فتح جنوب در اصفهان، گزارشي از جايزه ادبي اصفهان

مهربانو ابدي دوست

 

نخستين جايزه ادبي اصفهان از 22 الي 24 آذر ماه در بخش هاي مختلف برگزار شد. اداره کل فرهنگ و ارشاد استان اصفهان براي نخستين دوره جايزه ادبي را در سه بخش اصلي داستان هاي برگزيده اصفهان، بهترين رمان و بهترين رمان و نيز برنامه هاي داستان خواني ، ميزگرد، کارگاه داستان، نمايشگاه کتاب ادبيات داستاني و نمايش فيلم برگزار کرد.

جايزه ادبی اصفهان با يک فراخوان برای دعوت از داستان نويسان برای شرکت در يک مسابقه داستان اعلام موجوديت کرد. بنابر گفته موليان اين مسابقه در حدود 550 اثر به دبيرخانه جايزه ادبی اصفهان ارسال شد که فاطمه خان سالار و علی خدايی اين آثار را در مرحله نخست بررسی کرده اند از اين ميان 250 اثر به مرحله نخست بررسی کرده اند و از اين ميان 250 اثر به مرحله دوم راه يافتند. احمد غلامی، منيرو روانی پور و مصطفی مستور داوران مرحله نهايی 23 داستان را برای چاپ در کتابی با عنوان مجموعه داستان های برگزيده اصفهان منتشر کرد. در اين بخش در نهايت داستان های مردگان اثر محمدحسين محمدی نويسنده افغانی، سگ گنده خانه آجر قرمز اثر هادی کيکاووس از بندرعباس و زخم صورت اثر اکبر صحرايی از شيراز و براساس خاطرات پسر همسايه اثر حسين زارعی از بندر گناوه را به ترتيب به عنوان داستان های کوتاه برتر معرفی کردند. اين بخش را بايد از مهمترين و ارزنده ترين بخش از اقدامات جايزه ادبی اصفهان به شمار آورد.

انتشار 23 داستان از 23 نويسنده جوان در قالب يک کتاب مجالی به دست خواهد داد تا شناخت و معرفی نويسندگان جوان در بستری خوب ميسر شود. هيأت داوران در بخش مجموعه داستان کوتاه در بيانيه خود در ارتباط با مجموعه برتر آورده اند: هيأت داوران تلاش كردند بدون هيچ آثاري پرداخته و با مدنظر قرار دادن عناصر سازنده داستان و ساختار آن در هر اثر از ميان نامزدهاي نهايي ضمن تقدير از احمد غلامي به دليل تلفيق رويا و واقعيت و نيز استفاده از تكنيك هاي ساير هنرها مثل سينما و عكاسي در مجموعه داستان فعلاً‌ اسم ندارد، مجموعه داستان برادران جمالزاده اثر احمد اخوت را به عنوان بهترين مجموعه داستان سال 1381 معرفي كرد.

يونس تراكمه از داوران بخش در مورد چند و چون انتخاب ها مي گويد: رواج جايزه هاي ادبي در چند سال اخير تلاش تازه اي براي جا انداختن يك نوع ادبي به نام داستان است. ما سعي كرده ايم از بين 31 مجموعه داستان را انتخاب كنيم. هر اثري را به تنهايي معيار قرار داديم و هيچ داستاني را با معيارهاي از پيش تعيين شده بررسي نكرديم، بلكه تلاش كرديم تا حتي در پاره اي موارد يك داستان را هم با متر و معيارهايي كه خود داستان به ما عرضه مي كرد، مورد داوري قرار دهيم. وقتي مي گوييم رواج جوايز ادبي خوب است به اين معنا نيست كه آثار منتشر شده هم خوب هستند. اساساً‌ براي داوري و انتخاب برترين هاي جوايز ادبي مي توان دو روش برگزيد. يكي اين كه بدون در نظر گرفتن هيچ سطحي به سراغ كتاب ها برويم و بهترين كتاب را نسبت به همان سال انتخاب كنيم. روش دوم اين است كه حداقل هايي را در نظر بگيريم و اگر هيچ كتاب حائز اين حداقل ها نشد نمي توان كتابي را انتخاب و معرفي كرد. البته در مجموع پروسه اعطاي جوايز ادبي مي تواند تنور انواع ادبي و از جمله داستان را گرم كند وگرنه خود جايزه شايد خيلي مهم نباشد. اهميت جايزه ادبي اصفهان نيز به برگزاري نخستين دوره اش نيست و اگر تداوم پيدا كند تأثيرگذار خواهد بود. اما اگر جرقه اي باقي بماند كه اين جا سرزمين جرقه ها و حركت هاي ناتمام است. جايزه ادبي اصفهان قبل از هر چيز اهميتش را از اين زاويه به دست مي آورد كه يك مركز دولتي متولي برگزاري مراسمي شده است و از همه مهمتر در يك شهرستان و به دور از ماجراي مركزگرايي روي داده است. تراكمه در اين ارتباط مي گويد در بخش خصوصي معمولاً يك يا چند نفر جمع مي شوند و حركت تازه اي را آغاز مي كنند و پس از مدتي فرسوده شده و آن را رها مي كنند.

در بخش دولتي هم يك مسئول درست و حسابي پيدا مي شود و كاري را شروع مي ند و بعد مدام بايد دعا كرد كه مسئول بعدي قطعش نكند يا ماهيتش را عوض نكند. در بخش رمان 31 اثر از ميان آثار منتشر شده در سال 81 هيأت داوران متشكل از حسن ميرعابديني، محمد كلباسي، ابوتراب خسروي، صفدر تقي زاده و هلن اوليايي نيا در بخش رمان به دليل رويكرد برخي از نويسندگان به شيوه هاي متغلق و غيرقابل درك، كيفيت كلي رمان هاي منتشر شده در سال 81 را در حد مطلوب ندانست و از 3 رمان پرنده من،‌سيماب و كيمياي جان و من ببر نيستم پيچيده به بالاي خودتاكم تقدير كرد.

در بيانيه هيأت داوران تلاش نويسندگاني كه سعي در متحول كردن و ارتقاي داستان نويسي ايران داشته اند، ارج نهاده شده و به دليل ارائه صادقانه خودآگاهي زنانه و طنز خودجوش در پرداخت دشواري هاي زندگي امروز، كتاب پرنده من نوشته فريبا وفي را شايسته تقدير دانسته است: هيأت داوران با تأكيد بر اين نكته كه رمان مطلق سال انتخاب نكرده اند، با اين همه لوح تقدير تنديس و جايزه دوم به اعتبار پرداخت موفق از روايتي تاريخي با توجه به خصلت هاي ديرپاينده انسان با نثري درخشان به رمان سيماب و كيميان جان نوشته رضا جولايي اهدا شد و به دليل تلاش ارزنده براي پديد آوردن زباني رنگين در ساختاري مدرن و در ساحتي آئيني و مدرن، لوح تقدير تنديس و جايزه نخست را به رمان من ببر نيستم پيچيده به بالاي خود تاكم نوشته محمدرضا صفدري اهدا كرد. بحث معرفي نكردن رمان سال در ميان كتاب هاي منتشر شده در سال 81 براي بار نخست در جايزه مهرگان مطرح شد و به بحث هاي زيادي دامن زد. حسن ميرعابدينيو صفدر تقي زاده از داوران مشترك جايزه مهرگان ادبي و جايزه مهرگان ادبي و جايزه ادبي اصفهان هستند. ميرعابديني با تأكيد بر حمايت از معرفي نكردن رمان سال مي گويد: رمان نويسي در سال 81 وضعيت مطلوبي نداشت. رمان هاي منتشر شده در اين سال چيزي بيش از 300 عنوان است و اين آمار در يك نگاه چنين مي نمايد كه با وضعيت خوبي رو به رو هستيم. اما حدود 80 درصد از آثار منتشر شده پاورقي است. از اتفاق در بخش پاورقي نويسي نيز پسرفت داشته ايم.

رمان هاي نوشته شده در سبك و سياق هاي جدي از منظري توجه با شگردهاي پاورقي نويسي دارند. اين دست از رمان ها اغلب مضمون گرا هستند و نوع برخورد با مضامين به نوعي رجعت به همان شگردها و موضوعات دستمايه قرار گرفته شده از سوي پاورقي نويسي است. ميرعابديني در ارتباط با چگونگي برخورد رمان هاي منتشر شده با مسئله ساختار گفت: شيوه ها و شگردهاي مدرن و فرامدرن در اين رمان ها ديگر دارد تكراري مي شود. به نظر مي رسد نويسندگان ضرورت به كارگيري اين مسئله را درك نكرده اند و از اين رو نتوانسته اند اين تئوري را در اثر خوددروني كنند. اين رمان ها قبل از هر چيز متكي به تئوري است. اين مسئله به مانند برخوردي است كه نويسندگان عقيده گرا و مضمون گرا برخوردي سطحي با موضوع داشتند. تئوري در اين دست از رمان ها ضرورت كار نشده. اگر تئوري را از اين آثار بگيريم فرومي ريزد. اين را بايد در نظر بگيريد كه مكتب ها در طول زمان تغيير مي كنند و گاه فراموش مي شوند، در اين ميان اگر اثر خلاق باشد، ماندگار است. وقتي نويسنده اي اثر خود را متكي به تئوري مي كند يا فراموش شدن آن تئوري اثر او فراموش مي شود.

ميرعابديني در ارتباط با شگرده اي نو مي گويد: در ميان آثار منتشر شده در سال 81 طبعاً كساني مهم بودند كه تلاش هايي براي بهبود كار داشتند. شگرد نو در ميان اين رمان ها وجود دارد اما نگاه و انديشه تازه در آن وجود ندارد. اين آثار فاقد انديشه اي است كه ما را متحير كند. رمان تركيبي است از انديشه و شكل. اگر هر يكي از اين دو نباشد ديگر با اثري نو رو به رو نيستيم. در رمان هاي شكل گراي سال 81، اگرچه نويسنده تعمد دارد با شگردهاي نو بنويسد، نگاه حاكم بر اثرش نگاه رئاليستي قرن نوزدهمي است. براي همين مي گويم ضرورت شكل هاي به كار گرفته شده درك نشده. نوينسدگان اين رمان ها پرهيز دارند كه به جامعه امروز نگاه داشته باشند و به بهانه هاي مختلف از مسائل امروزي گريزان هستند. رمان، تاريخ روحي نويسنده بايد باشد اين در حالي است كه نويسندگان اين آثار از زمانه خود فاصله دارد. اغلم رمان ها بيوگرافي وار هستند و به گذشته نگاه دارند. بدون آن كه تلاش كنند تا اين گذشته را با آينده ربط بدهند و از آن چراغي براي راه آينده به دست دهند. ميرعابديني يكي ديگر از نقاط ضعف رمان ها را عدم وجود مولفه هاي سرخوشانه و بهره مند از تخيل خلاق مي داند و مي گويد: در ميان رمان هايي كه براي داوري جايزه ادبي اصفهان خواندم، زماني كه شعفي به من بدهد وجود نداشت. رماني كه طنز سرخوشانه و تخيل نداشته باشد، به قهرمان هايش نيز مجال گفت و گو نداده است و بين مخاطبان اثر نيز گفت و گو نداده است و بين مخاطبان اثر نيز گفت و گو به وجود نمي آيد و اين منافات دارد با آن چيزي كه داعيه نوشتن رمان چند صدايي دارد.

ابوتراب خسروي يكي ديگر از داوران بخش رمان نظري ديگر دارد. او مي گويد: وقتي بحث از رمان سال مي شود، منظور رماني است كه بتواند توقعات گروه داوري را برآورده كند. البته به نظر من چنين رماني وجود داشت و اصرار بر اين انتخاب داشتم. البته عدم ارتباط رمان مورد نظرم با مخاطب را كتمان نمي كنم ولي آراي ديگر داوران برايم قابل احترام است. صفدر تقي زاده داور رمان در جايزه ادبي اصفهان و مهرگان ادبي نيز در اين ارتباط مي گويد: شايد عدم گزينش رمان برگزيده سال بتواند هشداري به دست اندركاران اداره جامعه و نويسندگان جوان باشد تا به هر حال چاره اي انديشيده شود. تقي زاده در ارتباط با برگزاري اين جايزه در اصفهان مي گويد: بسياري از اين جوايز در كشورهاي خارجي به نام شهرهاي مختلف يك كشور نام گذري مي شود. در ايران شايد اين براي نخستين بار است كه شهر اصفهان در اين زمينه اقدام به برگزاري اين مراسم كرده است. اين مراسم مي تواند انگيزه اي براي برگزاري اين گونه جوايز در سايه شهرهاي ايران نيز شود، زيرا از اين واقعيت نمي توان چشم پوشيد كه بيشتر نويسندگان برجسته نظير بهرام صادقي، احمد محمود، هوشنگ گلشيري، غلامحسين ساعدي، محمود دولت آبادي و.... از شهرستان ها پا گرفته اند. تقي زاده وضعيت رمان هاي منتشر شده در سال 81 را تأسف انگيز مي داند و مي گويد: عوام بسياري در اين زمينه مؤثر هستند كه يكي از آنها مشكلات و نابساماني هاي اجتماعي است. از سوي ديگر حرفه اي نشدن ادبيات در ايران و گرفتاري نويسندگان براي تأمين معاش از عوامل مهم در اين زمينه است. گرايش گروهي از نويسندگان به شگردهاي پيچيده و مبهم داستان نويسي در كنار عدم توجه دست اندركاران و كل جامعه به اين آثار در به وجود آمدن فضاي گفته شده بي تأثير نيست.

 

 

 

بازگشت