صفحه اصلی    تازه ها    ادبیات    تاریخ و سیاست    روانشناسی و جامعه شناسی    علوم    کودک و نوجوان    متفرقه

ناشر:سبزان
تاريخ چاپ: 1386
نوبت چاپ:اول
تيراژ:2200 نسخه
قيمت: تومان
شابک: 2 – 67 – 6061 – 964

 

جرم، زندان و مجازات‎هاي جايگزين

مولفان

حميدرضا علي‎اكبري ـ مهدي خليلي

 

حضرت امام خميني (ره):

«زندان‎ها بايد به دانشگاه انسان‎سازي تبديل شوند. همچنين هدف اصلي مجازات زندان، كه در گذشته بيشتر انتقامجويي و سلب آزادي مجرمين بود، تغيير يافته و بيشتر سعي مي‎شود كه در طول مدت زندان، شخص مجرم اصلاح گردد و با فراگيري حرفه‎اي مشروع و تحصيل توانايي عاطفي بيشتر در برخورد و زندگي در شرايط عادي حيات اجتماعي بتواند بدون آن‎كه نيازي به بزهكاري داشته باشد، احتياجات خود را تأمين كند.»

 


حضرت آيت‎الله شاهرودي:

ـ در سياست‎هاي كيفري ما، زندان به عنوان يك مجازات مطرح نيست.
ـ به‎استثناي جرايمي كه واقعاً سزاوار است، براي آن زندان تعيين شود، مابقي حذف شده و مجازات‎هاي ديگري جايگزين آن شود.
ـ چرا آن قاضي ناظر به دنبال اين نمي‎افتد كه ببيند كه چه كسي معسر است؟
ـ مسأله‎اي كه بايد مورد توجه قرار گيرد، توجه به خانوادة زندانيان است.
ـ در شرع اين نيست كسي كه ديه بر ذمه‎اش باشد و نتواند بپردازد و ببرندش زندان.


 


فهرست
عنوان                                  صفحه
فصل اول
مقدمه .....................................  9
نظريه‌هاي مربوط به تبيين كجروي و انحرافات اجتماعي       13
نظريه‌هاي زيست‌شناختي و جرم ...........  13
تئوري رفتارشناسي حيواني و جرم ......  15
نظريه‌هاي روانكاري و جرم ..............  15
نظريه‌هاي روان‌شناختي و جرم ...........  16
نظريه‌هاي جامعه‌شناختي و جرم ..........  17
چند نظر ديگر ............................  26
فلسفه و ماهيت مجازات ..................  27
ويژگي و خصوصيات مجازات ...............  28
كاركردهاي مجازات .......................  29
شكنجه ....................................  31
مفهوم لغوي زندان .......................  34
مفهوم قانوني زندان ....................  36
زندان در قرآن ..........................  37
تاريخچه‌ي زندانها .......................  38
زندان در ايران .........................  41
روشهاي اداره‌ي زندان ...................  44
ما فرشته نيستيم همچون شما ...........  49
پيامدهاي منفي زندان بر خانواده زنداني  50
زندان، موافقان و مخالفان .............  52
مجازاتهاي جايگزين زندان و اصلاحات جزايي       55
رويكردهاين ظري بررسي جرم .............  61
آسيب‌شناسي زندان ........................  65
تعويق تعقيب .............................  71
ميانجيگري ...............................  72
تعليق مراقبت ............................  74
عوامل گرايش به سياست تعليق ..........  76
اصول مشترك سياستهاي نظام تعليقي ....  80
بازداشت خانگي ..........................  81
جريمه ....................................  84
مجازات‌هاي اجتماعي .....................  85
اصلاحات حقوق و جزايي و اجتماعي ......  86
نظارت الكترونيكي .......................  87
پادگان‌هاي اصلاحي و آموزشي .............  89
مراقبت بعد از خروج ....................  90
ضمايم .....................................  ؟
منابع ....................................  95

 


فصل اول

تـا كـي غم يـار و درد فرزنـد كشم
تـا چشم گشـاده‎ام، همـي بند كشم

 

تيمار و فراق خويش و پيوند كشم
اي‎چرخ فلك، محنت توچند كشم

 

* * *

تــاري از مـوي مـن سپيــد نـبـود
مــانـدم انـدر بـلا و غـم چنــدان

 

چـون به‎زندان مـرا فلـك بنشاند
كـه يكـي موي من سيـاه نمـاند

 

مقدمه:

بنابر آخرين آمار در پايان مهر 1385 ، جمعيت زندانيان كشور 154 هزار نفر است. اين ميزان نزديك به 20 درصد بيشتر از اندازة طبيعي در جهان است و عوامل متعددي در آن دخالت دارند:
ـ شمار زندانيان مواد مخدر در كشورهاي مختلف 2 تا 5 درصد است. اين آمار در كشور ما به 45 درصد رسيده است. بايد دانست كه معتادان مجرم نيستند و نيازي به زنداني‎كردن آنان نيست. آنان بيماراني هستند كه بايد در مركزهاي ويژة ترك اعتياد تحت كنترل قرار گيرند. همچنين در قوانين قضايي ايران، بيش از 58 ماده وجود دارد كه براي ضمانت اجراي آن‎ها 58 مجازات زندان پيش‎بيني شده است. جالب است بدانيد كشور ما از جنبة شمار زندانيان در رتبة دهم جهان و از لحاظ نسبت به ازاي هر يك‎صد هزار نفر در مرتبة 54 قرار دارد. در اين وادي، اگر بتوانيم پايگاه‎هايي را در بازداشتگاه‎هاي موقت ايجاد كنيم، 45 درصد از زندانيان طي چند روز آزاد مي‎شوند. در مهر 84 ، نزديك به 51 هزار ورودي زندان داشتيم، كه 40 درصد از آنان كمتر از 11 روز در زندان بودند. همچنين تحقيقات نشان داده است كه 70 درصد از بزهكاران نوجوان، دانش‎آموزان اخراجي هستند.
انسان موجودي كمال‎طلب است و اين كمال‎طلبي او را از ساير موجودات متمايز مي‎كند. از آغاز تاريخ و خلقت انسان، فلاسفه، جامعه‎شناسان، و متفكران زيادي در آرزوي «مدينة فاضله» يا «آرمان‎شهر» بوده‎اند؛ به عنوان مثال مي‎توان از «شهر آفتاب» نام برد. شهر آفتاب، توصيفي خيالي كه از يك سوسياليست تخيلي به نام «توماس كامپلانا» كه در قرن 16 نوشته شده است و در آن يك ناخدا، عده‎اي را با خود به جزيره‎اي مي‎برد كه شهر آفتاب نام دارد و در آن، كنترل اجتماعي با اجتناب از وسايل غيرضروري صورت مي‎گيرد. حكمران كه خود يك فيلسوف است، به همراه سه شاهزادة مجازي با عناوين «قدرت»، «عقل»، و «عشق» بر شهري كاملاً عقلايي حكومت مي‎كند. دربارة قضاوت و مجازات در آن، اين‎گونه آمده است:

دادرسي شما چگونه است؟

ـ اين مطلبي است كه بايد دربارة آن توضيح بدهم. متهم، ابتدا به‎وسيلة رئيس صنف خود محاكمه مي‎شود و در مرتبة بعدي اين رؤسا هستند. مجازات آن‎ها تبعيد، شلاق، نكوهش، و محروميت از غذا، كليسا، و زن است. اگر جرم بزرگي رخ داده باشد، تنبيه آنان مرگ است و گاه چشم در مقابل چشم، يعني قصاص، صورت مي‎گيرد و اين قانون انتقام است. اگر جنايت عمده باشد آن «شورا» به آن رسيدگي خواهدكرد و اگر نزاع كوچك و غيرعمدي باشد، مجازات آن نيز سبك خواهد بود... آن‎ها زندان ندارند، تنها يك برج دارند، كه دشمنان ياغي را در آن مي‎اندازند و صورت جلسة دادگاه و دعوي را نمي‎نويسند... آن‎ها چند قانون دارند، كه خيلي روشن و موجز است، و آن را روي يك تابلو نوشته‎اند و به در معبد آويزان كرده‎اند، كه بين ستون‎ها قرار دارد. روي يك ستون عصاره و لُب امور ماوراءطبيعي ديده مي‎شود؛ يعني ماهيت خدا، فرشتگان، دنيا، ستارگان، تقدير، سرنوشت، و تقوي. تعريف بعضي از فضايل تقوي نيز در اين‎جا بيان شده است؛ يعني در ديوان محاكمات و مسندي كه قضات پاكدامن بر آن مي‎نشينند در جايگاه قرار دارد. تعريف بعضي از فضايل، زير ستوني كه قبلاً ذكر شده، نوشته شده است و هنگامي‎كه قاضي محاكمه را شروع مي‎كند، بدين گونه صحبت مي‎كند: «پسرم، تو گناه كرده‎اي! تو مقدسات و فضايل و علو طبع را زير پا گذاشته‎اي.» و محاكمه شروع مي‎شود. بعد از محاكمه، قاضي به طور قانوني او را به مجازاتي محكوم مي‎كند. محكوميت او به جرم زخمي‎كردن، نوميدبودن، مغروربودن، بي‎حرمتي، تنبلي، و غيره است. حكم‎ها قاطع و درست هستند، اما بيشتر بوي بخشندگي مي‎دهند.

اما واقعيت اين است كه مدينة فاضله هيچ‎گاه وجود نداشته است و جرم از آغاز خلقت انسان زاده شده است! آغاز تاريخ با خلقت حضرت آدم هم‎زاد است. حضرت آدم دو پسر داشت؛ هابيل و قابيل. قابيل برادر خود هابيل را كشت. او با ضربه‎اي كه بر سر هابيل فرود آورد، به زندگي وي پايان داد. قابيل پس از كشتن برادر، متحير و درمانده گشت و نمي‎دانست كه با جسد برادر خود چه كند؟ او مات و مبهوت و سرگردان جنازة برادرش را به اين طرف و آن طرف مي‎كشاند و به دنبال رهايي از اين مخمصه و گرفتاري بود، تا اين كه كلاغي را ديد كه با پنجه‎ها و نوك خود زمين را گود كرد و كند و چيزي را در خاك پنهـان كـرد. قابيل سرگردان از اين كار كلاغ دريافت كه بايد جنازه را دفن كند!
به قول شاعر:
از همان روزي كه دست حضرت قابيل
گشت آلوده به خون حضرت هابيل
از همان روزي كه فرزندان «آدم»
زهر تلخ دشمني در خون‎شان جوشيد؛
آدميت مرد!
گر چه آدم زنده بود.
از همان روزي كه يوسف را برادرها به چاه انداختند،
از همان روزي كه با شلاق و خون؛
ديوار چين را
ساختند،
آدميت مرده بود،
بعد، دنيا، پر از آدم شد و اين آفتاب
گشت و گشت
قرن‎ها از مرگ آدم هم گذشت
آدميت برنگشت!
... صحبت از مرگ محبت     مرگ عشق
گفت‎وگو از مرگ انسانيت است!


نظريه‏هاي مربوط به تبيين كجروي و انحرافات اجتماعي

گفته‎اند كه راه‎هاي انحراف از هنجارهاي اجتماعي، بيشتر و پيچيده‎تر از راه‎هاي هم‎نوايي با هنجارهاي اجتماعي است. به اين معنا كه ظاهراً بر اثر هم‎نوايي با هنجارهاي اجتماعي، راه‎هاي بسيار متنوع لازم نيست؛ حتي گاهي فقط يك راه وجود دارد. براي انحراف يا ناهم‎نوايي، راه‎هاي بسيار وجود دارد. با توجه به اشكال متنوع كجروي‎ها و هم از نظر نوع هنجاري كه از آن تخلف مي‎شود و هم از نظر راه‎هاي كجروي، هيچ تئوري‎اي قادر نيست پاسخ‎گوي تبيين همة كجروي‎ها باشد. در تبيين كجروي، هدف اصلي شناخت علت‎ها و عوامل مؤثر در ارتكاب جرايم و انجام اعمال انحرافي از جانب منحرفان است. در اين پژوهش، نظريه‎ها براساس نوع علتي كه براي انحراف مي‎شناسند و اهميتي كه به عوامل مؤثر در انحرافات مي‎دهند، طبقه‎بندي شده‎اند. نظريه‎هايي كه در اين‎جا بحث شده‎اند عبارت‎اند از:

  1. نظريه‎هاي زيست‎شناختي و جرم؛
  2. نظريه‎هاي رفتارشناختي حيواني و جرم؛
  3. نظريه‎هاي روانكاوي و جرم؛
  4. نظريه‎هاي روان‎شناختي اجتماعي و جرم؛
  5. نظريه‎هاي جامعه‎شناختي و جرم؛
1) نظريه‎هاي زيست‎شناختي

تئوريسين‎هاي زيست‎شناختي به نوعي «جبر جرم‎زا» قائل‎اند. اينان بر اين باورند كه مجرمان تحت فشار نوعي «جبر زيستي» اقدام به جرم و به طور كلي انحراف مي‎كنند. در اين ديدگاه، عوامل زير را مي‎توان عوامل مؤثر در ارتكاب جرم منحرفان دانست.

الف) نظرية كجروي ذاتي بالفطره جانيان

«لومبروزو» در سال 1876 در كتاب معروف خود «مرد جاني» يا «مرد جنايتكار»، وجود جانيان مادرزاد يا «جاني‎زادگان» را معلول وراثت خواند. وي نوشته است: «بعضي اشخاص در اثر انحطاط، رجوع به اصل كرده‎اند و منش اجداد وحشي و سفاك و جنايت‎كار در آنان ظهور كرده است». او بر اين باور بود كه وراثت در تبهكاري سهمي قاطع دارد و براساس پندار او سرنوشت بعضي از آدميان اين است كه از گهواره تا گور مشغول جنايت باشند. به باور او اين سرنوشت ناميمون يك ميراث تحميلي و انتقال خصايص است، كه افراد به هنگام ولادت آن را از والدين خود به همراه مي‎آورند و امروزه علم ژنتيك گفته‎هاي لومبروزو را رد مي‎كند و بر اين باور است كه تيپ مادرزاد وجود ندارد و مجرميت ارثي نيست، بلكه مجموعه‎اي از شرايط شوم ناشي از عناصر ارثي، كه ريشه‎هاي متفاوتي دارند، مي‎توانند زمينه‎ساز آن باشند.

ب) عوامل ذاتي

«فرويد»، واضع مكتب روانكاوي، و «لورنز»، جانورشناس سوئدي، به ذاتي بودن پرخاشگري در انسان اعتقاد دارند.
از نظر اينان، پرخاشگري به عنوان يك نيروي نهفته در انسان حالت هيدروليكي دارد؛ يعني به‎تدريج در شخص متراكم و فشرده مي‎شود و نياز به تخليه مي‎يابد.

ج) تئوري‎هاي بيوشيميايي فرد

در اين تئوري، توجه به غدد درون‎ريز و ترشح مواد شيميايي (هورمون‎ها) به عنوان توجيه كننده رفتار انسان مورد بحث قرار مي‎گيرند. هورمون‎ها تأثير بسيار زيادي روي رشد جسماني و رواني شخص دارند.

2) تئوري‎هاي رفتارشناختي حيواني (اتيولوژي حيواني)

اسـاس ايـن نظـرگاه‎ها اين است كه ويژگي‎هاي مشتركي بين رفتار خشونت‎آميز و پرخاشگرانة انسان و حيوان وجود دارد. انسان فرا گرفته است كه بتواند بر پرخـاشگري خويـش تسلط يـابد و يا آن را در راه ديگري به كار اندازد. لورنز در اين‎باره مي‎گويد: «تراكم افراد آدمي در فضايي محدود، به سبب خستگي و تحليل رفتـن منـاسبـات ميـان آدميـان، به‎طور غيـرمستقيم به اعـراض از نوع دوستي مي‎انجـامد منجـر مي‎شـود، و بـه طور مستقيـم موجب رفتارهاي پرخاش‎جويانه مي‎گردد. نامهرباني، كه شاخص رفتار عمومي مردم شهرهاي بزرگ است، و شدت تراكم توده‎هاي مردم در نقاط مختلف از هر جهت با هم تناسب دارند... كثرت جمعيت به طور مستقيم باعث بروز همة نشانه‎هاي مربوط به تباهي و موقعيت‎هاي ناگوار است.»

3) نظريه‎هاي روانكاويالف) پالايش رواني

روانكاوي، در اين نظريه پرخاشگري را عمل مفيد و لازمي مي‎داند. فرويد بر اين باور بود كه اگر انسان براي ابراز پرخاشگري اجازه نيابد، نيروي پرخاشگرانه انباشته و سرانجام به شكل خشونت مفرط يا بيماري رواني ظاهر مي‎شود. از نظر اينان، دست‎كم سه شيوه براي پالايش نيروي پرخاشگرانه وجود دارد:

  1. صرف آن در فعاليت‎هاي بدني از قبيل بازي‎هاي ورزشي، دو، جست‎و‎خيز، و مشت زدن به كيسه بوكس ...
  2. اشتغال به پرخاشگري خيالي و غيرمخرب
  3. اعمال پرخاشگري مستقيم: حمله به ناكام كننده، صدمه زدن به او ...
  4. ارونسون در اين باره مي‎گويد: «خشونت، تمايل به خشونت را كاهش نمي‎دهد، بلكه خشونت موجد خشونت است.»
ب) مكانيسم‎هاي دفاعي

مكانيسم‎هاي دفاعي يا رواني يا سازشي، از مفاهيمي هستند كه فرويد در روانكاوي مطرح كرده است. اين مكانيسم‎ها از نظر روانكاوان باعث سازگاري و تطبيق شخص در رويارويي با مشكلات محيطي و اجتماعي مي‎شوند. آن‎ها بر اين باورند كه انسان‎ها براي كاهش اضطراب خود متوسل به اين مكانيسم‎هاي رواني مي‎شوند و تعادل رواني خود را به كمك آن‎ها به دست مي‎آورند.
از جملة اين مكانيـسم‎هاي دفاعي مي‎توان به جانشيني و همانند‎سازي اشاره كرد.

) نظريه‎هاي روان‎شناختي اجتماعي

الف) ناكامي:
احساس ناكامي، احساسي است كه در نتيجة ايجاد مانع در راه رسيدن به هدفي پديد مي‎آيد كه فرد آن‎را مطلوب مي‎شمارد. هنگامي‎كه شخص دچار ناكامي شديد و ممتد مي‎گردد، ناتواني او در رسيدن به هدف ممكن است موجب احساس زبوني و نگراني گردد.

ب) رفتار جمعي
نظريه‎هاي مربوط به رفتار جمعي، بسياري از رفتارهاي انحرافي انسان‎ها را كه بايد تئوري و قادر به تبيين آنها نيستند، تبيين مي‎نمايد. رفتار جمعي معمولاً به «روش فكري، احساسي، و اعمال بخش اعظمي از مردم كه نسبتاً به‎خودي‎خود صورت مي‎گيرند و از طرح و الگويي خاص پيروي نمي‎كنند» اطلاق مي‎شود و برخلاف جنبش، غالباً بي‎برنامه، بي‎هدف، سازمان‎نيافته، و عاري از ايدئولوژي است.

ج) همنوايي اجتماعي
همنوايي اجتماعي غالباً در تغيير نگرش و برنامه‎هاي تغيير رفتار مفيد بوده است. نمونة اين روش موقعيت آزمايش‎اش 1958 است كه در آن آزمودني به‎طور غير منتظره‎اي با گروهي از افراد مواجه مي‎شود كه در باب برخي تصميمات قضايي با هم اتفاق نظر دارند. حتي اگر شخص هدف موقعيت را متفاوت از گروه درك كند، غالباً با رأي گروه هم‎نوا مي‎شود و بسا به دنبال دلايلي مي‎گردد كه دلالت بر درستي نظر گروه مي‎كند. (براي مثال، آن‎ها موضع بهتري نسبت به من براي ديدن موقعيت دارند يا اطلاعات قبلي آن‎ها از من بيشتر است.

د) نظرية هيجان اجتماعي
«استوتزل» در اين‎باره مي‎گويد: «آنچه به طور عيني و از بررسي‎هاي گسترده دربارة وضع بسياري از مردم به‎دست مي‎آيد، اين است كه در وضع نفساني و رفتارهايي كه با اوضاع و احوال اجتماعي معيني مربوط است، تفاوت‎هاي بسيار زيادي مشاهده مي‎شود. مثلاً در مواردي چون سوانح ديده شده است كه رفتارهاي فردي، همگي به يك صورت نيستند و تجزيه‎و‎تحليل‎ها به‎روشني نشان مي‎دهد كه اين رفتارها ادوار و مراحلي دارند و واكنش‎ها به نحو معيني يكي پس از ديگري ظاهر مي‎شوند. از نظر جامعه‎شناختي، تفكيك و تميز افرادي كه نقش‎هاي مختلفي را در اوضاع و احوال جمعي بر عهده دارند، مستلزم وجود پيش‎آمادگي‎هاي رواني متفاوت است. مي‎توان اين پيش‎آمادگي‎ها را نه در اعمال خشونت‎آميز بلكه در وضعي كه شور و هيجان عمومي داشت روشن ساخته است.

5) نظريه‎هاي جامعه‎شناختي

جامعه‎شناسان با عنايت به آنچه روان‎شناسان، روانكاوان، و زيست‎شناسان در مورد علل كجروي گفته‎اند، انحراف و كجروي را قبل از هر چيز، عمل اجتماعي مي‎دانند. از نظر جامعه‎شناسان، كجروي بايد هم از فضاي جامعه‎اي كه عمل انحرافي در آن اعمال مي‎شود و هم در چهارچوب روابط متقابل اجتماعي صورت گيرد. در اين‎باره ديدگاه‎هاي مختلفي در ارتباط با تبيين علت انحرافات، چگونگي آن در جوامع گوناگون دنيا و راه‎هاي مقابله با آن در جامعه‎شناسي معلوم گرديده است، كه مهم‎ترين آن‎ها به شرح ذيل است:
1) نظرية آنومي
منظور از آنومي يا آشفتگي اجتماعي، يك وضعيت بي‎قاعدگي يا بي‎هنجاري است، كه در آن افراد قادر نيستند براساس يك نظام از قواعد مشترك، ارتباط متقابل برقرار كنند و نيازهاي خود را ارضا نمايند؛ در نتيجه، نظم فرهنگي و اجتماعي از هم پاشيده مي‎شود.