صفحه اصلی    تازه ها    ادبیات    تاریخ و سیاست    روانشناسی و جامعه شناسی    علوم    کودک و نوجوان    متفرقه

ناشر:سبزان-امه
تاريخ چاپ: 1391
نوبت چاپ:اول
تيراژ:1000 نسخه
قيمت:3000 تومان
شابک: 5126242600-978

 

راز قـدرت

 

اثر: راندا برن

مترجم: یلدا بلارک

عنوان                                   صفحه

پیشگفتار............................ 7
مقدمه............................... 9
قدرت چیست؟........................... 11
نیروی عشق.......................... 12
عشق نیروی محرک شماست............... 14
قانون عشق ......................... 15
نیروی جاذبۀ عشق.................... 16
شما یک آهن‌ربایید .................. 19
افکار مثبت و منفی.................. 19
دربارۀ چیزهایی که دوست دارید، صحبت کنید   21
قدرت احساسات......................... 25
شما موجودی احساساتی هستید.......... 25
احساسات، نوعی سوخت هستند........... 26
احساسات خوب و بد................... 26
خوب یعنی خوب....................... 28
احساسات منعکس کنندۀ چیزهایی هستند که به دنیا عرضه میدارید    30
همه چیز مربوط به احساس شماست....... 32
امواج احساسات........................ 37
اگر چیزی را حس کنید، می­توانید آن را دریافت نمایید  37
سپردن احساسات به خلبان اتوماتیک.... 40
نیروی عشق بهانه­ای ندارد............ 42
هر چیز کوچکی اهمیت دارد............ 44
نقطۀ اوج........................... 45
قدرت و خلقت.......................... 51
فرایند خلقت........................ 52

1. تصور کردن...................... 52
2. احساس کردن..................... 52
3. دریافت کردن ................... 52
عرضه دارید و دریافت کنید........... 54
تخیل............................... 55
هرچیزی را که بتوانید تصور کنید، وجود دارد 57
حمایت از خود....................... 60
احساس، خلقت است....................... 65
زمینۀ احساسات...................... 65
اوج خلقت........................... 67
چگونگی تغییر دادن رویدادی منفی..... 68
چگونگی حذف احساسات بد.............. 70
عدم مخالفت با احساسات بد........... 71
زندگی از شما پیروی می­کند.............. 75
چیزی را انتخاب کنید که دوست دارید.. 76
قانون یک نفر- شما!................. 78
قانون جاذبه فقط می­گوید بله......... 79
زندگی شما، داستان شما.............. 80
دنیای واقعی........................ 81
داستان واقعی....................... 85
شما چه چیزی را دوست دارید؟ چه چیزی را می­خواهید؟    85
راه­های رسیدن به قدرت.................. 89
کلید عشق........................... 89
­­عشق آگاه است....................... 94
چطور ذهن را بر عشق متمرکز کنیم..... 95
کلید قدرشناسی...................... 96

قدرشناسی، زاینده است............... 98
قدرشناسی، پلی به سوی عشق........... 101
بازی کردن.......................... 104
چگونگی بازی........................ 105
راه­های قدرشناسی.................... 110
راه­های بازی کردن................... 111
قدرت و پول........................... 113
عشق، قدرت چسباننده................. 114
چطور احساسمان را نسبت به پول تغییر دهیم   117
از هر فرصتی برای بازی استفاده کنید. 118
به پول بگویید بله!................. 120
شغل و کسب و کار.................... 121
راه­های نامحدود عشق................. 123
قوانین عشق......................... 124
قدرت و روابط......................... 127
هر کاری که برای دیگران انجام بدهید، برای خود کرده­اید    128
کیفیت رابطه­تان به طرف مقابل ارتباطی ندارد 128
عشق یعنی آزادی..................... 130
راز روابط.......................... 132
راهنماهای احساسات فردی............. 134
قانون جاذبه، کاری چسبنده........... 135
سخن­چینی نیز چسبنده است............. 136
واکنش شما انتخاب می­کند............. 137
عشق، سپری محافظ است................ 139
عشق، قدرتی است که همه چیز را به هم متصل می­کند  141

قدرت و سلامتی......................... 147
به چه چیزی باور دارید؟............. 148

دنیای درون بدن شما................. 150
قدرت قلب شما....................... 152
نحوة استفاده از قدرت عشق برای رسیدن به هدف     154
زیبایی از عشق نشات می­گیرد.......... 158
آن قدر که احساس می­کنید، سن دارید... 159
عشق، حقیقت است..................... 160
پشت هر معجزه­ای عشق است............. 161
قدرت و شما........................... 165
فیلم زندگی خود را تماشا کنید!...... 166
نماد محرمانۀ شما................... 168
زندگی جادویی است................... 169
عشق برای‌تان همه کار می­کند.......... 173
چه فرقی می­کند؟..................... 174
شما به زندگی معنا می­بخشید.......... 175
عشق، قدرت جهان است................. 176
قدرت و زندگی......................... 179
بهشت در درون شماست................. 180
برای عشق زندگی..................... 181
هدف زندگی شما...................... 182


 

"این است دلیل تعالی هر چیزی که در دنیا وجود دارد."
                                                لوح زمرد (حدود 3000 پ.م.)
پیشگفتار
9 سپتامبر 2004 را هرگز فراموش نخواهم کرد. آن روز صبح که از خواب بیدار شدم، به نظر می­رسید روزی مثل تمام روزهای دیگر باشد. اما به بزرگ‌ترین روز زندگی من تبدیل شد.
من هم مثل بیش تر مردم برای امرار معاش و گذران زندگی سخت کار کرده و با مشکلات و موانع به بهترین شکلی که می­توانستم روبرو می­شدم. اما سال 2004 سال سختی برایم بود و در 9 سپتامبر آن سال، شرایط سخت و پر از چالش زندگی واقعاً مرا به زانو درآورد. روابط، سلامت، شغل و وضعیت مالی­ من بسیار نابسامان بود. هیچ راهی برای غلبه بر انبوه مشکلاتی که مرا احاطه کرده بود، نمی­دیدم، تا این‌که آن اتفاق روی داد!
دخترم کتابی را که صدسال پیش منتشر شده بود به من داد و طی 90 دقیقه­ای که طول کشید تا آن را بخوانم، ذهنیت و برداشتم از زندگی به طور کامل دگرگون شد. فهمیدم رویدادهای زندگی­ام چطور اتفاق افتادهاند و بلافاصله دریافتم برای تغییر شرایط به صورت دلخواه چه کاری باید انجام دهم.
من رازی را کشف کردم، رازی که طی قرن­ها سینه به سینه منتقل شده بود اما تنها تعداد اندکی از مردم در طول تاریخ به آن واقف بودند.
از آن لحظه به بعد دنیا را به گونه­ای دیگر دیدم. زندگی به روشی مغایر با آن‌چه که تا آن زمان فکر می­کردم، جریان داشت. سال­ها فکر می­کردم برخی رویدادهای زندگی تنها برای ما اتفاق می­افتند. اما اکنون می­توانم حقیقت شگفت انگیزی را ببینم.
می­توانم ببینم که بیش تر مردم از این راز بی­خبرند. بنابراین آن را برای‌تان مطرح می­کنم. در سال 2006 به رغم موانع بی­شمار، فیلم "راز" را ساختم. همان سال نیز کتاب راز را نوشتم و توانستم مطالب بیش تری را که کشف کرده بودم، با مخاطبینم درمیان بگذارم.
فیلم راز به سرعت نور پخش شد و بین بسیاری از مردم جهان دست به دست چرخید. اکنون، ده­ها میلیون نفر در کشورهای مختلف جهان، بر اساس دانش بدست آورده از این فیلم، زندگی خود را به طریقی شگفت‌انگیز تغییر داده­اند.

مردمی که آموخته بودند چطور زندگی خود را تغییر دهند، هزاران داستان حیرت انگیز را با من در میان گذاشتند و من نیز به این بینش دست یافتم که

چرا مردم در زندگی دچار چنین مشکلاتی می­شوند. در نتیجۀ این بینش، به دانش لازم برای نگارش کتاب قدرت دست یافتم؛ قدرتی که می­تواند زندگی را خیلی زود تغییر دهد.
راز، قانون جاذبه را آشکار کرد، یعنی قدرتمندترین قانونی که بر زندگی­مان حاکم است. اما کتاب قدرت، ماهیت یافته­های مرا بعد از زمان انتشار راز دربر دارد. در این کتاب خواهید فهمید تنها کاری که باید بکنید، تغییر دادن روابط، ثروت، سلامت، خوشبختی، شغل و کل زندگی­تان است.
لازم نیست راز را بخوانید تا کتاب حاضر بتواند در تغییر زندگی،­ شما را یاری کند. زیرا تمام چیزهایی که باید بدانید در همین کتاب گنجانده شده است. اگر کتاب راز را خوانده­اید، این کتاب اطلاعات باارزش دیگری را به یافته­های قبلی شما می­افزاید.
چیزهای زیادی هست که باید بدانید. چیزهای زیادی دربارۀ خود و زندگی‌تان. این کتاب بسیار خوب است، حتی فراتر از خوب، یک پدیده است!
راندا برن


مقدمه
مقدر است که زندگی خارق العاده­ای داشته باشید!
مقدر شده که به هر آن‌چه که دوست دارید، برسید. کار شما باید هیجان‌آور باشد و باید هر کاری را که دوست دارید، انجام دهید. روابط‌تان با خانواده و دوستان‌تان باید سرشار از شادی باشد. به تمام پولی که برای داشتن یک زندگی مرفه و خوب نیاز دارید، دست خواهید یافت. قرار است همۀ رویاهای‌تان تحقق یابند! اگر می­خواهید سفر کنید، باید سفر کنید. اگر دوست دارید کسب و کاری را راه بیاندازید، پس مقدر شده که چنین کنید. اگر مایلید قایق­رانی یا زبان ایتالیایی را بیاموزید، این کار را خواهید کرد. اگر دوست دارید موسیقی­دان، دانشمند، تاجر، مخترع، مجری، پدر یا مادر یا هر چیز دیگری شوید، مقدر شده که به خواسته­تان برسید!
هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می­شوید، باید احساس اشتیاق و هیجان داشته باشید، زیرا می­دانید روزی پر از اتفاقات خوب پیش روی‌تان است. قرار است بخندید و لذت ببرید. باید احساس قدرت و امنیت کنید. باید احساس خوبی نسبت به خود داشته باشید و بدانید که چقدر باارزش هستید. البته چالش‌هایی نیز در زندگی­تان وجود خواهد داشت و مقدر است که با آن­ها روبرو شوید زیرا به شما کمک می­کنند رشد کنید اما باید بدانید چطور بر مشکلات و چالش­ها غلبه نمایید. مقدر شده که همواره پیروز شوید! باید خوشبخت شوید! مقدر است که زندگی خارق العاده­ای داشته باشید!
شما به دنیا نیامده­اید که تقلا کنید. به دنیا نیامده­اید که لحظات شادتان اندک باشد و پنج روز در هفته سخت کار کنید و لحظات خوشی­تان مربوط به آخر هفته باشد. به دنیا نیامده­اید که انرژی اندکی داشته و هر شب احساس ضعف کنید. قرار نیست نگران بوده یا هراس داشته باشید و رنج بکشید. هدف زندگی­تان چیست؟ قرار است زندگی را به بهترین شکل تجربه کنید و به خواسته­های‌تان برسید و لذت ببرید، سلامت باشید و از سرزندگی، هیجان و عشق بهرهمند شوید زیرا زندگی خارق العاده این طور است!

در واقع زندگی رویایی­تان؛ یعنی هر

آن‌چه که دوست دارید انجام دهید یا داشته باشید، بیش از آن‌چه فکر کنید، به شما نزدیک است زیرا قدرت رسیدن به خواسته­های‌تان در درون شما وجود دارد!
 



"قدرتی متعالی و نیرویی حاکم وجود دارد که بر این جهان بیحد و مرز حکومت می‌کند. و شما بخشی از این قدرت هستید."

               پرینتس مالفورد (1891-1834)
                         نویسندۀ تفکر نوین
 



 در این کتاب می­خواهم راه رسیدن به یک زندگی خارق‌العاده را به شما نشان دهم. مطالبی شگفت‌انگیز را دربارۀ خود، زندگی­تان و جهان خواهید فهمید. زندگی به مراتب راحت­تر از آن چیزی است که فکر می­کنید. وقتی به روش کار زندگی و قدرتی که در درون خود دارید، پی ببرید، جادوی زندگی را تجربه خواهید کرد و آن زمان زندگی خارق العاده­ای خواهید داشت!
حال اجازه دهید جادوی زندگی به کار بیافتد.

قدرت چیست؟
 



"نمی­توانم بگویم قدرت چیست؛ تنها چیزی که می­دانم این است که وجود دارد."
                                                        الکساندر گراهام بل (1922-1847)
                                                                    مخترع تلفن
 

زندگی ساده است. زندگی شما تنها از دو نوع چیز تشکیل شده است: چیزهای مثبت و چیزهای منفی. هر بخش از زندگی­تان، سلامت، ثروت، روابط، شغل یا خوشبختی، برای شما یا منفی است یا مثبت. یا خیلی پول دارید یا پول کمی دارید. یا از سلامت کامل برخوردارید یا نیستید. روابط شما یا سرشار از شادی است یا پر از مشکلات. شغل‌تان یا هیجان­انگیز و موفقیت­آمیز است یا ناموفق و ناراضی کننده. یا خوشبخت هستید یا احساس خوبی ندارید. سال­ها، دوران و روزهای خوب یا بد دارید.
اگر چیزهای منفی بیش تری داشته باشید، پس مشکل بزرگی وجود دارد که شما هم آن را می­دانید. دیگران را می­بینید که خوشحال و راضی هستند، شما هم لیاقت این خوشبختی را دارید. حق با شماست؛ شما شایستۀ یک زندگی سرشار از اتفاقات خوب هستید.
بیش تر افرادی که زندگی خوبی دارند، دقیقاً نمی­دانند چه کاری انجام داده‌اند تا به این سطح از خوشبختی رسیده­اند. اما به هر حال کاری را انجام داده­اند. آن­ها قدرتی را به کار گرفته­اند که علت رسیدن به اتفاقات خوب زندگی­شان بوده است.
بدون استثنا هر فردی که زندگی خوبی دارد، از عشق برای رسیدن به آن استفاده کرده است. قدرت داشتن چیزهای مثبت و خوب در زندگی، عشق است! از ابتدای تاریخ هر فیلسوف، متفکر و پیامبری، از عشق گفته و نوشته­­ است. اما بسیاری از ما به درستی سخنان خردمندانۀ آن­ها را درک نکرده­ایم. اگرچه آموزه­های آنان مختص مردم آن دوران بوده، پیام و حقیقت واحد آنان

برای تمام جهانیان یکسان است: عشق، زیرا وقتی عاشق هستید، از بزرگ­ترین قدرت دنیا استفاده می­کنید.
نیروی عشق
 



"عشق عنصری است که گرچه قابل مشاهده نیست اما به اندازۀ هوا و آب واقعیت دارد. عشق، نیروی زندگی و کار و حرکت است و مانند امواج اقیانوس در موج­ها و جریان­ها به حرکت خود ادامه می­دهد."
                                                           پرینتس مالفورد (1891-1834)
                                                                     نویسندۀ تفکر نوین

نوع عشقی که متفکران بزرگ جهان دربارۀ آن صحبت می­کنند، با عشقی که عموم مردم می­شناسند، بسیار متفاوت است. این عشق چیزی بیش تر از دوست داشتن خانواده، دوستان یا چیزهای مورد علاقه است، زیرا صرفاً یک احساس نیست: عشق یک نیروی مثبت است. ضعیف و ناتوان و عاجز نیست. عشق، نیروی مثبت زندگی است! دلیل و علت وجود چیزهای مثبت و خوب است. زندگی، دارای صدها نیروی مثبت مختلف نیست بلکه تنها یک نیرو وجود دارد.
نیرو­های بزرگ طبیعت مانند جاذبه و الکترومغناطیس قابل مشاهده نیستند اما قدرت آن­ها بی چون و چراست. به همین شکل، نیروی عشق را نیز مشاهده نمی­کنیم اما قدرت آن در واقع بسیار فراتر از نیروهای طبیعت است. گواه این قدرت را می­توان در هر جای دنیا مشاهده کرد: بدون عشق، زندگی وجود ندارد.
یک لحظه به این مسئله فکر کنید: دنیا بدون عشق چطور خواهد بود؟ اول این که بدون عشق اصلاً وجود نداشتید و نمی­توانستید به دنیا بیایید. هیچ یک از اعضای خانواده و دوستانتان نیز وجود نداشتند. در واقع، هیچ انسانی روی این سیاره زندگی نمی­کرد. اگر امروز قدرت عشق را متوقف کنند، کل نژاد بشری رو به کاهش و انقراض می­رود.
هر ابداع، کشف و اختراعی نیز از عشقی در درون قلب انسان حاصل می‌شود. اگر عشق برادران رایت نبود، نمی­توانستیم با هواپیما پرواز کنیم. اگر عشق دانشمندان، مخترعان و مکتشفان نبود، از نعمت برق، گرمایش یا نور یا اتومبیل، تلفن و هر نوع فناوری دیگری که زندگی را به مراتب راحت­تر می‌کند، محروم می­ماندیم. بدون عشق معماران، هیچ خانه، ساختمان یا شهری نداشتیم. بدون عشق، هیچ دارو، پزشک یا مرهمی برای دردهای‌مان وجود نداشت. هیچ معلم و مدرسه­ای، کتاب، نقاشی یا موسیقی نداشتیم زیرا تمام این­ها نتیجۀ نیروی عشق هستند. همین حالا نگاهی به اطراف خود بیاندازید. هر چیزی که انسان به وجود آورده، هرگز بدون عشق ایجاد نمی­شد.
 



"بدون عشق، دنیا چیزی جز گورستان نیست."
                                                                        رابرت براونینگ (1889-1812)
                                                                             شاعر
 

عشق نیروی محرک شماست هرچیزی را که بخواهید داشته باشید یا انجام دهید و به هر شخصیتی که بخواهید دست یابید، از عشق حاصل می­شود.  بدون عشق، هیچ نیروی مثبتی نبود که به خاطر آن از خواب بیدار شده، سرکار بروید، بازی کنید، حرف بزنید، به موسیقی گوش کنید یا هر کاری دیگری را انجام دهید. در واقع مانند یک مجسمه بودید. اما نیروی عشق به شما الهام حرکت و میل به بودن، انجام دادن یا داشتن هر چیزی را می­دهد. نیروی مثبت عشق می­تواند هر چیز خوبی را ایجاد کند، افزایش دهد یا مسائل منفی زندگی را دچار تغییر کند. شما بر سلامتی، ثروت، کار، روابط و هر چیز دیگری در زندگی­تان قدرت و تسلط

دارید. و این قدرت یعنی عشق، در درون شماست!
اما اگر در زندگی قدرت دارید و این قدرت در درون شماست، پس چرا زندگی­تان فوق‌العاده نیست؟ چرا تمام حوزه­های زندگی­تان باشکوه نیست؟ چرا هر چه که می­خواهید ندارید؟ چرا قادر نیستید هرکاری که می­خواهید انجام دهید؟ چرا هر روز آن طور که باید از زندگی لذت نمی­برید؟
پاسخ این است: چون یک انتخاب دارید. حق انتخاب دارید که عشق بورزید و نیروی مثبت آن را مهار کنید یا خیر. چه به این مسئله پی ببرید و چه نبرید، هر روز و در هر لحظه از زندگی­تان، در حال انتخاب هستید. در هر لحظه از زندگی بدون استثنا، اتفاق خوبی را تجربه می­کنید و نیروی مثبت عشق را مهار می­نمایید. عشق، علت تمام چیزهای خوب زندگی است و نبود آن علت بروز رویدادهای منفی و درد و رنج است. عدم شناخت و درک قدرت عشق را می‌توان به وضوح در زندگی مردم عصر حاضر و کل تاریخ بشریت مشاهده کرد.
 



" عشق قدرتمندترین و در عین حال ناشناخته­ترین انرژی در جهان است."
                   پیر تیلهارد دوچاردن (1955-1881)
                                 فیلسوف
 

اکنون دربارۀ تنها قدرت مسلط بر نیکی­ها، دانشی کسب می­کنید و می­توانید از آن برای تغییر کل زندگی خود بهره گیرید. اما ابتدا باید دقیقاً بدانید نحوۀ کار عشق چطور است.
قانون عشق
قوانین طبیعی جهان را اداره می­کنند. می­توانیم با هواپیما پرواز کنیم، زیرا هوانوردی با قوانین طبیعت هماهنگ است. قوانین فیزیک برای این که ما پرواز کنیم، تغییر نکردند بلکه ما روشی هماهنگ با این قوانین یافتیم و به این ترتیب توانستیم پرواز کنیم. همان طور که قوانین فیزیک بر هوانوردی، برق و جاذبه تسلط دارد، قانونی نیز هست که عشق را تحت تسلط خود دارد. برای مهار کردن نیروی مثبت عشق و تغییر دادن زندگی باید قانون آن را که قدرتمندترین قانون جهان است، درک کنید یعنی قانون جاذبه.
قانون جاذبه از بزرگ­ترین تا کوچک­ترین چیزهای جهان را تحت تسلط خود دارد و باعث می­شود ستاره­ها و اتم­ها و مولکول­ها سرجای خود باشند. نیروی جاذبۀ خورشید، سیاره­های منظومۀ شمسی را در مدار خود نگه می­دارد و نمی‌گذارد به سایر اجسام فضایی برخورد کنند. این نیرو انسان­ها، جانوران، گیاهان و هر چیز دیگری را روی زمین نگه داشته است. نیروی جاذبه را می‌توان در تمام طبیعت مشاهده کرد، از گلی که زنبور را به خود جذب می­کند تا بذری که مواد مغذی خاک را به خود جذب می­نماید و هر موجود زنده­ای که به هم­نوعان خود جذب می­شود. نیروی جاذبه برای تمام حیوانات زمین، ماهی‌های دریا و پرندگان آسمان کاربرد دارد و باعث می­شود گله­ها و دسته‌هایی را تشکیل دهند. این نیرو سلول­های بدن را در کنار هم نگه می‌دارد؛ اجزای مبلمانی را که روی آن می­نشینید، منجسم نگه می­دارد. باعث می­شود اتومبیل‌تان روی جاده حرکت کند و آب در لیوان‌تان بماند. هر چیزی را که استفاده می­کنید، نیروی جاذبه نگه داشته است. نیروی جاذبه است که مردم را به سوی یکدیگر جذب می­کند و باعث می‌شود شهرها، ملت­ها، گروه­ها، باشگاه­ها و انجمن­هایی را با علائق مشترک تشکیل دهند.  این نیروست که فردی را به علم یا آشپزی و یا فردی را به ورزش یا سبک­های مختلف موسیقی می­کشاند و مردم را به حیوانات مختلف علاقه­مند می­کند. جاذبه نیرویی است که شما را به چیزها

 

و مکان­های مورد علاقه­تان می­رساند و به سوی دوستان و افرادی که دوست‌شان دارید، جذب‌تان می­کند.
نیروی جاذبۀ عشق
پس نیروی جاذبه چیست؟ نیروی جاذبه همان نیروی عشق است! جاذبه، عشق است. وقتی احساس می­کنید به غذای مورد علاقه­تان جذب می­شوید، عشق به آن غذا را تجربه می­نمایید؛ بدون جاذبه، هیچ احساسی نخواهید داشت و همۀ غذاها برای‌تان یکسان خواهند بود.  نخواهید دانست که چه چیزی را دوست دارید و چه چیزی را دوست ندارید زیرا به چیزی جذب نمی­شوید. به هیچ فردی، شهر خاصی، خانه، اتومبیل، ورزش، کار، موسیقی، لباس یا هر چیز دیگری جذب نمی­شوید زیرا از طریق نیروی جاذبه است که عشق را احساس می­کنید!



"قانون جاذبه یا قانون عشق... این دو یکسان هستند."
                       چارلز هانل (1949-1866)
                         نویسندۀ تفکر نوین

قانون جاذبه همان قانون عشق است و قدرتمندترین قانونی است که همه چیز را از کهکشان­های بی­شمار تا اتم­های ریز را در هماهنگی نگه می­دارد. این قانون برای هر مقوله­ای در جهان کاربرد دارد. همین قانون است که زندگی شما را اداره می­کند.
قانون جاذبه در سطح جهانی می­گوید: چیزهای یکسان­ یکدیگر را جذب می­کنند. معنای آن در مفاهیم سادۀ زندگی این است: هر آن‌چه بدهید، همان را دریافت خواهید کرد. هر چیزی را که به زندگی بدهید، همان را نیز خواهید گرفت. بر اساس قانون جاذبه، هر چیزی را که ببخشید، دقیقاً همان را دریافت می­کنید.
 

"هر عملی، یک عکس العمل برابر و متقابل دارد."
                       اسحاق نیوتون (1727-1643)
                         ریاضی­دان و فیزیک­دان

هر عمل بخشیدن و اعطا کردن، عکس­العمل دریافت کردن را ایجاد می­کند و چیزی که دریافت می­کنید، همواره برابر با همان چیزی است که به دنیا داده­اید. هر چیزی که به دنیا بدهید، باید به شما بازگردد. این قانون ریاضی و فیزیک دنیاست.
چیزهای مثبتی بدهید تا چیزهای مثبتی دریافت نمایید؛ اگر چیزی منفی ارائه دهید، چیزی منفی خواهید گرفت. اگر کارهای مثبتی انجام دهید، رویدادهای مثبتی در زندگی برای‌تان اتفاق خواهد افتاد. بالعکس اگر کارهای منفی انجام دهید، اتفاقات بدی برای‌تان روی خواهد داد. چطور باید چیزهای مثبت یا منفی به دنیا بدهید؟ از طریق افکار و احساساتتان!
در هر لحظه، یا افکار مثبت یا افکار منفی دارید. یا احساسات منفی یا احساسات مثبت به دنیا می­دهید. و چه این افکار و احساسات مثبت باشند و چه منفی، تعیین می­کنند که چه چیزی را باید در زندگی دریافت کنید. شرایط و رویدادهایی که تک تک لحظات زندگی شما را می­سازند، از طریق افکار و احساسات خودتان به سوی شما جذب می­شوند. اتفاقات و حوادث زندگی بدون برنامه و بطور اتفاقی پیش نمی­آیند؛ بلکه هر چیزی را بر اساس داده­ها و کارهای‌تان، دریافت می­کنید.

 



"ببخشید تا به شما ببخشند... چراکه با معیار سنجش شماست که اعمالتان را می­سنجند."


هر آن‌چه که ببخشید، همان را دریافت خواهید کرد. اگر به دوست‌تان در زمان اسباب کشی کمک کنید، این کمک و حمایت به سرعت نور در زندگی­ به نحوی به کمک‌تان خواهد آمد.
اگر نسبت به اعضای خانواده عصبانی شوید، این خشم در شکل‌های مختلف به زندگی­تان بازخواهد گشت. شما زندگی­تان را با افکار و

احساسات‌تان می­سازید. هر اندیشه و احساسی که داشته باشید، رویدادها و تجربیات زندگی­ را برای‌تان می­سازد. اگر فکر کنید که "امروز، روزی سخت و پر از اضطراب دارم،" افراد، شرایط و رویدادهایی را به سوی خود جذب می­کنید که روزتان را پر از اضطراب و سختی می­کنند.
اگر فکر کنید "زندگی­ام بسیار خوب است،" افراد، شرایط و رویدادهایی را به سوی خود جذب خواهید کرد که واقعاً زندگی خوبی را برای‌تان می­سازند.
شما یک آهن‌ربایید
قانون جاذبه بی­تردید چیزی را به شما بازمی­گرداند که به زندگی اعطا کرده‌اید. شما شرایط مالی، سلامت، روابط، کار و هر رویداد دیگری را در زندگی بر اساس افکار و احساساتی که ابراز نموده­اید، به سوی خود جذب می­نمایید. افکار و احساسات مثبتی نسبت به پول داشته باشید تا رویدادهای مختلف زندگی برای‌تان پول به ارمغان بیاورند. افکار و احساسات منفی نسبت به پول، باعث می­شود افراد، شرایط و رویدادهایی را به خود جذب کنید که موجب بی­پولی­تان می‌شوند.



"نمی­دانم آیا بشر آگاهانه از قانون عشق تبعیت می­کند یا خیر. اما این مسئله موجب آزار من نمی­شود. این قانون مانند قانون جاذبۀ زمین کار می­کند چه آن را بپذیریم و چه نپذیریم."
                          ماهاتما گاندی (1948-1869)
                               رهبر سیاسی هند


هرطور که احساس و فکر کنید، همان‌گونه قانون جاذبه به شما پاسخ می‌دهد. مهم نیست افکار و احساسات‌تان خوب باشد یا بد، هرچه باشد، درست مانند پژواک صدای‌تان در کوهستان، به صورت خودکار به سوی شما باز می‌گردند. اما این بدین معنی است که می­توانید زندگی خود را با تغییر افکار و احساسات‌تان، دچار تغییر کنید. اندیشه و احساس مثبت داشته باشید تا کل زندگی­تان تغییر کند!
افکار مثبت و منفی
افکار شما همان کلماتی هستند که در ذهن خود می­شنوید و یا به زبان می‌آورید. وقتی به کسی می­گویید "چه روز زیبایی"، ابتدا این فکر را داشته و سپس کلمات را بر زبان آورده­اید. افکار شما به اعمال‌تان تبدیل می­شوند. صبح‌ها وقتی از خواب بیدار می­شوید، قبل از انجام این کار، فکر بلند شدن از رختخواب را دارید. نمی­توانید هیچ کاری را انجام دهید مگر این که ابتدا به آن فکر کنید.
افکار شما هستند که تعیین می­کنند کلمات و رفتارتان مثبت باشد یا منفی. اما چطور می­فهمید که افکارتان مثبت یا منفی هستند؟ افکار شما زمانی که به خواسته­ها و چیزهای مورد علاقه­تان فکر می­کنید، مثبت هستند. افکار منفی نیز مربوط به چیزهایی هستند که نمی­خواهید یا دوست ندارید. به همین راحتی و سادگی.
هر چیزی را که در زندگی به دنبال به دست آوردنش هستید به این خاطر است که دوستش دارید. چند لحظه به این جمله فکر کنید. چیزهایی را که نمی­خواهید، دوست ندارید. این‌طور نیست؟ هر فردی تنها چیزهایی را می‌خواهد که دوست دارد و هیچ کس خواهان چیزهایی نیست که علاقه­ای به آن­ها ندارد. وقتی به چیزهایی که دوست دارید و می­خواهید، فکر می­کنید، مانند "آن کفش­ها را دوست دارم، زیبا هستند،" افکارتان مثبت هستند و این افکار مثبت به صورت چیزی که دوستش دارید به سوی‌تان بازمی­گردند. یعنی به شکل کفش­هایی زیبا. وقتی به چیزهایی می­اندیشید که دوست ندارید و نمی­خواهید، مانند "به قیمت آن کفش­ها نگاه کن، این جا سر گردنه است!" افکارتان منفی

شده و به شکل چیزهایی که دوست ندارید، منعکس می­شوند یعنی کفش­ها آنقدر گران هستند که نمی­توانید آن­ها را بخرید.
اغلب مردم بیش تر به چیزهایی فکر می­کنند که دوست‌شان ندارند. بیش از عشق، از خود منفی­گرایی نشان می­دهند و به طور غیرعمد خود را از رویدادهای خوب دنیا محروم می­کنند.
غیرممکن است که بدون عشق به یک زندگی خوب دست یابید. افرادی که زندگی موفقی دارند، بیش تر به چیزهایی که دوست دارند، فکر می­کنند و درباره‌شان حرف می­زنند تا چیزهایی که علاقه­ای به آن­ها ندارند. و افرادی که در زندگی دچار مشکل هستند، بیش تر به چیزهایی فکر می­کنند که دوست‌شان ندارند.
 



"یک کلمه ما را از تمام بار و رنج زندگی رها می­کند و آن عشق است."
                              سوفکل (406-496 پ.م.)
                             نمایشنامه نویس یونانی
 

دربارۀ چیزهایی که دوست دارید، صحبت کنید
وقتی دربارۀ مشکلات مالی، رابطۀ ناموفق، بیماری یا حتی کاهش سود شرکت‌تان صحبت می­کنید، موضوع سخن‌تان عشق نیست. وقتی دربارۀ رویداد بدی در اخبار یا فرد یا موقعیتی که شما را آزار داده، حرف می­زنید، باز هم چیزی از عشق نمی­گویید. صحبت در خصوص یک روز بد، دیر رفتن سر قرار ملاقات، گیر افتادن در ترافیک، یا از دست دادن اتوبوس هیچ ارتباطی با عشق ندارد. این موارد، رویدادهای کوچکی هستند که هر روز برای‌تان اتفاق می­افتند. اگر دائماً از چیزهایی حرف بزنید که دوست ندارید، حتی یکی از همین اتفاقات کوچک، گرفتاری­ها و مشکلات بیش تری را برای‌تان به همراه خواهد آورد.
باید دربارۀ خبرهای خوب صحبت کنید. از قرار ملاقاتی که کاملاً موفقیت آمیز بوده، حرف بزنید. بگویید چقدر دوست دارید سر موقع به قرارتان برسید. از مزایای سلامتی، سودی که می­خواهید شرکت‌تان به آن برسد، و از موقعیت­ها و روابط خوب خود سخن بگویید. باید دربارۀ چیزهایی که دوست دارید حرف بزنید تا آن‌چه را می­خواهید برای‌تان به ارمغان بیاورند.
اگر طوطی­وار از اتفاقات منفی حرف بزنید و دربارۀ چیزهایی که نمی­خواهید غرولند کنید، خود را مانند یک طوطی در قفس، محبوس خواهید کرد. هر مرتبه که دربارۀ چیزهایی حرف می­زنید که دوست‌شان ندارید، یک میلۀ دیگر به این قفس افزوده و خود را از خوبی­ها دور می­کنید.
افرادی که زندگی فوق‌العاده­ای دارند، بیش تر دربارۀ چیزهایی صحبت می‌کنند که دوست دارند. با این کار، به خوبی­های زندگی دسترسی نامحدودی پیدا می­کنند. آن­ها مانند پرنده­ای آزاد در اوج آسمان هستند. برای این که زندگی خوبی داشته باشید، باید میله­های قفس‌تان را بشکنید؛ عشق بورزید و دربارۀ چیزهایی که دوست دارید صحبت کنید تا عشق شما را آزاد کند!
با نیروی عشق هیچ چیز غیرممکن نیست. فرقی نمی­کند چه کسی هستید و با چه موقعیتی روبرویید، نیروی عشق شما را رها می­کند. زنی را می­شناسم که تنها با نیروی عشق میله­های قفس خود را شکست. از فقر نجات یافت و پس از رها شدن از بیست سال زندگی مشترک پر از درگیری و کشمکش، به تنهایی فرزندانش را بزرگ کرد. این زن علیرغم سختی­های زیادی که تحمل کرده بود، هرگز اجازه نداد خشم، رنجش یا هر احساس بد دیگری در درونش ریشه کند. او هرگز دربارۀ همسر سابقش حرف‌های منفی نزد. بلکه افکار مثبتی را دربارۀ رویای یک همسر خوب و عالی و یک شغل خوب در سر می­پروراند. اگرچه

هیچ پولی برای سرمایه‌گذاری نداشت اما بالاخره توانست سرمایه‌ای را که می‌خواست به دست آورد و شغل دلخواهش را تدارک ببیند.
او خیلی زود در جریان فعالیت‌های شغلی‌اش با همسر جدید و ایده­آلش آشنا شد و پس از ازدواج به خانه‌ای جدید نقل مکان کرد و حالا با خوشبختی در خانۀ بزرگ و ویلایی خود زندگی می­کند.
این زن هرگز دربارۀ چیزهایی که دوست نداشت، حرف نمی­زد، بلکه عشق می­ورزید و دربارۀ خواسته­هایش سخن می­گفت و به همین شکل خود را از سختی و رنجش آزاد کرده و به زندگی زیبایی دست یافت.
می­توانید زندگی خود را تغییر دهید زیرا توانایی نامحدودی برای اندیشیدن و سخن گفتن دربارۀ خواسته­های‌تان دارید؛ پس از توانایی نامحدودی برای جذب رویدادهای خوب و مثبت نیز برخوردار هستید! اما قدرت شما چیزی فراتر از داشتن افکار مثبت دربارۀ چیزهایی است که دوست دارید. زیرا قانون جاذبه به افکار و احساسات شما پاسخ می­دهد. باید عشق را احساس کنید تا بتوانید قدرتش را مهار نمایید!

نکاتی دربارۀ قدرت
· عشق ضعیف و شکننده نیست. عشق نیروی مثبت زندگی و دلیل تمام نیکی‌ها و رویدادهای مثبت است!
· هرچیزی که بخواهید داشته باشید یا انجام دهید و به هر شخصیتی که بخواهید دست یابید، از عشق حاصل می­شود.
· نیروی مثبت عشق می­تواند رویدادهای مثبت را بسازد و افزایش دهد و تمام رویدادهای منفی زندگی را تغییر دهد.
· هر روز و در هر لحظه مشغول انتخاب این هستید که عشق بورزید و نیروی مثبت عشق را مهار کنید یا خیر.
· قانون جاذبه، قانون عشق است و زندگی بر اساس همین قانون اداره می‌شود.
· هرچه به زندگی بدهید، همان را دریافت می­کنید. اگر اندیشه­های مثبت داشته باشید، رویدادهای مثبتی را تجربه خواهید کرد و بالعکس.
· زندگی برای‌تان اتفاق نمی­افتد؛ بلکه زندگی بر اساس آن‌چه به دنیا عرضه می­دارید، روی می­دهد.
· چه افکار و احساسات مثبت داشته باشید و چه منفی، به صورت خودکار و دقیق در زندگی­تان منعکس می­شوند.
· افرادی که زندگی خوبی دارند، بیش تر دربارۀ چیزهایی صحبت می­کنند و می­اندیشند که دوستشان دارند.
· دربارۀ خبرهای خوب روز حرف بزنید. از عشق بگویید تا برای‌تان عشق به همراه آورد.
· شما توانایی نامحدودی برای اندیشیدن و حرف زدن دربارۀ عشق دارید؛ پس از توانایی نامحدودی برای ایجاد رویدادهای خوب در زندگی نیز برخوردارید!
· عشق بورزید زیرا از قدرتمندترین نیروی جهان استفاده می­کنید.


قدرت احساسات
شما موجودی احساساتی هستید
از لحظۀ تولد همیشه چیزی را احساس می­کنید. همۀ انسان­ها همین طور هستند. می­توانید افکار آگاهانۀ خود را در زمان خواب متوقف کنید، اما هرگز نمی­توانید جلوی احساسات خود را بگیرید. زیرا زنده بودن یعنی حس کردن زندگی. شما موجودی احساساتی هستید پس تصادفی نیست که هر بخش از جسم انسانی شما طوری ساخته شده که زندگی را احساس کنید!

شما حس بینایی، شنیداری، چشایی، بویایی و لامسه دارید تا هر چیزی را در زندگی احساس کنید. این حواس باعث می­شوند آن‌چه را می­بینید، می‌شنوید، می­چشید، می­بویید و لمس می­کنید، احساس کنید. بدن شما با لایه­ای پوست پوشیده

شده که یکی از اعضای احساسی شماست، پس می‌توانید همه چیز را حس کنید. 
این که در هر لحظه چه احساسی دارید، از هر چیز دیگری مهم­تر است زیرا نوع احساس شما، زندگی­تان را می­سازد.
احساسات، نوعی سوخت هستند
افکار و سخنان شما بدون احساسات‌تان هیچ قدرتی ندارند. در طول روز افکار متعددی دارید که به هیچ چیز منتهی نمی­شوند زیرا بسیاری از افکار احساسات قدرتمندی را در شما ایجاد نمی­کنند. این چیزی است که احساس می­کنید اهمیت دارد!
تصور کنید افکار و سخنان شما یک موشک و احساسات‌تان سوخت آن است. موشک یک وسیلۀ ثابت است که بدون سوخت هیچ حرکتی نمی­کند. زیرا سوخت قدرت بلند شدن آن را از زمین ایجاد می­کند. افکار و سخنان شما نیز مانند وسیله­ای هستند که بدون احساسات هیچ کاری نمی­کند زیرا احساسات، قدرت لازم برای افکار و سخنان را فراهم می­کند.
اگر فکر کنید:" نمی­توانم رئیسم را تحمل کنم،" احساس شدیداً منفی را نسبت به رئیس‌تان ایجاد می­کنید و این احساسات منفی را از خود بروز می‌دهید. در نتیجه، روابط‌تان با رئیس بدتر و بدتر می­شود.
اگر فکر می­کنید:"من با افراد فوق العاده­ای کار می­کنم،" احساسات مثبتی را نسبت به همکاران‌تان ایجاد نموده و از خود نشان می­دهید. در نتیجه، روابط‌تان با همکاران‌تان بهبود خواهد یافت.