صفحه اصلی    تازه ها    ادبیات    تاریخ و سیاست    روانشناسی و جامعه شناسی    علوم    کودک و نوجوان    متفرقه

ناشر:آمه
تاريخ چاپ: 1391
نوبت چاپ:اول
تيراژ:1000 نسخه
قيمت:12000 تومان
شابک: 9306242600ـ978

 

کارآفرینی

مفاهیم بنیادین و کاربرد آن در کسب و کارهای جدید

تألیف و گردآوری محمدرضا پری نوش

مقدمه
ما که در عصر کارآفرینی زندگی می­کنیم، نقش کارآفرینان را در رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی، حیاتی و غیرقابل‌انکار می­بینیم. با توجه به اینکه توسعة هر نوع کسب و کاری توأم با مخاطره می‌باشد، به­منظور به حداقل رسانیدن این مخاطرات و افزایش احتمال موفقیت دانشجویان گرامی دانشگاه جامع علمی کاربردی در کسب و کار آینده یا فعلی خود و با عنایت به اهمیت برنامه­های درسی و آموزشی شغل محور برای دستگاه‌های اجرایی و به­خصوص مراکز مجری دوره­های علمی کاربردی و نیز به­منظور تدوین یک برنامه درسی جامع‌نگر که بتواند ابعاد و زوایای آموزشی حوزه کارآفرینی را مورد توجه قرار ­دهد، بر آن شدم تا این کتاب را به رشته تحریر درآورم.
این کتاب در شش فصل تدوین شده است.
در فصل اول، مفاهیم موفقیت و نحوة تدوین برنامه توسعة فردی تبیین شده است.
در فصل دوم، مبانی و اصول کسب و کار از جمله: انواع کسب و کارها، مراحل راه‌اندازی کسب و کار، بیمه و ... مطرح گردیده است.
در فصل سوم، مبحث تحلیل محیط کسب و کار شامل: تحلیل محیط از دیدگاه­های مختلف، انواع نظام‌های اقتصادی، رشد و توسعه اقتصادی، فرهنگ و محیط کسب و کار مطرح شده است.

در فصل چهارم، مفاهیم کارآفرینی، خلاقیت، تکنیک­های خلاقیت، نوآوری، فرصت­های کارآفرینانه، نحوه

ایده­یابی و امکان­سنجی آن و... به تفصیل مطرح گردیده است.
با توجه به اینکه بدون در نظر گرفتن نقش بازاریابی، کسب و کار رو به ورشکستگی خواهد نهاد، به‌منظور جمع­آوری و حفظ مشتریانی راضی و خشنود، مباحث مربوط به بازاریابی نظیر دیدگاه­های مدیریت بازاریابی، فرآیند بازاریابی کارآفرینانه، تحقیقات بازار، تحقیقات بازاریابی، برندینگ، آمیخته بازاریابی و ... در فصل پنجم، مورد بحث قرار گرفته است.
در فصل ششم، نحوة تهیه و تدوین طرح کسب و کار با ذکر یک مثال جهت درک بهتر دانشجویان گرامی به رشته تحریر درآمده است.
امیدوارم کتاب حاضر به­عنوان کتابی کاربردی بتواند ضمن آموزش مفاهیم بنیادین کارآفرینی، با اصلاح دیدگاه­ها و روش­های سنتی کسب و کار و ایجاد گرایش به کارآفرینی (جهت­گیری کارآفرینانه) در مخاطبان، نهایتاً با به­کارگیری منابع محدود مالی (اعم از بخش دولتی و خصوصی) و نیل به توسعه اقتصادی نقش مؤثر ایفا نماید. با امید آنکه در مرحله اجرا نیز این امر محقق گردد.
لازم می­دانم از اساتید گرامی جناب آقای دکتر ناصر عبادتی، جناب آقای دکتر محمد حسن مبارکی، جناب آقای دکتر مهران رضوانی، جناب آقای داریوش فاتح برخواری و همینطور جناب آقای مهندس مرتضی بابایی، سرکار خانم آتوسا فاتح برخواری، جناب آقای بهروز عبدالمالکی، سرکار خانم سجادی، خانواده، دوستان و همه عزیزانی که با بذل زمان و توجه خود، بنده را در نگارش این اثر همراهی نموده‌اند، تقدیر نمایم.
«ما موجودات فانی علی‌رغم عمر کوتاه خودمان، ارزش‌هایی می‌آفرینیم که می‌توانند عمر جاوید داشته باشند.»

محمدرضا پری‌نوش

فصل اول: موفقیت، هدف­گذاری و برنامه­ توسعه فردی

 

اهداف یادگیری؛ آشنایی با مفاهیم

    • موفقیت
    • ابعاد موفقیت
    • رویا، آرزو و چشمانداز
    • برنامه توسعه فردی
    • نحوه تدوین برنامه توسعه فردی
    • مقدمه
      به­نظر شما «موفقیت چیست؟»، «آیا موفقیت به معنای اول شدن در هر کاری می­باشد؟»، «آیا موفقیت به­صورت تصادفی و اتفاقی حاصل می­شود؟» و اینکه «افراد موفق و کارآفرینان چگونه موفقیت خود را به­دست می­آورند؟»، «چرا يک مدير از مدير ديگر موفق­تر است؟»، «چرا يک شـرکـت از شرکـت ديـگر عملـکـرد بهتری دارد؟»، «چرا يک سـازمان بر سـازمان ديگر برتری دارد؟» و «چرا يک کشـور از يک کشـور ديگر پیشرفته‌تر اسـت؟»
      به­منظور درک بهتر این موضوع، در این فصل ابتدا مفهوم موفقیت را مطرح نموده و در ادامه سعی می­کنیم درخصوص ضرورت داشتن چشم‌انداز و برنامه­ توسعه فردی صحبت نماییم.
      1-1- موفقيت
      1-1-1- تعریف موفقیت

      برای موفقیت تعاریف زیادی موجود است. در اینجا برای شناخت بیشتر فقط به مهمترین آنها اشاره می­شود (احمدپور داریانی و ملکی، 1390، ص25):

      - موفقیت عبارت است از بالفعل کردن استعدادهای نهانی که در وجود هر کس نهفته است. آدمی با این

      استعدادها به دنیا می­آید، بزرگ می­شود و باید آنها را تمام و کمال در راه هدف و منظوری که او را شاد و خرسند می­کند، به­کار ببرد.
      - موفقیت عبارت است از دستیابی به هدفی که در نظر انسان است یا فراتر از آن و با رسیدن به آن هدف برای خود موقعیت و اعتباری کسب می­کند.
      - موفقیت عبارت است از رسیدن فرد به مقام چهارم، در صورتی­که پیش از آن در مقام پنجم باشد.
      - موفقیت عبارت است از شیوه درست فکر کردن و درست زندگی کردن.

      بنابراین فرد موفق کسی است که به آرزوهای خود برسد و در درون، رضایت خاطر احساس کند که این امر، خود حاصل تلاش و کوشش مداوم در زندگی است.
    • 1-1-2- ابعاد موفقیت
      موفقیت درسه بعد می­تواند صورت گیرد (احمدپور داریانی و ملکی، 1390، ص25-26):  
      1- بعد فردی: یعنی اینکه شخص به تنهایی و بدون در نظر گرفتن عوامل بیرونی به برتری­هایی برسد. عامل این نوع موفقیت، بیشتر تلاش و کوشش خود فرد است.
      2- بعد سازمانی: کمی پیچیده­تر از موفقیت فردی است. عامل این نوع موفقیت تنها تلاش خود فرد نیست، بلکه اطرافیان و همکاران نیز در موفقیت او سهمی دارند.
      3- بعد کلان: که نتیجه تلاش سازمان­ها و بنگاه­های اقتصادی است. در کشورهای توسعه یافته، به دلیل توسعه اقتصادی و برخورداری از وضعیت اقتصادی مناسب، بنگاه­های اقتصادی ساده­تر به موفقیت دست می‌یابند، اما نباید فراموش کرد که بسیاری از فرصت­ها در عدم تعادل اقتصاد نامتعادل نمایان شده و می­توانند توسط بنگاه­های هوشیار مورد بهره­برداری قرار گیرند.
      کشورها می­توانند به دو شکل موفق باشند و به توسعه اقتصادی دست یابند:
      1- موفقیت کشورها به‌وسیله شرکت‌های کوچک و بزرگ: کشوری توسعه يافته می­باشد که دارای اقتصاد موفق باشد، شرکت­های موفق لازمه اقتصاد موفق بوده و افراد موفق عامل موفقیت شرکت‌های موفق هستند.

      2- موفقیت به‌وسیله بنیانگذاران شرکت‌های موفق: افراد موفق
    • می­بایست از یک سری ویژگی­هایی پیروی کنند و در نهایت این فرآیند منجر به رشد و توسعه کشور می­شود. همانطور که در تعاریف واژه موفقیت ذکر شد، رسیدن به هدف یکی از معیارهای اصلی موفقیت به­حساب می­آید. هدف، همان نقطه و موقعیتی است که می­خواهیم به آن برسیم. کسی که هدف روشنی در زندگی دارد، پس از رسیدن به احساس خوشبختی و آرامش می­کند. اما فردی که اهداف معینی ندارد، کاملاً تابع حوادث و پیشامدهاست و به هر مقامی هم که برسد ناراضی است. هر کدام از ما باید به درستی بدانیم که چه چیزی از زندگی می­خواهیم و به قول پائولو کوئلیو :«تحقق بخشیدن به افسانه شخصی یگانه وظیفه آدمیان است. همه چیز تنها یک چیز است و هنگامی­که آرزوی چیزی را داری، سراسر کیهان همدست می­شود تا بتوانی این آرزو را تحقق بخشی.» (کوئلیو ترجمه حجازی، 1385، ص256) بدیهی است برای رسیدن به اهداف باید برنامه­ریزی و تلاش نمود.
      1-2- رویا،آرزو و چشم­انداز
      همة افراد موفق، یک ایده، خیال و رویا دارند. کسی که ایده دارد یعنی:
      - از وضع موجود ناراضی است.
      - دنبال شرایط ایده­آل است.
      - به دنبال راه حل مسأله (نه مشکل) می­گردد. مسأله وضعیتی است بدین صورت که آن چیزی که هست با آن چیزی که باید باشد فاصله دارد.

      روياپردازي، فوايد زيادی دارد از جمله:‌
      1- نارضايتي از وضع موجود و ايجاد تمايل به تغيير.
      2- تصور شرايط بسيار ايده‌آل كه مي‌تواند مبنايي براي اهداف‌ انسان باشد.
      3- گستردن راه‌هاي نو به روي انسان و كمك به خروج وي از قالب‌هاي ذهني موجود.

      انسان در روياپردازي، بيشتر سراغ تصورات

      غيرعملي و غير واقعي مي‌رود و همين ويژگي رويا است كه به جهش و تغيير ناگهاني در زندگي انسان كمك مي‌كند. اگر تصورات انسان پس از مدتي به سمت امكان‌پذيري ميل كند و به­عبارت ديگر، وي روياهاي خودش را غربال كند و به روياهايي فكر كند كه مي‌تواند براي رسيدن به آنها چاره‌اي بينديشد، كم‌كم سراغ هدف­گذاري مي‌رود و هدف‌هايي را در روياهاي خود متبلور مي‌كند و اين مبنايي مي‌شود براي رسيدن به بصيرت نسبت به آينده، كه به آن چشم‌انداز نيز گفته مي‌شود. در تعريف اوليه از چشم‌‌انداز، كارآفرين بدون محدوديت در عالم خيال پرواز كرده و آرزوهاي خود را بيان مي‌دارد. اين آرزوها تصوير وضعيتي است كه فرد ‌مي‌خواهد در آينده داشته باشد. به­عنوان مثال؛ جواني مي‌خواهد در آينده در يكي از زمينه‌هاي علمي، هنري و یا ورزشي در كشور، منطقه يا جهان برترين باشد. ديگري مي‌خواهد در يكي از حرفه‌ها بهترين باشد و ...
      چشم‌انداز عبارت است از ترسيم و تعريف شرايط مطلوب به زبان حال و قابل هدف­گذاري و برنامه‌ريزي، به­طوري­كه دستيابي به آن از نظر وي امكان‌پذير باشد. به­عبارت دیگر، چشم‌انداز، تصور انساني از وضعيت مطلوب و دلخواه وي در آينده می‌باشد به­طوري­كه وي تصور مي‌كند كه به آرزوهاي خود رسيده است و تصوير روشني از ايده‌آل‌هاي خود به­دست مي‌آورد. چشم‌انداز مبناي هدف­گذاري،‌ حركت و تلاش انسان است. انسان براي رسيدن به چشم‌انداز تلاش مي‌كند. نتيجه‌ تلاش خود را بر اساس چشم‌انداز ارزشيابي مي‌كند و در يك فرآيند پوياي يادگيري، چشم‌انداز و برنامه‌ها و كوشش‌هاي خود را اصلاح مي­نمايد. انسان­ها برای جنبه­های گوناگونی از زندگی خود چشم‌انداز تعیین می­کنند، اما مهم­تر از آن، مسیر شغلی اجرای این چشم‌انداز است(احمدپور داریانی و ملکی، 1390،  ص34).

      هركسي در زندگي براي خود آرزوهايي دارد. گاهي در عالم خيال سير مي‌كند و خود را در شرايطي مي‌بيند كه به آرزوهايش رسيده است. رويا وضعيت خيالي و غيرواقعي است كه فقط در ذهن انسان است.
      انسان هنگام روياپردازي، خود را رها مي‌كند و بدون مرز و محدوديت در جهان سير مي‌كند و آروزهایش را محقق می‌بیند. اگر انسان فقط به خواسته‌هاي خود فكر كند و از وضعيت حال خود خارج نشود، آرزو كرده است، در حالي كه در رويا انسان تصور مي­كند به خواسته‌هاي خود رسيده است. روياپردازي زماني مفيد است كه با انگيزه و تلاش، همراه باشد. در اين مرحله، كارآفرين آينده­ مطلوب خود را ترسيم مي‌كند. چگونگي تصوير آينده­ فرد از ديد خودش به عوامل زيادي وابسته است از جمله: آمال و آرزوهاي فرد، وجود استعدادهاي خاص در فرد، كمبودهاي برجسته در زندگي وي، آگاهی و اطلاع از اوضاع عمومي جامعه، خواست خانواده، كيفيت آينده‌نگري در جامعه و ... (احمدپور داریانی و ملکی، 1390،  ص33).
      1
      شکل (1-1)- فرآیند تعریف چشم‌انداز (احمد پورداریانی و ملکی، 1390، ص 35)
      1-3- برنامه توسعه فردی

      توسعه فردی و یا توسعه شغلی و حرفه­ای یک فرآیند مستمر در خصوص ارزیابی نیازهای آموزشی هر فرد و برنامه­ریزی برای رفع این نیازها است. این فرآیند به فرد کمک می­کند که در خصوص دانش، عملکرد و یا

      موفقیت‌­های خود فکر کند و برای ارتقاء و پیشرفت توانایی‌های فردی، تحصیلی و آموزشی خود برنامه‌ریزی نماید.
      برنامه­ریزی این نیست که فقط در یک برهه از زمان برای آن کار طرح ریزی کنید، این یک روند مداوم است؛ در واقع می­توانید آن­ را یک روند دائم العمر بدانید. ما همیشه در حال رشد و یادگیری هستیم و به این طریق، علایق و نیازهای ما نیز تغییر می­کنند. برنامه­ریزی شغلی برای به دست آوردن شغل دلخواه­تان نیست، بلکه این‌کار به شما کمک می­کند در طول زندگی و در مسیر این آموختنها، تغییر و تعدیل­های لازم را در زندگی‌تان ایجاد کنید.
      برنامه توسعه فردی؛ توسط سیستمی که مرتب میزان پیشرفت را ارزیابی و برای قدم­های بعدی برنامه­ریزی می­کند، پایه­گذاری می­شود. مستند سازی این فرآیند، به پرسنل و سیستم کمک میکند که اولویت­های خود را مشخص نماید و فرآیند پیشرفت هر فرد را بسنجد و قدم­های مثبتی برای حمایت از افراد بردارد.

      برنامه‌ريزي مسير شغلي ؛ يعني پيش­بيني و انتخاب شغل براي آينده‌ خويش. هر انسان آگاهی موظف است برنامه توسعه فردی داشته باشد (چه کارهایی را باید انجام دهد- چه منابعی را باید به­کار گیرد- چه فرصت­هایی را باید به­دست آورد) تا از نقطه A به نقطه B برسد. تعيين اهداف شغلي، گامي هوشمندانه به­سوي موفقيت است. در واقع اهداف شغلي، هدف نهايي تمام فعاليت‌هايي است كه شما در حال حاضر به آنها دست مي‌زنيد. وقتي نمي‌دانيد به سمت چه هدفي درحركتيد، همه مسائل معناي خود را از دست مي‌دهند. در عوض اگر از اهداف شغلي آینده‌ خود آگاه باشيد و بدانيد كارهاي كنوني شما چه ارتباطي با اهداف نهايي‌تان دارد، انگيزه‌ لازم را برای فعاليت‌هاي خود پيدا مي‌كنيد. تربيت فرد و زندگي خانوادگي و اجتماعي، در اين تصورات مؤثر است. انسان بر اساس تجربيات خود، مشاهده‌ موفقيت‌هاي بزرگ انسان‌ها،

      امكانات و فرصت‌هاي در دسترس و محدوديت‌ها و تهديدهاي موجود در جهان روياهاي خود را به­تدريج ارزيابي مي‌كند و امكان‌ تحقق‌ پذيري آنها را مورد توجه قرار مي‌دهد. در اين فرآيند، هم روياهاي گذشته‌ خود را غربال مي‌كند و هم روياهاي جديدي مي‌سازد. همه‌‌ خواسته‌هاي خود را در يك تصوير هماهنگ و مطلوب جمع مي‌كند و آن تصوير را چشم‌انداز خود تعريف مي‌نماید(احمدپور داریانی و ملکی، 1390، ص32-33).
      در برنامه­ریزی شغلی، شما همه مراحل لازم برای رسیدن به اهدافتان را پیش­بینی و محاسبه می­کنید. در این روند، همیشه در حال انتخاب کردن هستید. وقتی چیزی را به چیز دیگری ترجیح میدهید و آنرا جایگزین می­کنید، به آن ارزش و بهای فرصت گفته می­شود. افرادی که زندگی شغلی موفقی دارند می­دانند در بازی کار، چطور باید بازی کنند. همانطور که می­بینید، برنامه‌‌ریزی شغلی چیزی فراتر از این است که فقط به فرصت­های شغلی مختلف نگاهی بیندازید و سخت کار کنید.
      جهت­گيري­هاي شغلي يا گرايش افراد به انتخاب­هاي شغلي مي­تواند تابع عوامل دروني و بيروني باشد. عوامل دروني شامل: نيازها، ارزش­ها و توانايي­هاي افراد در رابطه با شغل آنها است. عوامل بيروني همان شرايط محيطي مي­باشند كه دستاورد نهايي و پاداش يك جهت­گيري شغلي خاص را معين مي‌كنند(شهرزاد و علوی، 1388، ص55).
      1-3-1- نحوه تدوین برنامه توسعه فردی:

      برای تدوین برنامه توسعه فردی لازم است ابتدا تصمیم بگیرید که چه می­خواهید یاد بگیرید و یا می‌خواهید به چه موفقیتی دست یابید. هدف خود را برای آینده تعیین کنید. بهتر است هر سال روی دو یا سه موضوع با هدف مشخص، تمرکز کنید تا آن که بر روی یک هدف مبهم و غیر واضح و بزرگ تمرکز کنید. برای مثال: «من می­خواهم یک راهنمای بالینی در خصوص نحوه مداوای اگزما در کودکان بنویسم»  به­جای«من می­خواهم در خصوص بیماری­­های پوستی اطلاعاتم
    • را ارتقاء دهم» یا «می­خواهم یک چک لیست در مورد ارزیابی فرآیند شستن دست­ها بنویسم» بهجای«میخواهم چک لیستی در خصوص کنترل عفونت بنویسم» و ...
      هدفی که تعیین می­کنید باید دارای خصوصیاتی باشد که به اختصار «SMART » نامیده می­شود. این خصوصیات شامل موارد زیر است:
      1- مشخص بودن؛ مثلاً به­جای این که به خود بگویید: «من می­آموزم که زمانم را چطور مدیریت کنم»، به خود بگویید: «من روش­های خوب مدیریت زمان را تعیین و اجرا می­کنم تا بتوانم به­صورتی متناوب و منظم و به دور از اضطراب، ضرب العجل­های پروژه ام را تأمین کنم.»
      2- قابل اندازه­گیری بودن؛ مثلاً این که به خود بگویید: «من برای انجام کارهایم یک برنامه زمان­بندی هفتگی تعیین می­کنم.»
      3- قابل دستیابی بودن؛ مثلاً به خود بگویید: «می­دانم که برای مدیریت زمان، کارگاه­های آموزشی و کتاب­های مختلف وجود دارد و من از آنها استفاده می­کنم تا روش خوبی را برای مدیریت زمانم تعیین کنم.»
      4- منطقی و واقع­گرایانه بودن؛ مثلاً به خود بگویید: «می­دانم که صبح هر سه‌شنبه کمی وقت آزاد دارم و از آن برای کار بر روی تکنیک­هایم استفاده می­کنم.»
      5- دارای زمان­بندی یا مقید به زمان بودن؛ مثلاً به خود بگویید: «من بر اساس ضرب‌العجل­های پروژه‌ام کار می­کنم و اهداف هفتگی تنظیم می­نمایم.»  
      برای آن که بتوانید چنین هدفی برای خود تعیین کنید، لازم است ابتدا سؤال­های زیر را از خود بپرسید:
      1- در حال حاضر در چه موقعیتی هستم؟
      2- در آینده‌ای مشخص، می­خواهم به کجا برسم؟
      3- چگونه می­خواهم به آنجا برسم؟
      4- چه منابعی می­تواند به من کمک کند؟
      5- چه موانعی در سر راهم وجود دارد؟

    • تنظیم یک برنامه توسعه فردی دارای 5 مرحله است که اجرای همه این مراحل برای آن که یک «برنامه توسعه فردی» به­درستی تدوین شده و معتبر و قابل ارزیابی باشد، ضروری است. مراحل تدوین «برنامه توسعه فردی» عبارتند از:
      1- تعیین هدف یا اهداف
      2- تدوین نقشه برای رسیدن به هدف
      3- ارزیابی نقشه­ای که ترسیم کرده­ایم
      4- ثبت و نشان دادن مسیری که پیموده­ایم
      5- زمان­بندی مسیر حرکت

      · نمونه­ای از نحوه نوشتن «برنامه توسعه فردی» در ذیل آمده است:
      1- من در چه زمینه­ای نیاز دارم که یاد بگیرم؟
      ـ فشارخون بالا
      2- چگونه می­توانم این نیاز را برآورده کنم؟
      ـ آگاهی از آخرین راهنماهای بالینی که توسط انجمن فشار خون بالا در ..... چاپ شده است.
      3- هدف (هدف اصلی) من از این یادگیری چیست؟
      ـ کنترل فشار خون بالا مطابق با راهنماهای بالینی که در این زمینه تدوین شده است.
      4- اهداف خاصی (اهداف اختصاصی) که آرزو دارم بدان برسم چیست؟
      ـ دانستن میزان فشار خون مطلوب برای کنترل بیماری فشارخون بالا
      ـ نوشتن دستورالعمل تشخیص و کنترل فشار خون بالا
      ـ تجویز داروها مطابق با راهنمای بالینی منتشر شده توسط...
      ـ دانستن یک فرمول عملی برای تجویز داروهای ضد فشارخون
      5- چگونه می­خواهم به این اهداف اختصاصی برسم؟
      ـ خواندن راهنماهای بالینی معتبر در این زمینه
      ـ شرکت در جلسات و نشست‌های علمی مخصوص پزشکان عمومی
      ـ سازماندهی یک نشست عملی و کاربردی با هماهنگی بین بخشی

    • ـ کار با دیگر همکارانم بر روی دستورالعمل­های جدید و فرمول­های درمانی به­روز شده
      6- چگونه می­توانم برنامه توسعه خودم را ارزیابی کنم؟
      ـ بررسی وضعیت کنترل فشار خون بیماران تحت درمان
      7- چگونه می­توانم نشان دهم که چه کارهایی برای رسیدن به هدفم انجام داده‌ام؟
      ـ نگهداری یک کپی از راهنمای بالینی استفاده شده.
      ـ یادداشت برداری مطالب قابل استفاده از نشست‌های عملی که در آنها حضور داشته‌ام.
      ـ نشان دادن مستندات در خصوص برنامه­هایی که در آن شرکت کرده­ام.
      ـ نگهداری یک کپی از دستورالعمل­های تشخیص و کنترل فشارخون بالا و فرمول­های عملی دارو درمانی.
      ـ نشان دادن نتایج بررسی فشار خون بیماران تحت درمان.
      8- فرصت و جدول زمانی من چیست؟
      ـ سه ماه برای تدوین دستورالعمل جدید.
      ـ هدایت بررسی 12 ماه بعد از اجرای دستورالعمل جدید بر روی بیماران تا اجازه تغییر درمان را بدهیم و این حقیقت که بیماران تحت درمان با چند رژیم روبرو هستند.
      چنین جدولی، برای ثبت قدم­هایی که برای رسیدن به هدف برداشته‌اید، می­تواند مفید واقع شده و به شما برای ارائه مستندات نحوه رسیدن به اهدافتان و به فرد ارزیاب و یا فرد مافوق کمک کند. توجه داشته باشید ثبت به­­موقع قدم­هایی که در طول مسیر خود برداشته‌اید، به شما کمک می­کند تا چیزی را از یاد نبرید (Longbottom et al, 2006, P:3-25) .
      جدول (1-1)- فرم ثبت آموزش­های انجام شده (Longbottom et al, 2006, P:20)


      تاریخ

      نام دوره / نشست / جلسه

      مدت زمان صرف شده

    • پرسش وتمرین

      • با یکی از افراد موفق مصاحبه­ای ترتیب دهید و درباره برنامه توسعه فردی و مسیر شغلی‌اش تحقیق کنید و مسائل و مشکلات و همچنين چالش‌هاي عمده‌اي را که در طول فرآيند مديريت و توليد محصولات يا خدمات کسب و کار داشته‌اند، تدوين و تحليل کنيد.
      • آیا خودتان را فرد موفقی می­دانید؟ لطفاً بحث کنید.
      • رویا، آرزو و چشم‌انداز شغلی شما چیست؟
      • یک برنامه توسعه فردی برای خود بنویسید.

      5- برنامه مسیر شغلی خود را شرح دهید.


      فصل دوم: مبانی و اصول کسب و کار

       

      اهداف یادگیری؛ آشنایی با مفاهیم

       

      • کسب و کار (تعاریف، اهداف، انواع، مهارت­های لازم و چالش‌های آن در عصر حاضر)
      • مزیت رقابتی و اهمیت آن
      • فناوری اطلاعات
      • مراحل راهاندازی کسب و کار
      • بیمه
      • -1- تعریف کسب و کار ، بنگاه اقتصادی و ویژگی­های آن
        در واژه‌نامه‌ آکسفورد ، کسب و کار به معني خريد و فروش و تجارت آمده است. در واژه‌نامه‌ لانگ من ، کسب و کار به فعاليتی برای پول در آوردن  و تجارتي که از آن پول حاصل شود، گفته مي‌شود. به زبان ساده، کسب و کار عبارت است از: حالتي از مشغوليت و به­طور عام، شامل فعاليت‌هايي است که توليد و خريد کالاها و خدمات با هدف فروش و به­منظور کسب سود، می‌باشد (Khanka, 2003, P:187) .
        نويسندگان مختلف، تعاريف متفاوتي از کسب و کار دارند که به مهمترین آنها اشاره می‌شود(احمدپور داریانی و مقیمی، 1385، ص23-24):
        1- بر طبق نظر ارويک و هانت ، کسب و کار عبارت است از هر نوع کسب و کاري که در آن خدمات يا کارهايي که ديگر افراد جامعه به آن نياز دارند و مايل به خريد آن هستند و توان پرداخت بهاي آن را دارند، توليد، توزيع و عرضه مي­شود.
        2- پترسن و پلومن بر اين باورند که هر تبادلي که در آن خريد و فروش صورت گيرد، کسب و کار نيست بلکه کسب و کار، هر نوع تبادل تکراري و تجديد شونده خريد و فروش است.