن برخي افراد به تحميلات و شرايط نامطبوع، نامطلوب و غيرعادلانه بيروني مي دانند. ميلز ونداليسم و ساير اشكال كژرفتاري را معلول دگرگوني ساختي در جامعه مي داند. بزعم او كشاكش ميان اخلاق، رسوم، ارزش ها و منافع گروه هاي اجتماعي زمينه را براي پيدايي انواع صور بزهكاري، كژرفتاري و يا آسيب اجتماعي فراهم مي سازد. زماني كه يك نظام اخلاقي مورد تغيير و يا تهديد قرار گيرد، افرادي كه نظام اخلاقي موجود حافظ منافع آنهاست در ممانعت از تضعيف و يا تغيير آن كوشا مي شوند. در مقابل گروه ديگري خواستار دگرگوني و فروپاشي آن مي گردند. نتيجتاً بين دو گروه اجتماعي متعارض و متضاد برخورد و ستيزه درمي گيرد و زمينه مساعدي براي پيدايش آسيب هاي اجتماعي خاصي فراهم مي شود (ميلز، 1360: 26ـ24).

ونداليسم به مثابه يك انحراف و كجروي اجتماعي

در منابع مربوط به انحرافات و كجروي هاي اجتماعي، ونداليسم به مثابه نوعي بزه و از انواع جرائم خرد مطرح شده است.

براي آنكه ونداليسم در مفهوم جرم شناختي و آسيب شناختي اجتماعي آن بعنوان گونه اي كجروي و انحراف محسوب گردد، لازم است به اختصار در باب مفاهيم كجروي، بزهكاري، انحراف و صور آن توضيح داده شود.

جامعه شناسان و علماي علوم اجتماعي خصوصاً پيروان مكتب جامعه شناسي نظم و كاركرد گرايي بر اين باورند كه حيات اجتماعي بر واقعيتي بنام هنجار استوار است. هنجارها قواعد رفتار اجتماعي به شمار مي ايند كه اجراي اصول و قواعد رفتاري هر جامعه را تضمين مي كنند. بقاء و استمرار حيات هر جامعه در گرو متابعت اعضاء جامعه از هنجارها و ارزش هاي فرهنگي مقرره است، مع الوصف در همه جوامع بشري همه افراد به يكسان از هنجارها و ارزش هاي اجتماعي پيروي نمي كنند. از اين رو جامعه متابعت كنندگان هنجارهاي اجتماعي را "همنوا" و ناقضين آنها را "ناهمنوا" مي نامد. از ميان اشخاص نابهنجار كساني كه رفتار نابهنجارشان تداوم داشته و ديرگاهي دوام آورد كجرو يا منحرف و رفتار آنان كجروي ياانحراف اجتماعي ناميده مي شود (آگ برن و نيمكف، 1353:253).

بودون انحراف را به رفتاري اطلاق مي كند كه مخرّب زندگي بوده مورد سرزنش قرار گيرد يا موجب لطمه و جريمه گردد. بنظر بودون انحراف غالباً مترادف با قانون شكني است و در جامعه موارد آن خيلي بيشتر از جرم است (Boudon,1989:87).

دوب انحراف اجتماعي را عبارت از هر نوع رفتار يا وضعيتي مي داند كه اعضاي قوي تر يك گروه اجتماعي به طور معقول، آنرا تخلفي جدي نسبت به ارزش ها يا معيارهاي مهم خود مي دانند (Doob,1995:175).

رفتاري، انحراف آميز تلقي مي شود كه به عنوان رفتار غيرعادي تعريف شود. بيكر در اين باره مي نويسد: انحراف، چگونگي عملي كه شخص مرتكب مي شود، نيست. بلكه نتيجه عملي است كه ديگران برحسب ضمانت اجرائي قوانين به يك متخلف نسبت مي دهند (Horton and Hunt, 1989:150).

بنابراين، براي آنكه عملي انحراف محسوب گردد، بايد عوامل مختلفي درنظر گرفته شوند. اين عوامل دربرگيرنده اهميّت نسبي هنجارها، موقعيت كنشگر، وضعيت فردي و اجتماعي او و شرايطي كه عمل در آن محقّق شده، مي باشد.

در همه گروه ها درجه اهميّت هنجارها و رعايت آن توسط اعضاء يكسان نيست. برخي از هنجارها چون شيوه هاي قومي، از اهميت كمتري برخوردار بوده و عدم رعايت آنها مجازاتي را دربرنداشته و يا در صورت مجازات ميزان آن خفيف خواهد بود. در طرف ديگر قوانين وضع شده در يك جامعه در صورتي كه مراعات نگردند، فرد خاطي با مجازات شديد روبرو خواهد شد.

با وجود شدت و ضعف در اهميت هنجارها و رعايت آن توسط افراد، موضوع مهم ديگر موقعيت عمل مي باشد كه شدت و ضعف مجازات را تعيين مي كند. به عنوان مثال سربازي كه در دو موقعيت جنگ و صلح از انجام خدمت سرباز زند، مجازات هاي مختلفي براي او تعيين مي گردد.

همچنين ويژگي هاي فردي و اجتماعي كنشگر از پارامترهاي مهم در گرايش به انحراف است.

پايگاه اجتماعي خاطي نيز غالباً به عنوان عامل مهم در نظرگرفته مي شود. مصونيت هاي متفاوتي كه براي سفرا، وزرا، نمايندگان مجلس و برخي اشخاص ديگر وجود دارد، مؤيد اين امر است (دفلور، 1370:197).

طبقه بندي و تيپولوژي انواع انحرافات، جرائم و منحرفين

طبقه بندي هاي مختلفي از انواع انحرافات، جرائم و بزهكاران توسط صاحب نظران، حقوقدانان و آسيب شناسان صورت گرفته است.

در طبقه بندي سيمونز كه براساس نظرسنجي از مردم و انتخاب آنان از انواع عمده انحرافات و منحرفين با استفاده از يك طيف فاصله اجتماعي صورت گرفت، پاسخگويان رفتارهاي زير را به ترتيب اهميت بعنوان رفتارهاي مغاير با سنجه ها و معيارهاي اخلاقي و كنشگران آنها را بعنوان كجروان و منحرفين اجتماعي معرفي نمودند:

1 ـ همجنس بازان مرد

2 ـ همجنس بازان زن

3 ـ فواحش

4 ـ مصرف كنندگان ماري جوانا

5 ـ سياست گران افراطي

6 ـ زناكاران

7 ـ الكلي ها

8 ـ هيپي ها

9 ـ قماربازان

10 ـ افرادي كه قبلاً توسط دادگاه ها به جرم يا جرايمي محكوم شده اند (Simmons,1979:32).

سيمونز متذكر مي شود كه همه انواع رفتارهاي عنوان شده از سوي پاسخگويان لزوماً انحراف يا جرم محسوب نمي گردد. مضافاً آنكه در نظرسنجي هاي بعدي پاسخگويان سياست گزاران افراطي، همجنس بازان و مصرف كنندگان ماري جوانا را ديگر هنجارشكن تلقي نكرده و متقابلاً تجاوزكنندگان جنسي ، كودك آزاران ، هواپيما ربايان و مرداني كه بر عليه زنان خود خشونت روا مي دارند در زمره منحرفين و هنجارشكنان قلمداد گرديده اند. لازم به ذكر است كه در رتبه هاي پايين درجه بندي كجروان، دروغگويان، زنان، رانندگان بي احتياط، ملحدان، جوانان، مردان ريش دار، درستكاران، محتاطان و محافظه كاران، رؤساي جمهور، مطلقه ها، دختراني كه آرايش مي كنند، متجددين، هنرپيشه ها، منفي بافان، استادان همه فن حريف دانشگاه و دانشجويان نخبه به ترتيب قرار گرفته اند. آنچه كه از طبقه بندي سيمونز و مشابه آن مي توان استنتاج كرد مبين آن است كه عامه مردم كلمات كجرو و كجروي را به افراد و اعمالي اطلاق مي كنندكه از نظر آنان مردود و مذموم است. از طرفي اين طبقه بندي ها نشان مي دهند كه بي هنجاري توسط واكنش هاي اجتماعي به عملي يا يك شيوه خاص زندگي كه با ضوابط اخلاقي و هنجارهاي مقرره مورد انتظار مغايرت دارد تعريف و تعيين مي شود.

در طبقه بندي هاي مشابه از انواع انحرافات برخي از صاحب نظران سخن از انحراف نخستين ، انحراف ثانويه (دومين ) و انحراف خاص رانده اند. دوب انحراف نخستين را به انحرافي اطلاق مي كند كه موقتي است و بطور دائم و مستمر تكرار نمي شود. در اين نوع انحراف، فرد كجرو نه تنها برچسب منحرف نخورده است، بلكه خود نيز خود را كجرو بحساب نمي آورد (Doob,1990:197). درمقابل، انحراف ثانويه به انحرافي اشاره دارد كه دائمي و مكرر است، بطوريكه فرد كنشگر عملي را كه مغاير با هنجارهاي اخلاقي مقرره است بطور منظم و مستمر انجام مي دهد. در اين نوع كجروي هم برچسب كجروي بر فرد زده شده است و هم جامعه او را منحرف مي شناسد. دزدان حرفه اي، دائم الخمرها، معتادان و نظاير آن جزو منحرفين ثانويه به شمار مي آيند (بروس كوئن، 1370:161).

انحراف خاص مبين صفات و ويژگيهاي اخلاقي و رفتاري غيرتيپيك و غيرمتعارف در افراد است. از اين منظر هرگونه رفتار يا ويژگي فردي كه به لحاظ آماري غيرمعمول يا متفاوت با رفتارهاي متعارف و عادي بوده و از معيارهاي استاندارد عدول نمايد رفتار خاص يا انحراف خاص ناميده مي شود. افراد كوتوله، افراد قدبلند بيش از دو متر، آدم هاي چپ دست، نوابغ، افراد خيلي چاق و يا خيلي لاغر، شاگردان اول و نظاير آن كه از معيارهاي استاندارد و نرمال عدول كرده اند طبق تعريف فوق داراي انحراف خاص هستند.

انحراف را همچنين بلحاظ اينكه توسط فرد بطور منفرد انجام مي گيرد و يابه صورت گروهي و دسته جمعي انجام مي شود به دو نوع انحراف فردي و انحراف گروهي تقسيم كرده اند. در انحراف فردي، شخص به تنهايي از هنجارهاي مقبول و مقرره در جامعه سرباز زده و عدول كرده است. به عبارت ديگر تخطي از قواعد و هنجارهاي مورد انتظار اجتماعي بصورت منفرد توسط شخص صورت گرفته است. بعنوان مثال ارتكاب عمل قتل توسط جنابتكاري و با هر انگيزه اي انحراف فردي محسوب مي شود.

انحراف گروهي در مقابل بطور گروهي و دسته جمعي توسط دو يا چند فرد انجام مي پذيرد. در اين نوع انحراف افراد در قالب گروه به رفتار منحرف مبادرت مي ورزند. در گروه ها يا باندهاي منحرف اعضاء تابع هنجارها و ضوابط خاص گروه خود هستند. كجروي هايي كه بطور گروهي و در داخل باندهاي تبهكار نظير باندهاي قاچاق مواد مخدر و يا باندهاي سرقت مسلحانه كه بطور دسته جمعي و با مشاركت چند نفر انجام مي گيرد انحراف گروهي به شمار مي آيد (دوب، 1990؛ استفنس ميير، 1989؛ شيخاوندي، 1353؛ بروس كوئن، 1370).

انحرافات همچنين برحسب اينكه رفتار انحرافي ناآگاهانه صورت مي گيرد و يا خود كنشگر به عمل منحرفانه خود آگاهي دارد به دو نوع انحراف ناآگاهانه و انحراف آگاهانه تقسيم مي شود:

چنانچه عملي از روي ناآگاهي و بدون قصد و نيتي در باب نقض هنجارها و قواعد اخلاقي از سوي فرد صورت پذيرد كه با هنجارها و ضوابط اجتماعي مقرره مغاير باشد، اين نوع عمل نابهنجار را انحراف ناآگاهانه مي گويند.

در مقابل انحراف آگاهانه به انحرافي اطلاق مي شود كه در آن فرد يا افراد بطور هدفمند و دانسته و مبتني بر قصد و نيتي به رفتارها و اعمالي دست زنند كه با ارزش ها و هنجارهاي جاري جامعه منافات داشته باشد (شيخاوندي، 1353:14).

بزعم جامعه شناسان انحراف ناآگاهانه با فرآيند اجتماعي شدن در جامعه بستگي دارد. به عبارت ديگر چنانچه نهادهاي اجتماعي كننده نظير خانواده، مدرسه، گروه همال، وسايل ارتباط جمعي و نظاير آن در انتقال و آموزش هنجارها، آداب، عادات و ارزش هاي فرهنگي جامعه به اعضاء و افراد خود قاصر و عاجز باشند طبيعتاً اعضاء بواسطه ناآگاهي و عدم آشنايي با سنجه ها و قواعد رفتار اجتماعي به رفتارها و اعمالي ممكن است دست زنند كه با هنجارهاي مقبول و مورد انتظار جامعه مغاير باشد (شيخاوندي،همان ؛وايت وهينس 1997)

در برخي از طبقه بندي ها اشاره اي به انحرافات مثبت و انحرافات منفي شده است (شيخاوندي 1353؛ صديق 70ـ1369؛ دوب 1990؛ وايت و هينس 1997).

چنانچه فرد يا گروه آگاهانه و با وقوف كامله به هنجارها و ارزش هاي جامعه خويش هنجارها و ارزش هاي نويني بيافريند كه از حيث غناء بر هنجارها و ارزش هاي موجود تفوق و برتري داشته باشند به انحراف مثبت و سازنده گرايش دارد. مصلحين اجتماع، انقلابيون، پيامبران و مردان بزرگ تاريخ در عرصه هاي علم و هنر و سياست و فلسفه در زمره منحرفيني كه به انحراف مثبت مبتلا بوده اند قرار دارند.

در انحراف منفي برخلاف انحراف مثبت، هنجارها و ارزش هاي مورد ستايش و عمل افراد از حيث غنا و مطلوبيت در سلسله مراتب ارزشي مرتبه پست تري نسبت به هنجارها و ارزش هاي مرسوم در جامعه دارند.

در طبقه بندي ديگري، استفنسن ميير (1989) جرائم و انحرافات را تحت چهار گروه قرار داده است :

1 ـ جرائم بر عليه اموال

2 ـ جرائم بر عليه اشخاص

3 ـ جرائم سوء مصرف مواد

4 ـ جرائم نظم عمومي

در جديدترين طبقه بندي ارايه شده (Clinard, M. and Meier,R.,1997: 192-4) كلينارد و ميير پس از ارايه طبقه بندي و نمونه شناسي از جرائم، انحرافات و مسايل اجتماعي به تميز قاطع ميان آنها مي پردازند.

در باب بزه ها، جرائم و انحرافات اجتماعي آنان با قرار دادن جرائم و انحرافات در سه طبقه كلي جرائم بر عليه اشخاص ، جرائم بر عليه اموال و جرائم سياسي به موارد مختلف جرائم و انحرافات در هر يك از طبقات سه گانه اقدام مي كنند:

1 ـ جرائم شخصي و بر عليه اشخاص :

الف ـ ايرات ضرب و جرح : عمدي، غيرعمدي

ب ـ قتل (آدمكشي )

ج ـ تجاوز جنسي همراه با زور و اجبار

د ـ خودفروشي (فحشاء)

ه ـ لواط

و ـ زنا

ز ـ مساحقه (همجنس بازي زنان )

ح ـ اعتياد : به مواد مخدر، و الكل

ط ـ شرارت و اوباشگري

ي ـ جرائم عليه كودكان (تنبيه بدني، آزار و اذيت، شكنجه، سوء استفاده جنسي، فروش، بيگاري و...)

ك ـ تخلفات رانندگي

ل ـ همجنس بازي

م ـ خشونت عليه زنان و همسرآزاري

ن ـ ساير اعمال ضداخلاقي و منافي عفت عمومي (ميخوارگي و بدمستي، عدم رعايت شئونات اخلاقي و مذهبي، هرزه گي و...)

2 ـ جرائم بر عليه اموال :

الف ـ سرقت : شامل صور زير:

ـ سرقت از مغازه

ـ سرقت اتومبيل و موتورسيكلت

ـ سرقت از بانك

ـ دستبرد و دزدي اموال و خانه ها

ـ جيب بري

ـ دزدي گاوصندوق (زدن دخل )

ب ـ جرائم مالي : شامل صور زير:

ـ جعل چك و صدور چك بلامحل

ـ اختلاس

ـ خيانت در امانت

ـ تقلب در كسب و كار

ـ تصرف عدواني

ـ رشوه خواري

ـ اخاذي ـ باجگيري

ـ قمار

ـ جعل سكه و پول

ج ـ ونداليسم (خرابكاري و تخريب اموال عمومي )

د ـ آتش زدن و ايجاد حريق

ه ـ قاچاق : كالا و مواد (ماكول و غيرماكول )، الكل، مواد مخدر

و ـ احتكار

3 ـ جرائم سياسي :

الف ـ برعليه حكومت و نظام سياسي : شامل صور زير:

ـ تظاهرات غيرقانوني

ـ اعتراض هاي غيرقانوني

ـ سخنراني هاي غيرقانوني

ـ نشر، انتشار و عرضه مقالات، كتب، روزنامه ها، مجلات و نشريات غيرقانوني

ـ خيانت به كشور

ـ آشوبگري

ـ خرابكاري

ـ فعاليت هاي تروريستي

ـ سوء قصد به رهبران سياسي

ـ هواپيمادزدي

ـ فرار از خدمت سربازي

ـ جرائم مربوط به حقوق مدني و اجتماعي نظير تخلف در ماليات و پرداخت ديون به دولت، تخلفات رانندگي و...

ـ كودتا

ـ توطئه بر عليه حكومت

ب ـ جرائم دولتي : شامل صور زير:

ـ سوء استفاده از قدرت و امكانات دولتي

ـ پذيرش رشوه و هداياي غيرقانوني

ـ سوء استفاده مالي و اختلاس

ـ شهادت دروغ

ـ فساد سياسي

ـ تقلب در انتخابات

ـ خشونت بر عليه مردم

ـ ورود غيرقانوني به خلوت مردم

ـ مزاحمت

ـ توقيف غيرقانوني

ـ كتك زدن

ـ شكنجه

ـ اهمال در انجام وظايف قانوني و محوله

ـ محكوم كردن غيرقانوني

ـ دستگيري غيرقانوني

ـ نشر اكاذيب و شايعه سازي

از آنچه كه در باب انحرافات و آسيب هاي اجتماعي گفته شد مي توان استنتاج كرد اولاً انحراف به هر رفتاري يا ويژگي رفتاري كه با نظام ارزش ها و هنجارهاي مقبول و مورد انتظار جامعه مغايرت داشته باشد و از سوي تعداد كثيري از مردم رفتاري منفي يا مذموم ارزيابي گردد اطلاق مي شود.

ثانياً تقسيم جامعه به دو گروه راست رفتاران و كجرفتاران نامقدور است و عليرغم اينكه اكثر مردم مي كوشند حتي المقدور خود را با هنجار و ارزش هاي اجتماعي سازگار و همنوا سازند، مع الوصف هيچ جامعه اي را نمي توان يافت كه در آن اكثريت مردم در طول عمرشان مرتكب هنجارشكني در باب برخي از هنجارهاي عمده اجتماعي نشده باشند.

ثالثاً انحرافات و كژ رفتاري هاي اجتماعي برحسب تعاريف جوامع و نوع فرهنگ ها، برحسب زمان و تاريخ، برحسب مكان خاص، برحسب نتايج حاصله از عمل و بالاخره برحسب موقعيت، مقام و منزلت اشخاص نسبي است.

كجروي برحسب تعاريف جوامع و نوع فرهنگ ها نسبي است. يعني آنچه را كه يك فرهنگ بي هنجاري و يا انحراف تلقي مي كند و آن را مستوجب كيفر مي داند ممكن است در فرهنگ يا جامعه اي ديگر كجروانه يا منحرفانه به شمار نيايد. شرب خمر در برخي فرهنگ ها و جوامع عملي ناهنجار تلقي نمي گردد حال آنكه چنين رفتاري در بعضي فرهنگ يا آئين ها مذموم و ممنوع است.

كجروي همچنين برحسب زمان و تاريخ نسبي است. يعني آنچه را كه در يك دوره تاريخي يا زمان معيني مذموم يا رفتاري منحرفانه مي پنداشتند ممكن است در دوره ديگر يا زمان ديگر بهنجار تلقي شود و بالعكس هر كنشي يا رسمي مقبول و پذيرفته شده در دوره اي مي تواند به مرور زمان منسوخ و مذموم گردد. مثلاً زنده به گور كردن دختران در عهد جاهليت عرب رسمي محترم و پذيرفته شده براي اعراب سرزمين حجاز بود، با ظهور اسلام و تحت تعاليم آن اين رسم ملغي و ناپسند اعلام شد و تدريجاً منسوخ گرديد.

كجروي همچنين برحسب مكان خاص نسبي است. يعني آنچه كه در مكاني خاص بهنجار به شمار مي آيد ممكن است در مكاني ديگر عملي كاملاً ناهنجار تلقي گردد. مثلاً تزريق مرفين به دستور پزشك در بيمارستان براي بيماري جرم بحساب نمي آيد، مع الوصف چنانچه اين عمل توسط خود فرد (بيمار) صورت گرفته باشد جرم است.

كژرفتاري همچنين برحسب موقعيت، مقام و منزلت اجتماعي اشخاص نسبي است. به عبارت ديگر اشخاص و افرادي در موقعيت ها و مقامات بالاي اجتماعي كم تر در مظان اتهام و يا مظنون به ارتكاب جرم قرار مي گيرند، حال آنكه احتمال مظنون واقع شدن افرادي در موقعيت هاي اجتماعي پايين تر ولو اينكه خلافي را هم مرتكب نشده باشند به مراتب بيشتر است. در جريان واقعه واترگيت در آمريكا، نيكسون كه مجرم اصلي بود تبرئه گرديد، ولي ايادي و همكاران وي به چندين سال حبس محكوم شدند.

بالاخره كجروي برحسب نتايج و آثار حاصله از آن هم نسبي است. از اين منظر اولاً نيت و فكر عمل كجروانه يا پليد مجازات نمي شود و ثانياً رفتار واقعي مجرمانه مي بايد صورت گيرد تا كجروانه تلقي گردد. از اين رو تنها اعمالي كجروانه و مستوجب مجازات به شمار مي آيند كه عملاً و علناً منجر به آثار و نتايج خاص گردند. بدين ترتيب در شناخت كجروي لازم است به شرايطي كه در آن رفتار معيني انجام مي گيرد و نيز به عكس العمل ديگران نسبت به آن رفتار توجه شود و تاكيد شود و نه بر روي خود عمل و يا شخص عامل آن.

 

[TOP]

  

مي خواهم اين کتاب را بخرم

Copyright 2004. Ay Ay Ketab.