صفحه اصلی    تازه ها    ادبیات    تاریخ و سیاست    روانشناسی و جامعه شناسی    علوم    کودک و نوجوان    متفرقه

ناشر:سبزان
تاريخ چاپ: 1390
نوبت چاپ:اول
تيراژ:1000 نسخه
قيمت:3000 تومان
شابک: 7–044–117–600–978

 

رسیدن به هدف راهکارهایی برای تغییر زندگی شما

تغییر روش زندگی و کسب و کار

نویسنده: اندی اسمیت مترجم: حسین فروغی اصل

فهرست

عنوان                            صفحه

مقدمه........................... 7
فصل اول: انتخاب با شماست........ 15
مسئولیت‌پذير باشید............. 15
هرگز خودتان را سرزنش نکنید.... 16
به بازخوردها فکر کنید نه به شکست‌ها    17
سرنوشت خوبی برای خودتان رقم بزنید 19
افزایش توانایی فردی........... 21
تمرکز بر خود.................. 24
رهایی از آشفتگي دروني......... 26
قدرت ضمير ناخودآگاه شما....... 29
استفاده از ضمیر ناخودآگاه..... 30
استفاده از حواس و غریزه....... 32
استفاده درست از باورهای خود... 33
انتخاب انگیزه درست............ 36
نگاه به زندگی همراه با قدرشناسی 38
توانایی‌های خود را بشناسید..... 41
افزایش خودآگاهي............... 44
فصل دوم: یافتن نکات مهم ........ 49
آينده‌نگری..................... 49
تلاش برای رسیدن به هدف......... 50
شناخت ارزش‌ها و معيارها........ 52
پول به صورت یک ارزش........... 56

فصل سوم: رفع موانع ............. 65
غلبه بر باورهای محدودکننده.... 65
شناسایی باورها و عقاید محدودکننده 66
استقبال از مشكلات ............. 71
طبقه‌بندی مشکلات................ 73
خنثی کردن جرقه مشکلات.......... 76
برخورد با دیگران.............. 79
برخورد عاقلانه در مورد مشکلات... 81
استقبال از انتقادها........... 81

فصل چهارم: ایجاد دیدگاه دلخواه.. 85
تعيين اهداف................... 85
تقویت و ارتقای عزت‌نفس......... 87
روش درست تعیین هدف ........... 88
تمایز بین علایق و اهداف خود.... 89
تمایز بین خواسته و نیاز....... 90
یافتن راه رسيدن به اهداف نتيجه‌بخش 93
در نظر گرفتن هدفی در آینده.... 102
الزام‌آور کردن هدف............. 104

فصل پنجم: رسيدن به هدف.......... 109
تلاش براي رسيدن به هدف......... 109
به خاطر داشته باشید حق انتخاب دارید   112
تمركز بر نتيجۀ دلخواه......... 115
استفاده از نقاط قوت خود....... 117
رسیدگی به کارهای اضافه........ 120
انجام کارها با ترتیب مشخص..... 121
زندگي براساس خویشتن‌شناسی...... 123
توجه به خود................... 126
درس گرفتن از اشتباهات......... 128
واقع‌بین بمانید................ 129
آن سوي اهداف شما.............. 131
لذت بردن از آینده............. 132

مقدمه

آیا علاقه و انگیزه­ای برای تغییر در سبک زندگی و یا کسب و کارتان دارید؟ اگر جوابتان منفی است، لطفاً این کتاب را کنار گذاشته و به دنبال کار دیگری بروید. اما اگر به هر دلیلی ترجيح مي‌دهيد زندگي­تان به نحوي تغيير كند يا در نظر دارید مسير جديدي را براي زندگي خود برگزینید، يا حتی درصدد انتخاب یک مسير شغلي جديد هستید، يا پس از ملاقات با یک دوست قدیمی و مشاهدۀ موفقیت­های مالی و شغلی او، به این فکر افتاده­اید تا وضع مالي و شغلی خودتان را سر و سامان ‌دهيد، حتماً این کتاب را بخوانید. حتی اگر هیچ‌کدام از موارد فوق در مورد شما صادق نباشد، مطمئن باشید که بيشتر مردم در طول زندگي خود بارها و بارها، تلاش میکنند تا تغییراتی در زندگی خود بدهند. حال كه شما هم تصميم به تغییر گرفته‌ايد پس به خواندن اين كتاب ادامه دهید؛ این بدین معني است كه انگیزۀ لازم برای ايجاد تغيير در زندگي خود را دارید.
بدون شك همۀ ما در طول زندگی‌مان كارهايي را براي تغيير سبک زندگي خود انجام داده‌ايم. احتمالاً متوجه شده‌ايد كه بعضي از اين تغييرات آسان‌تر از بقيه ايجاد شده، برخی از تغييرات دوام بيشتري داشته و بعضی دیگر ناپایدار بوده­اند. به راستی تفاوت بين آن­ها از کجا ناشی می­شود؟
اگر تمام عوامل لازم برای ایجاد یک تغییر را درست سر جاي خود قرار بدهيد، می­توانید هر تغييري را با موفقیت به سرانجام برسانید. اولين عامل اين است كه خودتان را به‌طور کامل قبول داشته و خود و شرايط‌تان را همان­طور كه هست بپذيريد. گاهي، بعضی از مردم به این عامل مهم بی­توجهی می­کنند و از نگاه واقع‌گرايانه‌ نسبت به خودشان واهمه دارند و از داشته­ها و زندگي کنونی­شان مي‌ترسند و از یادآوری بعضی از چيزها و موقعیت­ها ناراحت می­شوند. آن­ها احساس می­کنند در موقعیت کنونی خود اعتماد به نفسی ندارند و نگران اين هستند كه احساس‌شان نسبت به خودشان بدتر شود.
اگر با این ديدگاه شروع کنید و واقعیت­های زندگی فعلی خودتان را بپذیرید، اولین مشكل در روند تغییر در سبک زندگی‌تان حل خواهد شد. باید بدون اين‌كه در مورد خودتان قضاوت كنيد، وضعیت فعلي­تان را ارزيابي نمایید. دومين عاملی كه به شما كمك مي‌كند تا تغييري در زندگي خود به وجود بياوريد، اطمینان یافتن از قاطعیت خواسته­ها و هدف‌تان است و این‌که بدانيد به دنبال چه چيزي هستيد. مي‌توانيد از شيوه‌هاي ذکر شده در اين كتاب استفاده كنيد تا به تصور روشنی در مورد شخصیت ایده­آل‌تان برسید و هرگونه تردید و بلاتكليفي­تان رفع شود و مطمئن شويد اين همان چيزي است كه واقعاً مي‌خواهيد به آن برسيد. عامل آخر اين است كه از شيوه‌هاي دوستدار ذهن خود براي رسيدن به هدف‌هاي‌تان استفاده كنيد. ذهن شما به شکل حيرت‌آوري يك مكانيسم پيچيده و قدرتمندی دارد. اين مكانيسم به‌خوبي به برخی روش‌ها واکنش مثبت نشان داده و با بعضي از روش‌هاي ديگر، با تمام توان خود مخالفت خواهد كرد. اين كتاب بهترين راه‌ها را براي رسيدن به هدف نشان مي‌دهد و ذهن شما را برای ارائۀ راه حل‌های مثبت تحریک مي‌كند.

كارايي اين كتاب زماني به حداکثر می­رسد كه شروع به ارزيابي خودتان كنيد و به تمام مطالب اين كتاب از اول تا آخر عمل نمایید. در صورت امکان، با دوستي که او  هم در جهت رسيدن به هدفش حركت مي‌كند، تيمي را تشكيل بدهيد تا در طول مسير به یکديگر كمك كنيد. اين روش به شما كمك شایانی خواهد کرد؛ زيرا زماني كه شما در خلال تمرين‌ها با يكديگر صحبت و بحث مي‌كنيد، غالباً شناخت بيشتري از یکدیگر به دست مي‌آوريد و همين‌طور وقتي كه در مورد اهداف‌تان با یکديگر صحبت مي‌كنيد، اين اهداف در نتیجۀ بحث و گفتگو، واقعي‌تر و جدي‌تر مي‌شوند و به احتمال بسيار زياد، انگیزه و تعهد شما

برای اجرا و رسیدن به آن­ها بیشتر خواهد شد. اما اگر نتوانستيد چنين شريكي را بلافاصله پيدا كنيد، خودتان تمرين‌ها را انجام بدهيد و نگران نباشید؛ زیرا به تنهایی هم به نتیجه خواهید رسید. در هر حالت، این تمرینات زمانی واقعاً مؤثر هستند که آن­ها را عملي كنيد نه اين‌كه فقط به آن­ها بیندیشید.
ارزيابي مهارت‌ها
اين سؤالات، به شما اين امكان را می­دهد كه به هدف‌تان  فكر كنيد و شايد منجر به شكل‌گيري افكار جديدي شوند؛ فرقي نمي‌كند كه در اين زمينه تازه­کار یا باتجربه باشيد و قبلاً هم از اين روش‌ها براي رسيدن به اهداف‌تان استفاده كرده باشيد يا خیر. براي اين‌كه استفادۀ خوبي از اين سؤالات ببريد، اين فرم ارزشيابي را دوبار پر كنيد، يك بار قبل از خواندن كتاب و بار دوم بعد از این که کتاب را خوانده و به‌صورت جدي تمرينات عملي را اجرا كردید. هر چقدر بيشتر با خودتان صادق باشيد، منفعت بيشتري نصيب‌تان مي‌شود و لذت بيشتري خواهيد برد.

1. هنگام فکر کردن به مشكلات و مسائلي كه ‌اكنون با آن­ها درگير هستيد، اولين چيزي كه به خود تلقين مي­كنيد، چيست؟
الف) ديگران را مقصر مي‌دانم.
ب) خودم را سرزنش مي‌كنم.
ج) مسئوليت مشکلات را بر عهده گرفته و سعی مي­كنم ببینم چگونه مي‌توانم شرایط را تغيير بدهم.

2. وقتی اوضاع و شرايط آن‌طور كه مي‌خواهيد، پيش نمي‌روند، عكس‌العمل‌تان چيست؟
الف) فكر مي‌كنم شكست خورده‌ام.
ب) تلاشم را بيشتر مي­كنم.
ج) از خودم مي‌پرسم از اين وضعیت چه چيزي بايد ياد بگيرم.
3. ندای درون شما چگونه است؟
الف) نقادانه يا عيب‌جو است.
ب) مؤثر و ترغيب‌كننده است.
ج) با خودم حرف نمي‌زنم، ندای درون من بيشتر اوقات ساكت و خاموش است.

4. نسبت به شغل فعلي خود چه احساسي داريد؟
الف) بيشتر از آن حدی كه مجبور به انجامش هستم، كاري انجام نمي‌دهم.
ب) اين شغل واقعاً مناسب من نيست، اما به دلیل غرور و غيرتم سخت كار مي‌كنم.
ج) اين شغل مرا به تحقق هدف زندگي­ام، نزديك­تر مي‌كند.

5. كدام‌يك از جملات زير به اصول زندگي شما نزديك­تر است؟
الف) يا خوش‌شانس هستيد يا بدشانس.
ب) اين مردم هستند كه تقدير شما را تعيين مي‌كنند.
ج) هر چيزي كه اتفاق مي‌افتاد، فرصتي براي ياد گرفتن است.

6. چرا رسيدن به اهداف‌تان براي شما مهم است؟
الف) در این باره فكر نكرده‌ام.

ب) به اين دلیل كه نمي‌خواهم در موقعيت کنونی­ام بمانم.
ج) براي اين‌كه فرصت­هایی را كه سر راهم قرار مي‌گيرند، افزایش دهم.

7. درمورد توانايي‌ها و نقاط قوت خود چه نظری دارید؟
الف) نمی­دانم چه هستند.
ب) توانايي‌هاي من بهتر از كساني است كه مي‌شناسم، اما كامل نيست.
ج) من توانايي‌هاي خود را مي‌شناسم و دائماً در تلاش برای تقویت آن­ها هستم.
8. ديدگاه شما نسبت به آينده چيست؟
الف) من هميشه سعي كرده‌ام در لحظه زندگي كنم.
ب) آينده‌ي من به 5 سال بعدي خلاصه مي‌شود.
ج) هدفم را مي‌شناسم و مسيرهاي زيادي براي رسيدن به آن دارم.

9. آيا اهداف شما به وضوح مشخص‌شده­اند؟
الف) نه خيلي، فقط خيالات هستند.
ب) تمام آن­ها را يادداشت كرده‌ام و به هر نحوی شده به آن­ها خواهم رسيد.
ج) آن­ها واضع و مشخص هستند و من آن­ها را باتوجه به اطلاعات جديد به‌روز مي‌كنم.

10. چگونه تشخیص مي‌دهید كاری را که انجام می­دهید، درست است؟
الف) افراد ديگر به من مي‌گويند.
ب) فقط خودم مي‌دانم.
ج) اين موضوع را از طريق بازخوردها و عكس‌العمل‌هاي ديگران و همچنین از دستاوردهای واقعي و عيني متوجه مي‌شوم.

11. اگر به اهداف‌تان نرسيد، چه اتفاقي مي‌افتد؟
الف) زندگي مثل هميشه پيش خواهد رفت.
ب) باید به اهدافم برسم.
ج) انتظار دارم به آن­ها برسم اما هر اتفاقي كه بيفتد، درس با ارزشي از آن خواهم گرفت.

12. نسبت به انجام دادن کارهایي که براي شما مهم است، چقدر قاطع و مطمئن هستيد؟
الف) معمولاً كمي مردد هستم.
ب) خيلي مطمئن هستم اگر نبودم به سراغ آن کار نمی­رفتم.
ج) در مورد اين‌كه چه چيزي برايم مهم است، قاطع هستم حتي اگر گاهي اوقات از راه­ها و روش‌هاي غيرقابل انتظار تحقق یابد.

13. چطور تعادل كار و زندگي خود را حفظ مي‌كنيد؟
الف) مشكلي نيست. به آن اندازه­ كار می­کنم و به دنبال پيشرفت هستم که بتوانم زندگي خود را بگذرانم و سپس دست از كار مي‌كشم.
ب) وقتي ضرب‌الاجلی برای ایجاد تعادل وجود داشته باشد، تمام تعادل زندگي و كار من نقش بر آب مي‌شود.

ج) در مورد كاري كه مي‌توانم انجام

بدهم، واقع‌نگر هستم و می­دانم ابتدا بايد كارهاي مهم انجام شوند.

14. آيا شما سزاوار رسيدن به موفقيت هستيد؟
الف) نه به‌طور خاص، نه بيشتر از افراد ديگر.
ب) بله. به خاطر اين‌كه براي رسيدن به آن سخت تلاش مي‌كنم.
ج) بله. مثل سایرین. احساس مي‌كنم وقتی شاد و راضي و در بهترين شرايط هستم، رسيدن به موفقيت آسان‌تر است.
تجزيه و تحليل پاسخ‌ها
بیشتر الف
اين جواب‌ها نشان مي‌دهند كه احساس مي‌كنيد جایگاه كنترل و نظارت بر زندگی در درون خودتان نيست و شما توسط عوامل ديگري كه خارج از شما هستند، كنترل مي‌شويد و باور دارید که هر كاري را برای تغییر در شرایط زندگی­تان انجام بدهيد، به سرانجامی نخواهد رسيد و با موفقيت همراه نخواهد بود. همچنین رسیدن به آرزوها و خواسته­هایی را كه دوست داريد در آينده اتفاق بيفتند، خيال‌بافي مي‌دانید.
ما به شما پیشنهاد می­کنیم وارد عمل شويد و براي اين‌كه اوضاع و شرايط را تغيير بدهيد، مراحلي را كه در اين كتاب آمده دنبال كنيد و تمرين‌هاي آن را انجام بدهيد (نه اين‌كه فقط آن­ها را بخوانيد). از مراحل كوچك و قابل دستيابي شروع کرده و از آن­ها براي رسيدن به هدفي موفقيت‌آميز استفاده كنيد.
بیشتر ب
شما انگيزه بسياری دارید، كمي كمال‌گرا و جدي‌ترين منتقد خودتان هستید. دوست نداريد شكست بخوريد و همیشه خودتان را مجبور می­کنید تا بر چالش‌هايي پيروز شويد كه سر راه موفقيت‌هاي شما وجود دارد.
شايد به مرور، به این نتیجه برسید كه بعضي اوقات دستيابي به اهداف، كمتر از آنچه تصور مي‌كردید و انتظار داشتيد هم می­تواند رضايت‌بخش و قانع‌كننده باشد. خیلی نباید به همه چیز مطلق نگاه کرد. كمي توجه خودتان را روي اين موضوع متمركز كنيد كه چه چيزي براي شما اهمیت دارد و مطمئن شويد كه اهداف شما چقدر بر روي سلامت، روابط و شادي‌هاي‌تان تأثيرگذار هستند.
بیشتر ج
يك روش دقيق و سنجيده را براي رسيدن به هدف به نمايش گذاشتيد. مسئوليت كارهاي خود را بر عهده گرفتيد، در مورد هدف و خواسته­های خود، قاطع و مطمئن هستيد و به تأثیر انتقاد بر زندگي و روابط خود فكر مي‌كنيد. توجه داشته باشید كه در مورد اهداف خود بيش از حد تحليل‌گر نشويد؛ زيرا اين موضوع مي‌تواند منجر به كاهش انگيزه شود. جهت دوباره به دست آوردن انگيزه، مراقب باشيد كه همچنان رابطۀ خود را با آنچه برای‌تان اهمیت دارد، حفظ كنيد و گاهي اوقات مهارت‌ها و تجربيات جديد را امتحان كنيد.
نتيجه‌گيري
اگر براي اولين بار ارزش‌يابي را انجام مي‌دهيد، سعی کنید در طول مطالعۀ کتاب، دوباره به این سؤالات مراجعه کرده و ببینید آیا در پاسخ‌های‌تان تغییری ایجاد شده است یا نه؟ مطمئن باشید بخش­هايي از پاسخ‌هاي شما با کمک تكنيك‌هايي كه در كتاب آمده تغییر خواهد کرد. اين راهنمايي‌ها و تكنيك‌ها به شما كمك خواهند كرد كه در مرحلۀ بعدي، تعداد پاسخ‌هاي الف را كم كرده و در پاسخ‌هاي ب و ج به تركيب متعادل‌تري دست یابید.
بعد از مطالعۀ كتاب و عمل کردن به تكنيك‌هاي آن، دوباره اين ارزشيابي را انجام دهيد. با دادن جواب‌هاي صادقانه، حدود پيشروي خود را خواهيد فهميد و شاهد پيشرفت و ترقي بزرگی خواهید بود.


فصل اول
1انتخاب با شماست
برای رسیدن به مقصد، باید بدانید کجا هستید و از کجا شروع می‌کنید. می­توانید دربارۀ مقصد و نحوۀ رسیدن به آن به نکات خوبی دست یابید. باورهای شما نوعی پیشگویی هستند، پس بر خواسته­های خود و راه­های رسیدن به هدف تمرکز کنید. این بخش به شما نشان می­دهد:
· اهمیت مسئولیت‌پذیری در جایگاه کنونی
· نحوۀ استفاده از معادلۀ علت و معلول
· چگونگی ارتقای توانایی­های فردی
· توانایی ضمیر ناخودآگاه برای کمک به دستیابی به هدف
· چگونگی افزایش میزان خودآگاهی و ارزیابی زندگی کنونی
مسئو‌لیت‌پذير باشيد

بايد بدانيد اولين قدمي كه لازم است براي تغيير زندگي خود برداريد، اين است كه بدانيد

در حال حاضر در چه شرايطي هستيد و چه كار مي‌كنيد و مسئوليت تمام كارهايي را كه تحت اين شرايط انجام مي‌دهيد، بايد به تنهايي بر عهده بگيريد. شما تنها كسي هستيد كه مي‌تواند زندگي­تان را تغيير بدهد و كس ديگري نمي‌تواند اين كار را براي شما انجام دهد.
انتخاب‌هاي درست
مسئولیت‌پذيری را به سادگي مي‌توان تعريف كرد: مسئولیت­پذيری يعني برخورداری از این توانايي که در صورت بروز هر اتفاقی، بتوانيد در برابر نتايج و پيامدهاي آن واكنش مثبت نشان بدهيد. نمي‌توانيد آن چيزي را كه زندگي به شما تحميل مي‌كند، تحت كنترل خودتان درآوريد، اما مي‌توانيد براي واکنش نشان دادن به رویدادها، انتخاب‌هاي صحيحی داشته باشيد فقط مي‌توانيد اين انتخاب­ها را تحت كنترل خودتان بگيريد. نه تنها انتخاب گزينه‌هاي صحيح بخشي از مسئوليت شماست، بلكه انتخاب بهترين گزينه‌هاي در دسترس نیز جزء تعهد و مسئوليت شما به حساب می­آید. هميشه بايد اين گزينه‌هاي صحيح را در ذهن خود ذخيره كنيد تا مجموعه‌اي از انتخاب‌هاي صحيح در دست داشته باشيد که طيف و دامنۀ آن­ها به‌طور دائم افزايش یابد.
یکی از بهترين توانايي‌هايی که همۀ ما خواهان داشتن آن­ها هستیم، اين است كه بتوانيم در هر شرايط و موقعيتي، گزينه صحيح را انتخاب كنيم. آيا فكر مي‌كنيد معني اين جمله اين است كه باید در تمام اين تصميم‌گيري‌ها تنها باشيد و هيچ‌كس به شما كمك نكند؟ مسلماً نه. در زندگي اهدافي وجود دارند كه شما تنها با همكاري و كمك گرفتن از ديگران مي‌توانيد به آن­ها برسيد؛ نمي‌توانيد و نبايد ديگران را مجبور نمایید كه به شما كمك كنند بلكه باید آن­ها را تحت تأثير قرار دهيد؛ يعني كاري كنيد که دیگران متوجه شوند

رسيدن به نتيجه نیازمند عمل کردن و همچنین هدف و نيت صحيح است.

   شما نياز به كمك داريد و خودشان داوطلبانه شما را براي رسيدن به هدف‌تان  یاری دهند.
هرگز خودتان را سرزنش نكنيد
مسئولیت‌پذيری به اين معني نيست كه خود يا ديگران را به دلیل کارهای اشتباهی که انجام شده، سرزنش و ملامت كنيد. تمام انسان­ها، كه شما هم جزء آن­ها هستيد، عمداً اشتباه نمی­کنند. در نظر گرفتن اين موضوع كه در لحظۀ انجام كار اشتباه، نسبت به اتفاقات چه دیدگاهی داشتید و چگونه مي‌توانستید بهترين گزينه را انتخاب كنید، از یک سو می­تواند تجربیات گران‌بهایی برای شما به ارمغان بیاورد و از سوی دیگر، باعث مي‌شود بدانيد که نبايد در مورد كارهايي كه در گذشته انجام داده‌ايد، خود را گناهكار بدانيد؛ زيرا در آن زمان فکر می­کردید بهترين كار ممکن را كه از دست‌تان برمی­آید، انجام می­دهید.

به بازخوردها فكر كنيد نه به شكست‌ها
زماني كه نمي‌توانيد خیلی سريع به نتيجۀ دلخواه خود برسيد، يك گزینه در پيش روي خود داريد و آن این است كه چطور به پيامد و نتيجۀ به دست آمده، واکنش نشان دهيد و چطور نرسیدن به هدف دلخواه را تفسير كنيد.
يكی از روش­های تفسير اين پيامدها به احتمال زياد شما را به نتايج بدتري مي‌رساند؛ با اين حال راه­ها و گزینه‌هاي ديگري هم وجود دارند كه اين امكان را به شما مي‌دهند تا از خطاهاي گذشتۀ خود درس گرفته و ديگر آن­ها را تكرار نكنيد. ما مي‌توانيم به اين نتايج بیندیشیم و در مورد آن­ها نظر بدهيم و به اين ترتیب، اطلاعات جدیدی را به دست آوريم. اين اطلاعات به ما اجازه مي‌دهند در آینده اشتباهات‌مان را تصحيح كنيم. شما كدام روش را انتخاب خواهيد كرد؟ اندیشیدن به بازخوردها يا پذیرش شكست؟
ياد بگيريد به نتايج كارهاي خود فكر كنيد
اگر عادت كرده‌ايد كه هميشه خود را آدمی درمانده و عاجز بدانيد، چرخه‌اي خطرناك را می­سازید كه شكستن آن دشوار است. اما اگر تمام نتايج كارهاي خود، چه مثبت و چه منفي را به صورت بازخورد اعمال خود بپذیرید، زنجيره‌اي از نتايج را شکل می­دهید كه هر یک درس­های جدیدی در بر دارند.
چرخۀ شكست را بشكنيد
شكست و ناكامي­ها را پلی براي رسيدن به نتايج مثبت بدانید و هيچ‌گاه به اين موضوع اهمیت ندهید كه چرا در گذشته و در موقعيتي خاص شكست خورده‌ايد، بلكه عزم خود را جزم كنيد تا اگر در آينده با موقعيت مشابهي روبرو شديد، با یک ديدگاه جدید به مقابله با مشکلات رفته و شرایط را تغيير دهید. اگر تمام شكست‌هاي خود را تجربه­ای مفيد قلمداد کنید، در آينده موفق خواهيد بود.

 

 

نگرش مثبت در مورد شکست‌ها
از قرار گرفتن در دور باطل شکست‌ها، اجتناب کنید. می‌توانید با تجزیه و تحلیل علل ناکامی‌ها، این حلقه معیوب را شکسته و از تجربیات هر شکست در مراحل بعدی استفاده کنید. اگر دید مثبت داشته باشید در واقع موتور موفقیت‌های بعدی خودتان را قوی‌تر کرده‌اید.
سرنوشت خوبي براي خودتان رقم بزنيد
آيا شما جزء آن دسته از افرادي هستيد كه فكر مي‌كنند اسير حوادث و اتفاقات هستند و شانس شان براي رسيدن به موفقيت بستگي به شرايط گذشتۀ آن­ها دارد و يا اين‌كه جزء دستۀ دیگری هستيد كه فكر مي‌كنند سرنوشت‌شان در دست و اختیار ارادۀ ديگران است و بايد آنچه را انجام دهند كه ديگران به آن­ها ديكته مي‌كنند. و يا معتقد هستيد خود شما خالق سرنوشت خود هستيد و مي‌توانيد زندگي خودتان را تغيير بدهيد؟ بسياري از ما خودمان را جايي در ميان دستۀ اول و دوم قرار مي‌دهيم. اما احتمال موفقیت افراد دستۀ سوم در راه رسيدن به اهداف‌شان بیشتر خواهد بود.
علت و معلول
بيشتر مردم در زندگي خود فقط به پيامد و نتيجۀ كار توجه دارند و در مورد علل و اتفاقاتي كه باعث آن نتایج شده اصلاً فكر نمي‌كنند. آن­ها همچنین معتقدند كه اين هيجانات و شکست­ها فقط براي آن­ها پيش مي‌آيد و معمولاً افراد، علل و شرایطی خارج از توانایی خودشان را مسبب پيدايش چنين هيجانات و احساساتی می­دانند. اين‌گونه افراد براي بیان نظر خودشان راجع به آن اتفاق از جملاتي استفاده مي‌كنند كه احتمالاً شما هم آن­ها را شنيده‌ايد، از جمله:
· او حواسم را پرت كرد.
· او مرا عصباني كرد.
· اين ترافيك لعنتي واقعاً اعصابم را بهم می‌ریزد.
اين نوع اندیشیدن و نگریستن به محیط اطراف به اين معني است كه فرد اختيار احساسات و عواطف خود را به سایر مردم و حتي اشیاء بي‌جان داده است. در حالي كه ما بايد مسئوليت احساسات خود را برعهده گرفته و از نتايج و پيامدهاي آن براي رسيدن به نتيجۀ مثبت استفاده كنیم.
آن­ها دائماً می­گویند: تمام کارهایی که انجام مي‌­دهیم و حتی احساسات‌مان خارج از كنترل و اختيار ماست.
آيا دوست داريد چنین شخصیتی داشته باشيد؟ بیایید خود را در جايگاهي بهتر قرار دهيد و هميشه به دنبال علت­ها و انگيزه­ها باشيد.
تغییر موقعیت خود

1

 شناسایی علت و معلول
                     علت                                         معلول
  پرسیدن «چطور/چه؟»    پرسیدن «چرا؟»
تمرکز بر حال/آینده   تمرکز بر گذشته
درس گرفتن از مشکلات احساس بد نسبت به مشکلات

تمرکز بر زمان حال
افسوس كارهاي اشتباه خود را نخوريد و تصميم بگيريد علت شكست‌های خود را کشف کنید. مطمئن باشید با چنین روحیه­ای خواهید توانست اوضاع و شرايط را در آينده تغيير دهید. با این طرز تفکر به تدریج به این باور خواهید رسید که هر مشكلي قابل حل شدن است و بيشتر بر روي اين موضوع تمركز خواهید کرد كه چه چيزهایی را مي‌خواهيد و چه چیزهایی به دردتان می‌خورد، نه اين‌كه چه چيزهایي را نمي‌خواهيد. هنگام بروز مشكلات، پيش از اين‌كه از خودتان سؤال كنيد چرا اين حادثه براي من اتفاق افتاده و فقط نتيجه را ببینید، اعمال و رفتار گذشته را عامل این اتفاق بدانید و اين سؤالات را از خودتان بپرسيد:
· دقيقاً چه اتفاقي در حال افتادن است؟ 
· چه كاری از دست من بر می­آید تا این وضعیت را تغییر دهم؟
· بهتر بود به جای این، چه اتفاق ديگري بیفتد؟
اين سؤالات شما را مجبور مي‌كند به زمان حال و آينده فكر كنيد؛ اين طرز تفكر مفيدتر از اندیشیدن به گذشته است. حالا كه شما به آينده و زمان حال فكر مي‌كنيد، مي‌توانيد تغييراتي را در زندگي خود به وجود آوريد.

قاطع و محكم باشيد. غالباً زندگي از شما مي‌خواهد كه قاطعانه عمل كنيد. برای مثال، يك تیم پزشكي بايد دائماً براي مراقبت و بهبودی یک بيمار تصميمات كليدي و قاطعانه بگيرد.
1 



افزایش توانايي فردی
توانایی فردی يعني قابلیت­هایی كه بر اساس آن مي‌توانيد براي خودتان تصميم بگيريد. وقتي اين توانايي­ها قدرت زیادی داشته باشند زندگي شما به مراتب آسان‌تر مي‌شود و با مشکلات کمتری روبرو خواهید شد. در هر حال شما هدف مشخص و واضحي داريد كه رسيدن به آن وظيفۀ شماست و شما مسئول انتخاب گزينه‌ها هستيد.
بهره­مندی از مزایا
با ایجاد يك حس سالم و واقعی از توانايي و قدرت شخصي خود به این نتیجه خواهید رسید كه مي‌توانيد اختيار احساسات و رفتارهای خود را در دست بگيريد. با داشتن این احساس زیبا، كاري نمي‌کنيد كه بعداً از انجام آن پشيمان شويد. اگر كاري را انجام مي‌دهيد فقط به اين دلیل است كه خودتان مي‌خواهيد اين كار را انجام دهيد نه به دلیل اين‌كه ديگران را راضي نگه داريد. درنتیجه با دلسوزي بيشتري كار می‌کنید؛ زيرا با اراده و با اتکا به توانایی­های خود اين كار را انجام می­دهید و بنابراين هیچ جای پشیمانی و اظهار تأسف باقی نخواهید گذاشت. ذهن شما آرام و مطمئن است؛ می‌توانيد به نحو شايسته­ای با هر تغيير و چالشي روبرو شوید. مطمئناً ديگران نیز با دیدن آرامش شما به کمک‌تان خواهند شتافت.
استفاده از توانايي و قدرت خود
مردم نسبت به قدرت و توانمندی­‌های دیگران، برداشت­های متفاوتی دارند. از ديدگاه برخی، توانایی فردی مردم به معني تسلط و نفوذ روي ديگران است. اين تصور و برداشت غلطی از توانایی است. قدرت واقعی اشخاص در میزان توانايي و تسلط آن­ها به نفس خويش و توانايي­های درونی خود براي رسيدن به اهداف‌شان است. دستیابی به این قدرت واقعی به تدریج و از مراحل كوچك­تر شروع مي‌شود؛ در مراحل اولیه، اين توانايي در سطح پايين‌تري قرار دارد و كم‌كم زماني كه اعتماد به نفس كسب كرديد، توانايي‌تان براي مقابله با چالش‌ها افزايش می­یابد و همراه با اعتماد به نفس، خوداثربخشي و كارايي شما نیز افزايش پيدا می‌کند. پس از دست یافتن به اين توانایی فردی، وظيفۀ شما اين است كه از آن عاقلانه استفاده كنيد. اگر جزء آن دسته از افرادي هستيد كه احساس می‌کنند در دست ديگران اسير هستند و اختيارشان در دست ديگران است، متوجه خواهید شد كه اين احساس كم‌كم كاهش می­یابد و حس اثربخشي شخصي­تان بیشتر می­شود؛ يعني زماني كه شروع به تقويت توانایی فردی خود می‌کنيد، اين احساس کم­رنگ می­شود.

 

همیشه خصلت­های مثبت خود را تأييد كنيد، خصوصيات مثبت را در ذهن‌تان متصور کنید و منتظر کسب خصوصيات مثبت بیشتری باشيد.                             رامز ساسن

 

1 



روش زير راهي سريع براي رسيدن به آرامش روحي و جسمي است. زماني كه در موقعيت استرس‌آوری قرار مي‌گيريد، معمولاً فرصت نداريد كه نيم‌ساعت را صرف تمرين يوگا كنيد، در عوض مي‌توانيد از اين تمرين در هر زمان و هر جايي استفاده كنيد:
¬ به نقطه‌اي كه درست در مقابل و كمي بالاتر از سطح چشم‌های‌تان است توجه كنيد. به اين نقطه با دیدی آرام و معمولي نگاه كنيد، لازم نيست به آن خيره شويد و هر وقت كه خواستيد پلك بزنيد.
¬ همچنان مستقيم به جلو نگاه ­كنيد؛ اجازه دهيد همان‌طور که بيشتر و بيشتر به دو طرف آن نقطه توجه مي‌كنيد، دامنۀ ديدتان كم‌كم وسعت یافته و تا جايي گسترده ‌شود كه بتوانید هم‌زمان بر روي آنچه دورتر از گوشۀ چشمان شما در دو طرف آن نقطه قرار دارد نیز متمركز شويد.
¬ حالا اجازه دهيد كه توجه شما بيشتر وسعت پيدا كند و روي چيزهاي بيشتري متمركز شويد. از حس شنيداري و توجه مكاني خود استفادۀ بیشتری کرده و تا آنجا پیش روید که اتفاقات پشت سر خود را نیز در ذهن‌تان مجسم کنید.
¬ در اين حالت آگاهي همه‌جانبه از اطراف، آرام بمانید و به آنچه در اطراف شما اتفاق مي‌افتد توجه کنید. تا جایی که مي‌توانيد به همين حالت باقي بمانيد.
با انجام این آزمایش متوجه چه چيزي شديد؟ بيشتر مردم مي‌گويند كه آرامش آن­ها افزایش یافته است. آن­ها متوجه شدند كه تنفس‌شان آهسته شده و نواهاي دروني­شان كم‌ يا حتي متوقف شده است. براي اين‌كه از ديد حاشيه‌اي استفاده كنيد و مثل اين حالت كه امتحان كرديد به آرامش برسيد، نياز به تمرين­های سخت ندارید. برای مثال اگر قرار است سخنراني کنید، داشتن ديد حاشيه‌اي به شما كمك خواهد كرد كه هر دلشوره و دلهرۀ ناشي از ترس را فرو بنشانید و همچنين اين توانايي را به شما مي‌دهد تا بتوانيد به جاي تمرکز شدید بر افراد، جهت درک خطوط كلي، واکنش‌هاي غيركلامي همۀ مخاطبان را ببينيد. بعد از تمرين ديد حاشيه‌اي، به چشمان خود استراحت دهيد. احساس نشاط دوباره بازمي‌گردد، دست‌هاي‌تان را با شدت تمام به هم بماليد تا آن­ها را گرم كنيد، سپس كف دست‌هاي‌تان را براي چند دقيقه روي چشم‌هاي بسته قرار دهيد.

هنگامي كه چشم‌ها راحت و آرام هستند، كشش عضلاني بدن از بين مي‌رود.

تمركز بر خود
روش ديگر افزايش توانایی فردی، در اصل از مهارت‌ها و فنون جنگي گرفته ‌شده است. اين روش نه تنها به حضور و قدرت وجودتان شدت مي‌بخشد بلكه باعث مي‌شود آرام بمانيد و روي اين موضوع متمركز شويد كه مهم نيست چه اتفاقي در اطراف شما مي‌افتد.
استادان فنون جنگي سال‌ها قبل متوجه شدند متمرکز شدن روي بدن، تأثير زيادي بر آرامش درونی و حتي قدرت فيزيكي فرد دارد. غالب پزشكان برای این روش اهمیت زيادي قائل هستند و حتی بعضي از آن­ها فراتر رفته و مي‌گويند وقتي بتوانید به درستی از قدرت تمرکز خود استفاده کنید، امكان ندارد از چيزي بترسيد و واهمه داشته باشید، هرچند كه رسيدن به اين مرحله نيازمند تمرين زيادي است.
افزایش آگاهي
وقتی در فضاي باز قدم مي‌زنيد، تمام توجه خود را معطوف نقطۀ مركزي بدن‌تان كرده و البته ديد پيراموني یا حاشيه‌اي خود را نیز حفظ كنيد. هنگامي كه روي نقطۀ مركزي بدن‌تان متمركز مي‌شويد، حتی اگر اين تمركز در حد انتظارتان نباشد، متوجه خواهيد شد كه به ‌طرز قابل توجهي آگاهی بیشتری از محيط اطراف خود کسب می­کنید.
در بسياري از كلاس‌ها و دوره‌هاي دفاع شخصي، که روش­هایی را جهت افزايش ايمني شخصي شما تدریس می­کنند، روش آگاهي همه‌جانبه نسبت به بدن را نیز آموزش مي‌دهند.


  تمرين
از اين تمرين برای متمرکز شدن بر نقطة مركزي بدن خود استفاده كنيد. اين تمرين در هر مكان آرامي كه بتوانيد حواس خود را جمع كنيد قابل اجراست.
1. بايستيد و پاها را به اندازۀ عرض شانه‌ها باز كنيد. وزن‌تان را به صورت يكنواخت در كل بدن به حالت تعادل درآوريد، بدن‌تان را شل كنيد و كاملاً راحت باشيد.
2. كمي زانوهاي‌تان را خم كرده و تمام توجه خود را روي ارتباط بين پاهاي خود و زمين متمركز كنيد.
3. چشمان‌تان را به نقطه‌اي بدوزید كه چند سانتيمتر پايين‌تر از نافتان قرار دارد و سپس ذهن خود را به نقطه‌اي متمرکز کنید كه در مركز بدن، يعني نقطه‌اي میان قسمت جلو و پشت بدن، قرار دارد.
4. مستقيم به جلو بنگرید و با گسترش ديد پيراموني حركت كنيد. ببینید چقدر می­توانید بر روي خط راست حرکت کنید.

آزمایش میزان تمرکز
اين شیوه نیز روش آساني براي امتحان میزان تمرکز بر خود است و موجب افزایش تمرکز شما می­شود. از دوست‌تان بخواهيد كه در این حالت به سينه شما فشار بياورد. طوري كه شما را مجبور كند يك قدم به عقب برداريد. بهتر  است اين كار را در دو نوبت انجام دهيد.
بار اول بر روي بالاي گوش چپ خود تمركز كنيد و در مرحله دوم بر روي نقطة مركزي بدن خود متمركز شويد. در این حالت متوجه تفاوتي چشم‌گير خواهيد شد.
P قدرت
ممکن است احساس کنید این نکته که کسی شما را هل می‌دهد یا خیر، تنها مربوط به قدرت جسمانی است. تمرکز خود را تغییر دهید تا ببینید این‌طور نیست.
P توجه
زماني كه شما حواس و انرژي خود را روي بخش حاشيه‌اي بدن‌تان مثل گوش چپ متمركز مي‌كنيد، متوجه مي‌شويد که به راحتی از حالت تعادل خارج مي‌شويد و يك قدم به عقب برمي‌گرديد، حتي اگر تمام تلاش خود را به كار ببنديد كه صاف بمانيد و قدمي به عقب برنداريد.
P تمركز
زماني كه انرژي خود را روي مركز بدن‌تان متمركز مي‌كنيد، می­بینید كه خارج كردن شما از حالت راست و صاف بسيار سخت است و نمي‌توانید تعادل‌تان را از بين ببرید. اما در حالت قبلی حتي اگر آگاهانه در برابر فشار مقاومت ‌كنيد، هل دادن شما به سمت عقب، آسان‌تر از اين حالت خواهد بود.

1تصور کنید که در نقطۀ مركزي بدن خود يك حباب انرژي دارید. به نتيجه‌اي كه به دست مي‌آوريد توجه كنيد. نقطۀ مركزي بدن شما همانند يك حباب انرژي عمل مي‌كند.

رهایی از آشفتگي دروني
اگر احساس مي‌كنيد اتفاقات زیادی هم‌زمان روی می­دهند و نمي‌دانيد از كجا شروع كنيد،  نياز داريد تا بخشي از فضاي ذهني خود را از ميان برداريد. به عبارت ديگر مي‌توانید به تب و تاب­­های دائمي دروني خود پايان دهيد.
كارآمد و مؤثر باشيد، نه گرفتار و مشغول
امروزه بیشتر مردم فكر مي‌كنند فرصت کافی برای استراحت و آرامش و بهره بردن از لذات زندگی ندارند. معمولاً اين احساس زمانی به وجود می­آید كه فكر مي‌كنند مشکلی در زندگی­شان وجود دارد و به سبب ترس از مواجهه با آن مشکل، دائماً سعي دارند حواس خود را با  كار كردن و مشغول بودن پرت كنند تا کمتر به آن مسئله بیندیشند. مشكل اينجاست كه اين گرفتاري و مشغوليت، كار نيست و فقط روشی برای فرار از حل مشکل محسوب می‌شود و علاوه بر اینکه به دلیل غيرضروري بودن، باعث اتلاف زمان مي‌شود، انرژی­ را نیز به درستی به کار نمی­گیرد.
همۀ ما در زندگی، این موضوع را تجربه کرده و متوجه شده‌ايم كه اگر هدف اصلي ما از انجام دادن یک کار، فقط سرگرم کردن خودمان باشد، پیشرفت در آن کار، جزئي خواهد بود. در واقع آنچه ما در آن شرایط قصد داريم از آن فرار كنيم، سر جاي خود باقي است و هنوز اين مسئله در درون، ما را آزار مي‌دهد و دست از سرمان برنمي‌دارد و در پس ذهن باقي مي‌ماند؛ كار زياد، ما را بیشتر پريشان و آشفته مي‌كند. اگرچه بعضی از مردم عادت كرده‌اند حواس خود را با كار زياد پرت كنند، اما وقتي با مشکلات روبرو مي‌شويد به هر حال خواهيد فهميد كه دست و پنجه نرم كردن با آن­ها آسان­تر از آن است که از آن­ها بترسيد و براي فرار از آن­ها كارهاي بيهوده­ای انجام دهيد.

تمرین
اين تكنيك به شما كمک مي‌كند تا قبل از شروع یک حرکت جديد، ذهن خود را كاملاً آزاد کنید. اين تمرين ساده­ای برای شفاف‌سازي ذهن است كه مي‌توانید در هر مکانی آن را انجام دهید. این مراحل را به دقت رعایت کنید.
1. چشمان‌تان را ببنديد، روي تنفس خود تمركز كنيد و آن­ها را بشمرید. خواهيد ديد كه در مدت زمان كوتاهي، نفس‌هاي‌تان شكل و ريتم ملايم‌تري به خود خواهند گرفت.
2. اگر هرگونه مشغلۀ ذهني داريد و افکار مختلفی در فکر شما جولان می­دهند، به آن­ها بی­توجهی کرده و آن­ها را به حال خود رها كنيد؛ خودشان بعد از مدتی فرو مي‌نشينند.
3. همان‌طور كه روي نفس‌هاي‌تان تمركز می‌کنید، متوجه خواهید شد كه بيشتر از معمول متوجه احساسات خاصي ‌شده­ايد. دقت کنید كه چگونه هواي دم خنك‌تر از هواي بازدم شما است.
4. هر بار كه شما هوا را وارد ريه‌هاي خود مي‌كنيد، به آن­ها توجه كنيد تا عميق‌تر به داخل كشيده ‌شوند.
5. بعد از مدتی آمادۀ خروج از اين حالت شويد، به آرامی چشم‌هاي‌تان را باز كنيد. يك يا دو دقيقه صبر كنيد؛ خواهید دید كه چقدر سرزنده شده‌اید.

 ایجاد یک پناهگاه

مكان مورد علاقۀ شما براي استراحت كجاست؟ تمام انسان­ها به جايي نياز دارند كه بتوانند در آن تجديد قوا و استراحت كنند و از شر فشار‌هاي زندگي مدرن خلاص شوند.
اين تمرين به اين منظور طراحي شده تا به شما كمك كند حتي زماني كه محيط مناسبي براي استراحت وجود ندارد، بتوانيد تجديد قوا كرده و به آرامش برسيد.
¬ مكان راحتي را پيدا كنيد كه بتوانيد در آن‌جا چشم‌هاي‌تان را ببنديد، آرام باشيد و از تكنيك تنفس كه در صفحۀ قبل ذکر شد، استفاده كنيد.
¬ مكان مورد علاقۀ خود براي استراحت را در ذهن مجسم کنید. اين مكان مي‌تواند يك اتاق در خانۀ خودتان باشد، یا جايي كه تعطيلات را در آن سپری کرده­اید و یا حتی می­توانید خاطرات گذشته يا حتي مكانی خيالي را در ذهن‌تان مجسم کنید. اينجا جايي است كه فقط متعلق به شماست و مي‌توانيد در آن‌جا تجديد قوا كنيد.
¬ به جزئیات آنچه در ذهن‌تان تجسم کرده­اید، بیشتر توجه نمایید و حتی به رنگ‌ها هم دقت کنید.
¬ صداهاي آرامش‌بخش را نیز گوش كنيد.
¬ وقتي شروع به جذب آرامش در درون خود مي‌كنيد، مي‌فهميد كه چقدر اين حس آرام‌بخش است.
¬ تا آنجایی که مي‌توانيد سعی کنید در اين حالت بمانيد تا احساس خوشايندي به شما دست بدهد و نيروي تازه به شما بازگردد.
آرامش یافتن: حال كه پناهگاه و گوشۀ امن دروني مطلوب خود را پيدا كرده‌ايد، مي‌توانيد وقت صرف کرده تا آن را تکمیل کنید تا جايي كه به تمام معيارهاي خود در مورد رسيدن به آرامش كامل و تجديد قواي دروني خود برسيد.

قدرت ضمير ناخودآگاه شما
ضمير ناخودآگاه از دیدگاه فرويد (که گاهی ضمير نيمه‌هوشيار نیز ناميده ‌مي‌شود) يك نوع زندان زيرزميني یا سياهچال است كه ما تمام اميال و خواسته‌هاي سركوب‌شدۀ خود را در آن حبس مي‌كنيم (خوي پرخاشگري، تعرض، شهوت و خودخواهي) اين‌ها اميالي هستند كه ما نمي‌توانيم آن­ها را بپذیریم.
شناخت ضمير ناخودآگاه خود
در حقيقت ضمير ناخودآگاه، آن بخش‌هايي از فرايند تفكر و افكار شماست كه تحت فرمان ضمير خودآگاه‌تان اتفاق مي‌افتاد. زماني كه با ديگران حرف می­زنید، چه كسي كلمات و ترتيب ادا كردن آن­ها را انتخاب مي‌كند؟ وقتي گوشي تلفن را از روي ميز برمي‌داريد چه كسي دوازده ماهيچه را كه مخصوص حركت هستند، هماهنگ مي‌كند؟ چه چيزي باعث مي‌شود زماني كه خواب هستيد همچنان نفس بكشيد؟ نه اين كار ضمير خودآگاه شما نيست. ضمير ناخودآگاه شما قادر است كارهاي زيادي انجام بدهد كه بسيار فراتر از توانايي‌هاي ضمير خودآگاه شما است. ضمير ناخودآگاه ميلياردها سلول و هزاران سيستم در بدن را كه با هماهنگي كامل عمل مي‌كنند، تحت كنترل خود دارد؛ ضمير ناخودآگاه سيستم دفاعي بدن، سيستم گوارشي، تنفس و گردش خون بدن شما را اداره مي‌كند و كارهاي بزرگ و حيرت‌آوري را در زمینۀ پردازش زمان انجام مي‌دهد كه پيشرفته‌ترين كامپيوترها نمی­توانند با آن رقابت كنند.
ياد بگيريد كه از ضمير ناخودآگاه خود استفاده كنيد
ضمير ناخودآگاه شما مثل يك خدمتكار وفادار عمل مي‌كند. بدون اين‌كه نيازي باشد تا از سوی شما آگاهانه كنترل شود، خواسته‌هاي‌تان را انجام مي‌دهد. او از شما مي‌خواهد كه موفق شويد و سعي مي‌كند بهترين و عالي‌ترين منافع‌تان را در نظر بگيرد و براساس آن عمل كند. اگر هيچ دستورالعملي به آن ندهيد، او اين دستورالعمل‌ها را از عوامل و تأثيرات بيروني مي‌گيرد؛ برای مثال از تبليغات و رسانه‌ها. همين حالا مي‌توانيد از كمك ضمير ناخودآگاه خود برخوردار شويد، به اين ترتيب كه ابتدا مطمئن شويد چه مي‌خواهيد، هدف شما چيست و سپس اين دستورالعمل ساده را به ضمير ناخودآگاه خود بدهيد تا آن را دنبال كند.

1از خلاقيت ضمير ناخودآگاه خود استفاده كنيد. به اين شكل كه از او بخواهيد هنگامی که در ‌خواب هستيد، مشكلي را حل كند. غالباً زماني كه بيدار مي‌شويد راه حلی براي آن مشكل می­یابید.

مدیریت ذهن
ضمير خودآگاه، شما «شمایی» كه تصميم مي‌گيرید و اراده و اختيارتان مانند كاپيتان يك كشتي عمل می­کند و ضمير ناخودآگاه در نقش خدمۀ آن كشتي است. تمام خدمۀ كشتي مي‌دانند وظيفه­شان چيست و بدون اين‌كه به آن­ها بگویند كار خود را انجام مي‌دهند. بنابراين وظيفۀ كاپيتان چيست؟ تصميم اين‌كه كشتي به كجا بايد برود و تعيين جهت و مسير كشتي. با وجود اين بسياري از افراد از ضمير ناخودآگاه خود، به سبب ارادۀ از پيش تعيين‌شدۀ آن استفاده نمي‌كنند. كاپيتان كشتي آن­ها هميشه نگران اين است كه آيا خدمه وظايف خود را انجام مي‌دهند یا خیر؟ در حالي كه خود در تعيين مسير كشتي كوتاهي مي‌كند. مي‌توانيد آگاهانه مسيري را كه مي‌خواهيد انتخاب كنيد و اجازه بدهيد ضمير ناخودآگاه با انجام وظيفۀ خود جلو برود.
استفاده از ضمير ناخودآگاه
بيشتر مردم سعي دارند تنها از راه قدرت اراده تغييراتي را ايجاد كنند، بدون هماهنگي و توافق اوليه با ضمير ناخودآگاه يا حتي توجه به اين نكته كه شايد ضمير ناخودآگاه سعي دارد چيزي به آن­ها بگويد. اين نوع برخورد، تغييري را ايجاد نخواهد كرد. معمولاً اين تغييرات با شكست مواجه مي‌شوند و بي‌نتيجه خواهند ماند. خيلي طول نمي‌كشد كه توجه ضمير ناخودآگاه معطوف چيز ديگري مي‌شود و به سمت عادات قديم خود بازمي‌گردد. بعضي از مربی­های دوره‌هاي خودياري و خودباوری، با ضمير ناخودآگاه مثل يك خدمتكار تنبل برخورد مي‌كنند كه اگر از مسير خارج گردد، تنبيه مي‌شود. اما اگر شک و ترديدهاي سرکوب‌شده نسبت به منافع و علایق، حقیقت داشته باشند و آگاهانه از طرف شما كنار گذاشته شوند چه؟ در این صورت چه فرصت­ها و پیشرفت­هایی را از دست داده‌اید؟