|
پيشگفتار نويسنده
چاپ پنجم تكنيك هاي مصاحبه و مشاوره يك برداشت روز
آمد از نظريه بنيادي مشاوره معاصر و مقدمه اي مفهومي و
تجربي بر مصاحبه و مشاوره ارايه مي دهد. تاكيد كتاب بر
راهبردهاي فعال و راه حل مدار، در بافت چند فرهنگي و بوم
شناختي است. كتاب حاضر كه جهت استفاده دانشجويان دوره
كارشناسي و كارشناسي ارشد رشته هاي تخصصي و كارآموزان،
مربيان، سرپرستان، مديران و مسئولان خدمات انساني در همه
سطوح نگاشته شده است، بر دانش و مهارت هايي تاكيد مي كند
كه هم در روابط حرفه اي و هم در روابط شخصي كاربرد دارند.
امروزه دانش و مهارت هاي روابط انساني مؤثّر، بيش از
گذشته ضروري است .بخش بزرگي از افراد جامعه ما در نتيجه
تصميم كارفرمايان به كاهش كاركنان، هم در بخش خصوصي و هم
در بخش دولتي و كاهش دسترسي به خدمات انساني و مراقبت هاي
بهداشتي، مشكلات تكان دهنده اي را تجربه مي كنند .
پيامدهاي اولويت دادن به فعاليت هاي سود جويانه، همه
سطوح جامعه را تحت تاثير قرار داده است. نه تنها بسياري از
خدمات ضروري كاهش يافته يا حذف شده اند، بلكه بسياري از
حرفه ها و سازمان هايي كه معيشت خانواده ها به آنها وابسته
بود، از بين رفته اند . اين وضعيت به احساس درماندگي،
ناتواني و بيگانگي فزاينده اي منجر شده است، به گونه اي كه
بخش زيادي از افراد جامعه براي زنده ماندن مبارزه مي كنند.
بي خانماني، فساد، جرم و جنايت ، ورشكستگي، اختلال هاي
عاطفي و خشونت خانوادگي افزايش يافته و اين شرايط به سطوح
بيشتري از اضطراب، انزوا و ناخشنودي در ميان جمعيت گسترده
منجر شده است. متخصصان بهداشت رواني و كاركنان نيمه حرفه
اي خدمات انساني نيز از اين وضعيت مستثني نمانده اند. بخش
عمده خدمات آنان توسط سازمان هاي "مراقبت كنترل شده"
برنامه ريزي مي شود و اغلب با تعارض بين سودمندي اقتصادي و
كيفيت خدمات همراه است. در اين شرايط، روابط ياورانه در
جامعه امروزي، بايد متمركز و راه حل مدار باشد . اين بدان
معني است كه مشاوران بايد به نظريه بنيادي و روش هاي
مشاوره، احاطه كامل داشته باشند تا بتوانند براي تسهيل حل
مشكل و تغيير رفتار رابطه ياورانه ي اثربخشي ايجاد كنند.
اميدوارم اين كتاب بتواند اين دانش و مهارت را در اختيار
شما قرار دهد .
فشارهايي كه بر روابط ياورانه وارد مي شود، داراي معايب و
مزايايي است. يك مزيت مهم اين فشارها آن است كه توجه
مشاوران و درمان گران را به فرمول بندي و دستيابي به اهداف
درماني واقع بينانه در يك دوره زماني معين معطوف كرده است.
بنابراين لازم است مشاوران جهت مقابله با اين فشارهاي
اجتناب ناپذير، راهبردهاي خلاقانه اي كشف كنند و مراجعان
نيز بايد بياموزند كه به طور خلاق به اين چالش هاي جديد
پاسخ دهند. عيب آشكار اين فشارها آن است كه نه تنها شرايط
برخي مراجعان براي درمان هاي كوتاه مدت و متمركز مناسب
نيست، بلكه هنگامي كه خدمات ارايه شده به افراد دچار
بيماري شديد، محدود مي شود، اقدامات پيشگيرانه كمتر مورد
توجه قرار مي گيرد .
تازه هاي اين چاپ
چاپ پنجم تكنيك هاي مصاحبه و مشاوره، منعكس كننده
تغييرهاي اجتماعي و حرفه اي چند سال اخير و تغييرهاي رخ
داده در ماهيت و كيفيت مشاوره و درمان در خدمات رساني
امروزي است. با اينكه صفحه آرايي و محتواي موفق چاپ هاي
قبلي كتاب حفظ شده، برخي رويكردهاي قديمي و منسوخ حذف و
روش هاي جديد تقويت شده اند. در فصل اول تغييرهاي ايجاد
شده در زمينه فرهنگي، اجتماعي و حرفه هاي خدمات انساني را
بسط داده و بر اين نكته تاكيد نموده ام كه چگونه رابطه
ياورانه در بافت درمان قرار مي گيرد كه در جاي خود در درون
نظام هاي اجتماعي بزرگ تر واقع مي شود . فصل دو و سه
دربردارنده تازه ترين پژوهش هايي است كه مدل مشاوره روابط
انساني براساس آنها استوار است. در فصل هاي چهار تا هفت
قسمت هاي مربوط به رويكردهاي فمنيستي و چند فرهنگي را غني
تر ساخته و ديدگاه هاي بوم شناختي و كارگروهي چند رشته اي
را مورد تاكيد قرارداده ام. همچنين قسمت هاي مربوط به
تحليل متقابل را حذف كرده ام . در فصل هشت به منظور نشان
دادن رويكردهاي مساله گشايي يا متمركز بر راه حل چهار
مطالعه موردي اضافه كرده ام. در فصل نه مسايل اخلاقي از
قبيل رازداري و اطلاعات محرمانه، روابط دوگانه، ارايه
تصوير غلط، تعارض در علايق و محدوديت هاي مالي در دسترسي
به خدمات ياورانه را مورد بررسي قرار داده ام. در سرتاسر
متن موضوعات چند فرهنگي مطرح و مثال ها و تمرين هاي مناسبي
ارايه شده است.
مدل مشاوره روابط انساني
مدل
مشاوره روابط انساني، مهارت ها، مراحل و موضوعات مرتبط با
فرايند مشاوره را درهم ادغام مي نمايد . مهارت هاي ارتباطي
شامل توانايي در شنيدن و درك پيام هاي كلامي و غير كلامي و
گوش دادن فعال به اين دو نوع پيام، در يك بافت همدلانه است
. اين مهارت ها مشاوران را قادر مي سازد تا دو مرحله اصلي
مشاوره را پشت سر بگذارند : مرحله برقراري رابطه كه در آن
رابطه و اعتماد ايجاد شده و مشكلات مراجع شناسايي مي شود،
مرحله به كارگيري راهبردها كه شامل انتخاب و به كار گيري
روش هاي مشاوره اي مناسب است . مسايل و موضوعات بافتاري كه
در طول فرايند مشاوره مطرح مي شوند شامل تصريح ارزش ها،
اصول اخلاقي ، جنسيت گرايي، نژاد پرستي، طبقاتي نگري،
ديگرجنس خواهي و ساير موضوعات اجتماعي و شخصي است، كه ممكن
است تاثير مثبت يا منفي بر رابطه ياورانه بگذارند .آشنايي
با ابعاد مهم مدل مشاوره روابط انساني براي اثربخشي مشاور
در انواع موقعيت ها و با افراد مختلف ضروري مي باشد.
در
فصل هاي يك تا چهار مدل سه بعدي مشاوره روابط انساني را
معرفي كرده و ماهيت رابطه ياورانه را با تاكيد بر نظريه و
عمل مورد بررسي قرار مي دهم. در فصل هاي پنج تا هفت به
توصيف نظريه هاي مهم معاصر، رويكردها و راهبردهاي مشاوره
اي خواهم پرداخت. در فصل هفت به بررسي كاربرد اين راهبردها
در موقعيت هاي بحران و فاجعه مي پردازم. در فصل نُه،
ارزش هاي شخصي مشاور و مسايل اخلاقي و حرفه اي پيچيده اي
را كه بر روابط ياورانه تاثير مي گذارند، مورد بررسي قرار
خواهم داد.
باربارا
. اف ، اوكان
پيشگفتار مترجم
در
طول چند سال گذشته، ماهيت و فرايند مشاوره و درمان، و
موقعيت هايي كه مشاوره و روان درماني در آنها ارايه مي
شود، دستخوش تغييرات فراواني شده است. از يكسو مدل ها و
نظريه
هاي مشاوره و درمان دچار دگرگوني شده اند به طوري
كه از رويكرد هاي روان پويشي سنتي، به رويكرد هاي رفتاري -
شناختي و رويكرد هاي سيستمي و در سال هاي اخير نيز به سمت
درمان هاي كوتاه مدت پيامد نگر تغيير كرده اند، از سوي
ديگر موقعيت هاي ارايه خدمات مشاوره و روان درماني،گسترش
يافته است. بخش عمده اين تغيير در ماهيت و فرايند مشاوره و
روان درماني، نتيجه تحول هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي مي
باشد كه فشار زيادي را بر افراد جامعه وارد مي كند به طوري
كه بخش عمده اي از جامعه، كه آمادگي مواجهه با اين دگرگوني
ها را ندارند با مشكلات متعدد مواجه مي شوند. فرايند ياري
رساني به افراد نيازمند، فرايند ظريف و پيچيده اي است كه
مستلزم دانش و مهارت و نگرش درست مي باشد و شايد به دليل
ظرافت كار مشاوره است كه بسياري از متخصصان آن را آميزه اي
از علم و هنر مي دانند.
كتابي
كه پيش روي شما است ترجمه چاپ پنجم كتاب
"ياري
رساني مؤثّر: تكنيك هاي مصاحبه و مشاوره"
مي باشد. كتاب مذكوركه توسط يكي از استادان برجسته
روانشناسي مشاوره تاليف شده و طي سال هاي گذشته از منابع
مهم رشته هاي روانشناسي، مشاوره و مددكاري اجتماعي بوده
است، بر اساس" مدل مشاوره روابط انساني " استوار است كه
فرايند مشاوره را شامل سه بعد مهم مي داند : مهارت ها،
مراحل و موضوعات. مدل مذكور فرايند مشاوره را شامل دو
مرحله اساسي مي داند: مرحله اول شامل برقراري رابطه سازنده
بين مشاور و مراجع است كه درآن مشاور با استفاده از مهارت
هاي ارتباطي موثر رابطه گرم و اطمينان بخشي با مراجع
برقرار نموده و مسايل و مشكلات او را شناسايي و روشن مي
سازد. در مرحله دوم، مشاور پس از روشن سازي مشكلات و تعيين
اهداف مشاوره از راهبردهاي خاص براي رفع مشكل مراجع
استفاده مي نمايد.
رويكرد مشاوره اي ارايه شده در اين كتاب، رويكردي انعطاف
پذير و انطباق پذير است. بدين ترتيب كه به جاي استفاده از
يك يا چند رويكرد نظري در همه موقعيت ها، از راهبردها و
تكنيك هايي كه در يك موقعيت خاص، مفيدترين و منطقي ترين
راهبرد محسوب مي شوند، استفاده مي شود. مدل مشاوره روابط
انساني در سرتاسر كتاب مورد بررسي قرار گرفته و گام هاي
عملي مراحل برقراري رابطه و به كار گيري راهبردها توصيف
شده است. علاوه براين، موضوعات اخلاقي و حرفه اي موثّردر
فرايند مشاوره نيز مورد بحث قرار گرفته است. رويكرد
كاربردي و چارچوب منطقي، ساده، قابل فهم و عملي اين كتاب
بي نظير به خوانندگان كمك خواهد كرد تا خودآگاهي خويش را
افزايش داده، عوامل و نيروهاي اجتماعي تاثيرگذار بر انسان
معاصر را درك كرده و با فرايند مشاوره و ياري رساني موثر
آشنا شوند. تمرين هاي عملي و مثال هاي گوياي "باربارا
اوكان" در كنار ميزان مناسبي از دانش نظري به شما كمك مي
كند تا مهارت هاي ضروري براي ايجاد روابط همدلانه را كسب
كنيد.
تاكيد
بركاربرد عملي راهبردهاي مشاوره اي، توجه دقيق به مسايل
چند فرهنگي، تمركز بردرمان هاي راه حل مدار، توجه به
ديدگاه هاي بوم شناختي و سيستمي، تاكيد بر كار تيمي چند
رشته اي، توجه به موقعيت هاي بحران زا و راهبردهاي مداخله
در بحران و موضوعات حرفه اي و اخلاقي موثر در فرايند
مشاوره و درمان، كتاب حاضر را به صورت منبعي غني و بي نظير
براي فراگيري تكنيك ها و مهارت هاي مشاوره اي و ارتباطي
درآورده است. با توجه به اينكه تاكيد اصلي نويسنده بيشتر
بر فرايند ياري رساني و ارتباط است، بنابراين تمامي كساني
كه به نوعي درگير روابط ياورانه هستند، مي توانند از مطالب
كتاب متناسب با دانش و مهارت خود استفاده كنند. با اين حال
برخي از راهبردهاي مطرح شده فقط درحيطه كار متخصصان حرفه
اي بوده و آموزش تحت نظارت افراد متخصص، براي فراگيري آنها
ضروري مي باشد. اميد است ترجمه اين كتاب در افزايش دانش و
مهارت هاي عملي مشاوران و ساير كاركنان حرفه هاي ياورانه
مفيد واقع شود.
در
آخر وظيفه خود مي دانم از زحمات كليه كساني در آماده سازي
و چاپ اين كتاب مرا ياري نمودند صميمانه تقدير و تشكر
نمايم. همچنين از سركار خانم ناهيد ابراهيم زاده به خاطر
بازخواني متن كتاب و ارايه رهنمودهاي ارزنده و سركار خانم
بني هاشمي به خاطر ويراستاري دقيق كتاب و آقاي مشهدي مدير
انتشارات طلوع دانش در آماده سازي و چاپ كتاب قدرداني و
تشكر مي نمايم.
شهرام
محمدخاني
زمستان
-1382
فصل 1
مقدمه
از
زمان انتشار چاپ چهارم كتاب « تكنيك هاي مصاحبه و مشاوره »
در اوايل دهه1990، فضاي حاكم بر فرايند مشاوره و ياري
رساني به افراد به نحو چشمگيري تغيير كرده است. اين تغيير
به طور عمده در دو حوزه رخ داده است : (1)ماهيت و فرايند
مشاوره و درمان (2)موقعيت هايي كه مشاوره و درمان در آنها
ارايه مي شود .اين دو حوزه كاملاً درهم تنيده اند. به اين
معني كه هر نوع تغيير در بافت مستلزم تغيير متناسب در
مشاوران و درمان گران است.
در
طول چند سال گذشته مدل هاي مشاوره و درمان از رويكرد هاي
روان پويشي مبتني بر ديدگاه درون رواني به سمت رويكرد هاي
رفتاري - شناختي مبتني بر ديدگاه مساله گشايي4 و رويكرد
هاي سيستمي متمركز بر تعامل هاي خانوادگي تغيير كرده و در
سال هاي اخير نيز به سمت درمان هاي كوتاه مدت پيامد نگر
مبتني بر ديدگاه بوم شناختي، تغيير جهت داده است.
شكل
(1) مدل بوم شناختي را در فرايند مشاوره نشان مي دهد. در
اين مدل فرد در بافت خانواده و خانواده نيز در بافت نظام
هاي اجتماعي بزرگتر نظير مدرسه، محيط كار و جامعه مورد
مطالعه قرار مي گيرد .هم چنين خود اين نظام هاي اجتماعي
نيز در چارچوب سيستم هاي بزرگ متشكل از نگرش ها، جهان بيني
هاي فرهنگي، جنسيت، نژاد، طبقه اجتماعي، قوميت، مناطق
جغرافيايي و ساير عوامل مورد بررسي قرار مي گيرند.تمامي
اين سيستم ها با همديگر تعامل دارند و روي يكديگر تاثير
متقابل مي گذارند.

شكل
1-1: كنش متقابل بين فرد،
خانواده، سيستم هاي
اجتماعي
و جهان بيني هاي فرهنگي كلي (برگرفته از نف، 1986)
خدمات و سيستم مراقبت بهداشتي پر هزينه عصر، حاضر جهت گيري
به سوي درمان هاي كوتاه مدت پيامد نگر را ضروري ساخته است.
در اين رويكرد مشاوره اي بر راه حل هاي مستقيم و عملي
مشكلات جاري مراجع تاكيد مي شود و همزمان از چند راهبرد
فردي، خانوادگي، گروهي و سازماني جهت رفع مشكل استفاده مي
شود. اثربخشي اين راهبردهاي چند گانه مستلزم ايجاد رابطه
همدلانه با مراجع، استفاده از مهارت هاي ارتباطي مؤثّر و
روشن است.
علاوه بر تغييرهاي فوق در قلمرو مناقشه ديرينه تربيت /
طبيعت نيز دگرگوني هايي رخ داده است. در طول سال هاي
متمادي در قرن بيستم، متخصصان ياري رساني بر اين باور بوده
اند كه شرايط محيطي، تاثير نيرومندي بر رفتار انسان دارد .
اين باور در آن دسته از نظريه هاي مشاوره كه بر ايجاد
تغييرهاي محيطي جهت كمك به رشد بهينه افراد تاكيد مي
نمايند، تبلور يافته است. امروزه در پرتو پژوهش هاي عصب
شناختي نوين، فهم ما از تاثير نيرومند متغيرهاي زيست
شناختي بر رشد و عملكرد روانشناختي افراد به طور چشمگيري
افزايش يافته است. حتي در خصوص مبناي ژنتيكي صفات شخصيتي
نيز شواهد خوبي به دست آمده است. در واقع استفاده از
داروهاي روان گردان در كنار مشاوره و درمان هاي كوتاه مدت
پيامد نگر نتيجه اين قبيل پژوهش ها مي باشد.
علاوه بر اين دگرگوني ها، دامنه امكانات و منابع قابل
دسترس براي مشاوران و درمان گران نيز گسترش يافته است.
امروزه ما{مشاوران } ابزارها و شيوه هاي بيشتري مانند
هيپنوتيزم، پس خوراند زيستي و داروهاي جديد جهت استفاده در
درمان بيماري هاي خفيف و شديد و اضطراب ها در اختيار
داريم. اكنون ما ابزارهاي اندازه گيري بهتر، برنامه هاي
رايانه اي و راهبردهايي در اختيار داريم كه مي توانيم با
استفاده از آنها به افراد در كنترل استرس هاي رشدي و
موقعيتي، تقويت توانايي ها و مهارت هاي مقابله اي، برقراري
ارتباط مؤثّر با ديگران و گذار سالم از انتقال هاي رشدي،
كمك كنيم. امروزه نسبت به ارتباط متقابل بين تن و روان،
آگاهي بيشتري كسب كرده ايم و به همين دليل مراجعان خودمان
را به حفظ تناسب جسمي خود از راه ورزش و تغذيه مناسب ترغيب
مي نماييم. بسياري از افراد متوجه شده اند كه رويكرد هاي
درماني جانشين مانند مكمل هاي گياهي، ماساژ درماني و طب
سوزني علايم استرس را تسكين مي بخشند. از سوي ديگر، جامعه
ما بيش از گذشته نسبت به اثرات منفي نژادپرستي، تبعيض
جنسي، سن گرايي، طبقاتي نگري، محروميت و فقر بر بهزيستي و
سلامت رواني اجتماعي افراد واقف گشته است.
هر چه به پايان قرن بيستم نزديك مي شويم، هم شرايط اضطراب
انگيز پيچيده تر مي شوند و هم نياز به خدمات مشاوره اي
افزايش مي يابد. ركود اقتصادي و افزايش بيكاري در سال هاي
اخير به افزايش فشارهاي مالي، خانوادگي و شخصي منجر شده
است. امروزه انتظارها در باره مشاغل و حرفه ها كاملاً
دگرگون شده است. ديگر نمي توان انتظار داشت كه فرد يك كار
مطمئني پيدا كند و تا آخر عمر در يك شغل ثابت بماند.
بسياري از افراد در طول زندگي چندين شغل عوض مي كنند و
برخي نيز به جاي شغل ثابت و دايمي بر كارهاي قراردادي
موقتي تكيه مي كنند. كاهش خدمات بهداشتي، استقرار نيروهاي
نظامي و آموزش عمومي موجب شده كه افرادي كه آمادگي
رويارويي با اين نوع شكاف هاي ناگهاني بين انتظارها و
واقعيت ها را ندارند، با بحران هايي مواجه شوند. علت اصلي
اين تحول ها، مسايلي مانند افزايش روزافزون بي خانماني،
ايدز، مرگ و مير ناشي از برخي بيماري ها- علي رغم پيشرفت
علم و شيوه هاي درمان- ميزان بالاي سوء مصرف مواد مخدر،
خشونت، فروپاشي ارزش ها و ساختارهاي اجتماعي، ترديد در
مورد كارايي نظام بهداشتي و كاهش اعتماد به نهادهاي سياسي،
آموزشي، بهداشتي و اقتصادي است.
اين تغييرها، همه ما را شگفت زده و سردرگم كرده است.
انقلاب جهاني ارتباطات كه از مصاديق بارز آن ارتباطات
ماهواره اي، رايانه ها، دورنگار و تلفن همراه است، امكان
دسترسي دايم به يكديگر را براي ما مهيا ساخته است. با اين
همه، اين ارتباط واقعي نيست. امروزه ما به سرعت از سقوط
دولت ها، تشكيل ائتلاف ها و تغيير مرزها خبردارمي شويم.
حتي كساني كه در برقراري ارتباط بين فردي مشكل دارند مي
توانند نياز هاي ارتباطي خود را از طريق ارتباطات جهاني،
پست الكترونيكي، اينترنت و غيره برآورده سازند. با اين همه
نگراني هايي در خصوص اثرات ارتباطات تكنولوژيك پيچيده غير
انساني بر روابط انساني وجود دارد؛ و بعيد به نظر مي رسد
كه اين ارتباطات بتوانند نياز انسان به صميميت و نزديكي را
ارضا نمايند.
در حالي كه آزادي هاي جديد و انتخاب هاي گسترده اي براي
بشر امروزي فراهم شده است، اين آزادي ها به معماي گيج
كننده فرديت گرايي در برابر انسجام و يكپارچگي گروهي يا
اجتماعي منجر گشته است. در اين كشور {آمريكا }فروپاشي
نهادهاي بنيادي مانند خانواده، مدرسه، حكومت و كليسا، در
فضايي از حجم سنگين و طاقت فرساي اطلاعات، فشار فزاينده اي
بر همه ما تحميل مي كند؛ و شايد يكي از دلايل افراط گرايي
سياسي و طرفداري افراطي از يك موضوع خاص، همين وضعيت باشد.
از طرف ديگر، جامعه ما در نتيجه مهاجرت و تغييرهاي جمعيتي
به شدت چند فرهنگي شده است. ارزش هاي سنتي ديگر غالب
نيستند و ساختارهاي سنتي مبتني بر سلسله مراتب، قدرت بيش
از پيش به چالش كشيده شده اند. سبك هاي جديد زندگي مانند
خانواده هاي تك والدي، زوج هاي شاغل بدون فرزند، خانواده
هاي چند نژادي به اندازه خانواده هاي سنتي در حال رايج شدن
هستند. جاي تعجب نيست كه ما فاقد يك ميراث فرهنگي واحدي
هستيم كه وفاق و هم رأيي اجتماعي در مورد اولويت ها و
هنجارهاي اجتماعي را ميسر ساخته و وفاداري به خانواده و
جامعه را ترويج نمايد. هرچه امنيت و آرامش حاصل از
انتظارها و سبك هاي زندگي سنتي كم رنگ تر مي شود، ميزان
آشفتگي هاي فردي و خانوادگي مرتبط با فقر، كمبود مسكن،
بيماري هاي عفوني، بي خانماني، جرم، سوء مصرف مواد
و غيره افزايش مي يابد. در چنين فضايي، حسرت گاه و بي گاه
ما براي روزهاي خوش گذشته و حسادت نسبت به دگرگوني كند و
آهسته جوامع سنتي، قابل فهم است.
در اثر شرايط اقتصادي و سياسي كه رقابت براي دستيابي به
منابع محدود را تشديد نموده اند، بسياري از خدمات انساني
و حرفه هاي ياورانه حذف يا كاهش يافته اند. از طرف ديگر،
فضا جهت ارايه خدمات ياورانه، از لحاظ اقتصادي پرجاذبه و
برانگيزاننده شده است. حقيقتي كه اغلب با ارزش ها، باورها
و آموزش هاي فردي و حرفه اي مشاوران و درمان گران سازگار
نيست. براي مثال، برنامه مراقبت بهداشتي كنترل شده كه به
سرعت جانشين برنامه هاي سنتي بيمه بهداشتي شده است، بر
ارايه خدمات روان درماني و مداخله در بحران كوتاه مدت
تاكيد مي نمايد كه بيشتر بر دارو درماني و ارايه خدمات
كوتاه مدت غير انساني استوار است تا بر روابط ياورانه اي
كه جهت ارضاي نيازهاي فردي طراحي مي شوند. از سوي ديگر،
موسسه هاي اجتماعي، بودجه باز پرداخت شركت هاي بيمه را
براي بخش مهمي از جمعيت تحت پوشش كاهش داده اند. موسسه ها
و بيمارستان هاي زيادي توسط مجتمع هاي بهداشتي غير انتفاعي
خريداري شده و افراد جامعه از فقدان برنامه ها و خدمات
بهداشتي دولتي ( ولي ضروري از نظر اخلاقي و اجتماعي) نگران
هستند. ناهماهنگي بين نياز روز افزون جامعه تحت فشار به
خدمات انساني و كاهش دسترسي به اين خدمات واقعا متناقض
است.
علي رغم اينكه دسترسي به خدمات روان شناختي به طور چشمگيري
محدود شده است، اما به نظر مي رسد آگاهي، پذيرش و توجه
عمومي به اين نوع خدمات به طور فزاينده اي افزايش يافته
است. مطالعه هاي انجام شده حاكي از آن است كه به طور كلي
افراد از روان درماني سود مي برند. درمان هاي بلند مدت در
مقايسه با درمان هاي كوتاه مدت نتايج بهتري دارند و بين
روان درماني به تنهايي و روان درماني همراه با دارو درماني
تفاوت معنا داري وجود ندارد. نتايج اين مطالعه ها با سياست
هاي جاري خدمات بهداشت روان واقعا ناسازگار است.
افزايش پيچيدگي هاي اجتماعي، ضرورت بررسي افراد و رفتارهاي
آنان را در درون سيستم هاي فرهنگي اجتماعي متناسب، نظير
اَشكال مختلف خانواده مانند خانواده هسته اي و گسترده،
همسايه ها و گروه هاي در حال تغيير، محيط كار و مدرسه را
آشكار ساخته است. بنابراين، نه تنها ايجاد تمايز بين
متغيرهاي اجتماعي، فرهنگي، فردي و بين فردي مؤثّر در ميزان
استرس فردي مهم است، بلكه شناخت رابطه متقابل ميان اين
متغيرها نيز حايز اهميت است. به عنوان مثال ترس از دست
دادن شغل و يا نارضايتي از شغل در يك سيستم اقتصادي بسته،
ممكن است به احساس ناكامي و گير افتادگي در فرد منجر شود،
و اين ناكامي مي تواند به صورت اختلاف هاي زناشويي و يا
علايم جسماني مانند سردرد، زخم معده و يا فشار خون بالا
تظاهر نمايد . به طور كلي چندين عامل دروني و بيروني در
بروز مشكلات فردي دخيل هستند.
امروزه رسانه هاي گروهي اشكال مختلف آسيب هاي اجتماعي را
براي ما نمايان ساخته اند. در نتيجه اكنون ما مي دانيم
كه استرس هاي فردي، خانوادگي و محيطي ممكن است به صورت
علايم اجتماعي، روانشناختي و جسماني ظهور نمايد. عامل اصلي
يا دست كم يكي از عوامل مؤثّر در بروز اين نوع علايم،
مسايل بين فردي است كه به نوبه خود بر روابط دوستانه،
خانوادگي، كاري و روابط اجتماعي، ملي و بين المللي تاثير
مي گذارد. اكثر ما علي رغم مشكلات متعددي كه درتنازع بقاء
، با آنها مواجهيم، صادقانه نگران ديگران و مسايل آنان
هستيم، اما به خاطر ناتواني در بيان اين نگراني و آمادگي
خودمان براي كمك به آنان و نيز به دليل تاكيد روي مسايل
خاص، دچار سوء تفاهم مي شويم. بنابراين به خصوص در اين
دوره زماني كه خدمات مشاوره اي بسيار پرهزينه است، هم
مشاوران و هم مراجعان بايد ياد بگيرند تا نگراني ها و
مسايل خود را به طور روشن و مؤثّر بيان كنند.
ارتباط غير مؤثّر ريشه اكثر مشكلات بين فردي است. برعكس،
ارتباط مؤثّر لازمه ايجاد، توسعه و تداوم هر نوع رابطه بين
فردي مثبت است. متاسفانه برنامه هاي آموزشي مدارس به طور
سنتي تنها بر ارتباط نوشتاري متمركز بوده اند و به مهارت
هاي ارتباط رو در رو يا بين فردي چندان توجه نشده
است. اگرچه مدارس به ما مي آموزند كه چگونه به اطلاعات
پاسخ دهيم، ولي واقعا به ما نمي آموزند كه چگونه پيام هاي
كلامي و غير كلامي ظريف و زيربنايي را بشنويم، درك كنيم و
پاسخ دهيم.
آموزش مهارت هاي ارتباطي، گذشته از موقعيت و بافت مؤسسه اي
كه در آن آموزش صورت مي گيرد و نيز صرف نظر از كوتاه مدت
يا بلند مدت بودن رابطه ياورانه، براي ايجاد روابط انساني
مؤثّر، بسيار ضروري است. در موقعيت هاي مشاوره اي درازمدت،
مهارت هاي ارتباطي مؤثّر، بويژه براي ايجاد رابطه حسنه با
مراجع و صورت بندي اهداف منطقي و معقول در چارچوب زماني
معين، ضروري است. كتاب تكنيك هاي مصاحبه و مشاوره به شما
كمك مي كند تا از طريق كسب و به كار گيري اين مهارتها، درك
بيشتري نسبت به توانايي هاي اجتماعي و مساله گشايي خود و
ديگران پيدا كنيد.
هدف اين كتاب
به طور كلي كتاب تكنيك هاي مصاحبه و مشاوره درصدد است يك
راهنماي عملي و كاربردي براي خوانندگان باشد، تا يك منبع
نظري. با اين حال، براي ايجاد زمينه جهت درك و فهم
راهبردهاي ارايه شده (كاربرد راهبردها )، يك مرور اجمالي
بر نظريه هاي مشاوره اي نيز در اين كتاب گنجانده شده است .
اين مرور اجمالي نظريه ها، مبنايي براي مشاوران فراهم مي
سازد تا براساس آن، نظريه شخصي يكپارچه اي براي خود بنا
نهند. آنچه در اين كتاب ارايه شده است فقط مقدمه اي بر
مهارت هاي روابط انساني است كه خوانندگان را به استفاده از
دانش خود، يادگرفتن از تجارب خود، و يكپارچه ساختن دانش
جديد با قابليت هاي فردي شان، ترغيب مي كند. با اين همه به
خاطر داشته باشيد كه روابط انساني - تعامل هاي بين فردي-
موضوع گسترده اي است و يك چنين كتابي فقط درك محدودي از
اين موضوع به دست مي دهد. بنابراين نمي توان انتظار داشت
كه با مطالعه مطالب مقدماتي اين كتاب، يك متخصص در اين
زمينه شد.
رويكرد مشاوره اي ارايه شده در اين كتاب، رويكردي انعطاف
پذير و انطباق پذير است: يعني به جاي استفاده از يك يا
چند رويكرد نظري در همه موقعيت ها، از راهبردها و فنوني كه
در يك موقعيت خاص مفيدترين و منطقي ترين راهبرد محسوب مي
شوند، استفاده مي شود. راهبردي كه در مورد يك مراجع خاص
مفيد است، ممكن است در مورد مراجع ديگر در همان موقعيت يا
موقعيت ديگر مفيد نبوده و نيازمند تغيير باشد.
همچنين برخي راهبردها بيش از ساير راهبردها با ارزش ها و
سبك فردي مشاوران سازگار هستند.
اگرچه بدون كمك و آموزش بيشتر، قادر به استفاده كامل از
راهبردهاي ارايه شده در اين كتاب نخواهيد بود، با اين حال
مي توانيد از راهبردهاي ارتباطي مطرح شده، استفاده نماييد.
از طرف ديگر، آشنايي با راهبردها و كاربردهاي آنها به شما
كمك خواهد كرد تا به نقش مشاوره در ارايه خدمات انساني پي
ببريد و در نتيجه كار خود را با كار مشاوران حرفه اي در
حوزه خدمات انساني پيوند دهيد. براي مثال آشنايي با
راهبردهاي اصلاح رفتار مي تواند به شما كمك كند تا به
مراجعان در كسب خود كنترلي كمك كنيد. احتمالاً در فرمول
بندي و به كارگيري اين راهبردها، به كمك احتياج خواهيد
داشت، ولي دست كم مي دانيد كه به دنبال چه نوع اطلاعات و
آموزش هايي باشيد.
ديدگاه كلي كتاب حاضر از اين قرار است :
1)
ارتباط مؤثّر، پايه و اساس هر نوع رابطه ياورانه است .
2)
هدف مشاور عبارت است از كمك به مراجع در پذيرش خويشتن،
تقويت عزت نفس، كنترل و پذيرش مسئوليت رفتار و تصميم هاي
خود.
3)
در مورد يك مراجع مي توان از چندين راهبرد استفاده كرد.
4)
خود ارزيابي مداوم مشاور و ارزيابي سطح رابطه مشاوره اي
براي هر نوع رابطه مشاوره اي مؤثّر، ضروري است.
5)
مشاور بايد از ارزش ها، احساس ها و افكار خود آگاه باشد تا
بتواند مراجعان را با توجه به نيازهاي آنان بپذيرد، نه بر
اساس نيازهاي خود.
6)
مشاوران بايد نسبت به پايه هاي فرهنگي و جنسيتي رفتارها و
ارزش هاي مراجعان حساس باشند.
مشاور چه كسي است ؟
مشاور فردي است كه در شناخت، غالب آمدن و مقابله با مشكلات
به ديگران كمك مي كند. به طور معمول، ما اغلب ياوران
روابط انساني را افراد متخصصي تصور مي كنيم: مانند
روانپزشكان، روانشناسان، مشاوران، مددكاران اجتماعي و
پرستاران رواني. با اين حال، گروه زيادي از كاركنان خدمات
انساني براي طيف وسيعي از مراجعان در موقعيت هاي خصوصي و
عمومي خدمات مشاوره اي مستقيم يا غير مستقيم ارايه مي
كنند. برخي از اين افراد، ياوران حرفه اي
هستند و برخي ديگر ياوران نيمه حرفه اي
كاركنان نيمه متخصص خدمات انساني هستند كه به صورت مستقل
يا در كنار ياوران حرفه اي كار مي كنند. همچنين ياوران غير
رسمي مانند دوستان، اقوام، داوطلبان و همسايگان نيز به طور
رسمي يا غير رسمي در نقش ياوري عمل مي كنند. اين گروه هاي
مختلف ياوران مانع الجمع نيستند و مي توانند با همديگر هم
پوشي داشته باشند (ر.ك جدول 1-1).

جدول 1-1:مهارت ها و دانش لازم براي سه گروه متفاوت ياوران
آنچه اين سه گروه ياوران را از همديگر متمايز مي كند، سطح
مهارتها و دانش آنان است. ياوران حرفه اي، كاركنان نيمه
حرفه اي و ياوران غير حرفه اي مي توانند به درجات و شيوه
هاي مختلف از دانش و مهارت هاي عرضه شده در اين كتاب بهره
مند شوند. با توجه به اين كه مهارت هاي ارتباطي اساسي براي
ياري رساني رسمي و غير رسمي و ايجاد روابط ياورانه حرفه
اي، نيمه حرفه اي و غير حرفه اي يكسان مي باشند، قسمت عمده
مطالب اين كتاب كه به آموزش حرفه اي مي پردازد، براي
كاركنان نيمه متخصص خدمات انساني و ياوران غيرحرفه اي نيز
مفيد خواهد بود.
ياوران حرفه اي
ياوران حرفه اي متخصصاني هستند كه در زمينه مطالعه رفتار
انسان و يادگيري راهبردهاي عملي مشاوره و روان درماني در
سطح فوق ليسانس و بالاتر به طور فراگير آموزش ديده اند و
دوره هاي كارورزي خاصي را زير نظر يك استاد ناظرگذرانيده
اند. اگرچه ممكن است همپوشي زيادي بين خدمات ارايه شده
توسط اين متخصصان وجود داشته باشد، اما داراي زمينه هاي
آموزشي و صلاحيت هاي حرفه اي متفاوتي هستند. روانپزشكان،
پزشكاني هستند كه دوره هاي آموزشي خاصي را در بيمارستان
هاي رواني يا بخش روانپزشكي بيمارستان هاي عمومي گذرانده
اند . نقش منحصر به فرد اين افراد در حرفه هاي ياورانه،
شامل داشتن اطلاعات در زمينه داروهاي روان گردان، توانايي
تجويز دارو، آشنايي با بيماري هاي طبي و روش هاي درمان
آنها و داشتن تجربه در مورد بيماران رواني شديد است. از
طرف ديگر روانشناسان باليني در زمينه علوم رفتاري آموزش
ديده اند ( معمولاً در سطح دكتري) و به ويژه در زمينه
نظريه هاي روانشناختي (يادگيري، رشد و شخصيت )در مقابل مدل
پزشكي، بسيار خبره هستند. نقش بي همتاي روانشناسان باليني
در تشخيص گزاري رواني و روش شناسي پژوهش است. گروه سوم
ياوران حرفه اي را مشاوران تشكيل مي دهند. مشاوران معمولاً
حداقل دو سال در سطح فوق ليسانس و با تاكيد بر ارايه خدمات
پيشگيرانه و رشدي در مقابل اصلاح و درمان اختلال هاي شديد،
آموزش مي بينند. بسياري از دروس دوره فوق ليسانس مشاوران
با روانشناسان مشترك است. ولي در آموزش، مشاوران بيشتر بر
كارآموزي تاكيد مي شود تا روش شناسي تحقيق. مددكاران
اجتماعي نيز دو سال در سطح فوق ليسانس آموزش مي بينند.
هرچند آموزش هاي مددكاران رابطه تنگاتنگي با مدل طبي
توانبخشي دارد. مددكاران با استفاده از دانش و مهارت هاي
خاص خود در جهت هماهنگي امكانات دولتي و اجتماعي براي
مراجعان تلاش مي كنند.
همه
اين متخصصان، خدمات مشاوره و روان درماني فردي، خانوادگي و
گروهي به مراجعان ارايه مي دهند. از اين رو، ايجاد تمايز
ميان انواع درمان ها بر اساس هويت حرفه اي ممكن نيست.
مطالعه هاي انجام شده نشان مي دهد كه از لحاظ كارايي و
اثربخشي بين روانپزشكان، روانشناسان و مددكاران اجتماعي
تفاوت معني داري وجود ندارد. آموزش حرفه اي مداوم، زمينه
تعامل ميان رشته اي و آشنايي با دانش مشترك در تمامي حرفه
هاي ياورانه را فراهم مي سازد. بنابراين، احتمال دارد كه
شباهت ها و تفاوت هاي
ميان
ياوران مختلف، بيشتر به سبك و شيوه فردي آنان مربوط باشد
تا به هويت حرفه اي آنان.
با
اين حال، فشارهاي اقتصادي دهه 1990، برخلاف روند يكپارچه
سازي دهه 1980 ، به افزايش رقابت بين رشته هاي تخصصي مختلف
منجر شده است. متاسفانه اين رقابت مي تواند به ادعاهاي
تخصص گرايي بيهوده منجر شود و هنگامي كه متخصصان حرفه اي
مختلف به دفاع از قلمرو حرفه اي خود مي پردازند، بر كار
گروهي ميان رشته اي تاثير منفي مي گذارد. براي مثال،
امروزه روانشناسان باليني كه به بسياري از موقعيت هاي
درماني كه قبلاً در انحصار روانپزشكان بود، يورش برده اند،
به شدت دنبال مجوز تجويز دارو هستند و مشاوران بهداشت
رواني خواهان برابري با مددكاران اجتماعي مي باشند.
کاركنان نيمه حرفه اي خدمات انساني
كاركنان نيمه حرفه اي خدمات انساني شامل دستياران
روانپزشكي، كاركنان مهدكودك ها، ماموران ناظر و كاركنان
دادگاه ها هستند كه با ياوران حرفه اي هم پوشي دارند. اين
افراد معمولاً آموزش هايي در سطح ليسانس در زمينه روابط
انساني دريافت مي كنند و به صورت تيمي در كنار متخصصان و
يا تحت نظارت و مشورت آنها كار مي كنند. قسمت عمده آموزش
هاي آنان در زمينه شغلي خودشان است. در مواقعي كه ياوران
حرفه اي بر حسب ضرورت به فعاليتهاي ديگري مي پردازند،
بسياري از كارها را كاركنان نيمه حرفه اي انجام مي دهند .
همچنين در برخي موقعيت ها كه اين افراد تنها ارايه دهندگان
خدمات مي باشند، بيشترين تماس را با مراجعان دارند.
ياوران غير حرفه اي
شكي
نيست كه در ادامه اين بحث بايد به نقش ياوران غير حرفه اي
نيز بپردازيم. هرچند ممكن است اين افراد رسماً به عنوان
ياور آموزش نديده باشند، با اين حال ممكن است هر از چند
گاهي در سمينارها و همايش هايي كه در زمينه موضوعات
گوناگون خدمات انساني برگزار مي شود، شركت نمايند. ياوران
غير حرفه اي افرادي هستند كه هم در سطح رسمي (مصاحبه
كنندگان، سرپرستان و معلمان ) و هم در سطح غير رسمي(دوستان
، اقوام و همكاران ) كمك هاي مهمي ارايه مي دهند.
فصل
مشترك سه گروه ياوران آن است كه همه آنها جهت برقراري و
گسترش رابطه با كساني كه درصدد كمك به آنان هستند، بايد از
مهارت هاي ارتباطي مؤثّر استفاده كنند. همه ياوران به
منظور كمك به رفع انواع مشكلات، از راهبردهاي خاصي استفاده
مي كنند. كاربرد اين راهبردها مستلزم آموزش رسمي و تجربه
عملي است. در اين كتاب چگونگي استفاده از اين راهبردها
توسط ياوران حرفه اي و برخي از كاركنان نيمه حرفه اي تشريح
شده است.
چه عواملي موجب موفقيت يك مشاور مي شوند ؟
مشاور موفق با رويكرد ها و راهبردهاي مختلف آشنا است. در
اختيار داشتن دامنه وسيعي از راه حل هاي مختلف، مشاور را
قادر مي سازد تا راهبردهايي را انتخاب كند كه به احتمال
زياد نيازهاي مراجع خاص را برآورده مي كند. راهبردهاي
انتخاب شده از فيلتر شخصيت بي همتاي مشاور مي گذرند. به
عبارت ديگر، ادراكات، نگرش ها، طرز فكر و احساس هاي هر فرد
بر نحوه تفسير و استفاده او از يك نظريه تاثير مي گذارد.
در حقيقت اغلب گفته مي شود كه ويژگي هاي شخصيتي يك مشاور
بسيار مهم تر از مهارت هاي راهبردي او است.
ميزان اعتماد بين مشاور و مراجع كه در مرحله اول مشاوره -
مرحله برقراري رابطه- به وجود مي آيد، پايه و اساس اثربخشي
يك راهبرد خاص را تشكيل مي دهد. اعتماد در اثر مهارت هاي
ارتباطي در يك بافت همدلانه به وجود مي آيد. همدلي يعني
درك احساس ها و هيجان هاي فرد از ديدگاه او، براي اثربخشي
مهارت هاي ارتباطي، بسيار مهم و ضروري است. بنابراين مهارت
هاي ارتباطي همدلانه كه موجب ايجاد اعتماد بين مشاور و
مراجع مي شود براي اثربخشي كل فرايند مشاوره، بسيار ضروري
است. مشاوران بايد متوجه باشند كه بين گروه هاي مختلف از
نظر شيوه ابراز همدلي تفاوت هاي فرهنگي وجود دارد. به
عبارت ديگر، رفتاري كه ممكن است از نظر يك فرد همدلانه
باشد (مانند لمس كردن) احتمال دارد براي فرد ديگر چنين
نباشد. بنابراين انتخاب راهبردها متاثّر از عوامل فرهنگي
است. با توجه به اينكه، بسياري از مهارتها و راهبردهاي
مشاوره اي در مورد نژادها، طبقه ها و فرهنگ هاي مختلف
كاربرد پذير هستند، مشاوران لازم است سبك مشاوره اي خود را
با نظام ارزشي مراجعان وابسته به فرهنگ هاي مختلف هماهنگ
سازند. براي اين كه مشاوران در كار با مراجعان وابسته به
فرهنگ هاي مختلف مفيد واقع شوند، بسيار مهم است كه نسبت به
تفاوت هاي فرهنگي ظريف، حساس باشند.
براي اينكه مشاور به راحتي از راهبردهاي مختلف استفاده
كند، بايد بتواند در سه حيطه عاطفي (احساس ها و
عواطف )، شناختي (تفكر و شناخت) و رفتاري
(اعمال و رفتارها) با ديگران ارتباط برقرار كند. در نهايت
مشاور بايد به مراجع كمك كند تا در تمام اين سه حيطه به
شيوه مؤثّر عمل كند. از اين رو مشاور بايد پيوسته بر
خودشناسي خود بيافزايد و ارزش هاي اجتماعي، اقتصادي و
فرهنگي خود را بشناسد تا بتواند بين نيازها و مسايل خود و
مراجعش تمايز قايل شود. راهبردي كه مشاور جهت كمك به مراجع
خاص بر مي گزيند به ارزيابي او از كمبود مراجع در حيطه خاص
(عاطفي، شناختي و رفتاري ) و نيز به ديدگاه نظري او بستگي
دارد. همچنين بافت و موقعيت درمان نيز در انتخاب راهبرد
خاص تاثير مي گذارد. مثال هاي زير منعكس كننده مطالب گفته
شده فوق مي باشد.
"مراجعي
از طرف يكي از همكارانم به طور اختصاصي جهت حساسيت
زدايي منظم - يك تكنيك رفتاري دقيق كه توسط جوزف ولپي
ابداع شده است و هدف آن كاهش اضطراب از طريق همراه كردن
پاسخ نامطلوب با يك پاسخ ناهمساز با اضطراب، مانند آرامش،
جهت خاموش كردن پاسخ نامطلوب است- ارجاع داده شده بود. اين
مراجع مردي سي ساله بود كه با شنيدن صداهايي مانند صداي
غذا جويدن زنش، صداي مداد همكارانش و صداي گريه بچه كه به
نظرش صداهاي بيهوده مي آمدند، به شدت خشمگين مي شد. پس از
چند جلسه مشخص شد كه مراجع مذكور بيشتر در سطح حيطه هاي
شناختي و رفتاري عمل مي كند و نسبت به احساس هاي خود و
ديگران كاملاً ناآگاه است. به همين دليل قادر به برقراري
روابط انساني نبوده و زندگي زناشويي او در معرض خطر قرار
گرفته بود. طي چند جلسه فقط به منظور برآورده كردن
انتظارهاي مراجع، تلاش هاي ناموفقي جهت حساسيت زدايي منظم
انجام دادم. همزمان سعي كردم رابطه خوبي با مراجع برقرار
كنم. وقتي كاملاً نسبت به من اعتماد پيدا كرد و احساس
راحتي بيشتري نمود، پيشنهاد كردم كه براي تلنگر زدن به
حيطه عاطفي او، برخي راهبردهاي مراجع محوري و گشتالتي را
به اجرا گذاريم تا بتواند احساسهاي خود را مورد بررسي قرار
داده و از وجود آنها آگاه شود. در نهايت همسر مراجع نيز به
اين جلسه ها پيوست و اين نكته را مورد تاييد قرار داد كه
از وقتي كه مراجع بررسي و تجربه كردن احساس هايش را شروع
كرده، توانسته ارتباط خوبي با همسرش و ديگران برقرار كند و
سطح تحمل او در برابر صداهاي بيروني افزايش يافته است".
پرستار جواني از سه بچه خانواده اي كه پدر و مادرشان به
مسافرت رفته بودند، نگهداري مي كرد. مادر بزرگ بچه ها كه
اخيراً شوهرش را از دست داده بود، نيز همراه بچه ها
زندگي مي كرد . والدين بچه ها به پرستار جوان گفته بودند
كه مادر بزرگ در فاز افسردگي بيماري مانيك - دپرسيو قرار
دارد. در دو روز اول كار، پرستار متوجه شد كه مادر بزرگ با
امتناع از غذاخوردن و حرف زدن مكرر درباره بدبختي هاي خود،
و خودخوري مداوم، تلاش مي كند خانواده را كنترل كند. وي
بسيار ضعيف و ناتوان شده و اعضاي خانواده در مورد او احساس
گناه مي كردند و به هيچ روشي نمي توانستند شرايط
آرامش و خوشحالي او را فراهم سازند. چون پرستار با اصول
رفتاري و فنون واقعيت درماني آشنا بود و نيز با توجه به
فضاي طاقت فرسا و غيرقابل تحمل حاكم برخانواده، پرستارجوان
به بچه ها نشان دادكه چگونه با تقويت كردن رفتار مادر بزرگ
موجب تداوم اين رفتارها مي شوند. بنابراين به بچه ها آموزش
داد كه هر وقت مادر بزرگ غُر مي زند و شكوه مي كند و يا از
خوردن غذا امتناع مي كند، به او توجه نكنند، برعكس زماني
كه مادر بزرگ به چيزي غير از خودش توجه مي كند، در كنار او
بنشينند و با او حرف بزنند و محبت نشان دهند. همزمان
پرستار به مادر بزرگ خاطر نشان كرد كه تنها به فكر خودش
است و با رفتارهاي خود تمام اعضاي خانواده را كلافه كرده
است. او به مادر بزرگ گوشزد كرد كه بي حوصلگي و غذا نخوردن
او را تحمل نخواهد كرد. اين موضوع را محكم ولي با مهرباني
گفت. پس از يك هفته مادر بزرگ حرف هاي خود را با هر كسي كه
گوش مي كرد، در ميان مي گذاشت، با همسايه ها پياده روي مي
كرد، روزنامه و كتاب مي خواند و خوب غذا مي خورد. او به
شدت در جستجوي محبت بود و احساس ارزشمندي مي كرد، با اين
تفاوت كه يادگرفته بود از طريق رفتارهاي مثبت توجه دريافت
كند.
كارمند شركتي به دنبال دريافت اخطار از شركت مبني بر بيكار
شدنش، به يك مشاور كاريابي ارجاع شده بود. او مدام درباره
ترس از پيدا نكردن كار جديد، ناتواني درتامين مخارج
خانواده و پرداخت هزينه هاي خانه حرف مي زد. اين كارمند
علايم اضطراب را به شكل ناتواني در تمركز حواس، خوابيدن و
خوردن و تحريك پذيري در ارتباط با خانواده و دوستان بروز
مي داد. اين حادثه بدترين اتفاقي بود كه براي وي رخ داده
بود؛ و نمي توانست بفهمد كه چرا اين همه آدم كار خود را از
دست داده اند و چگونه اين اتفاق براي او رخ داده است. وي
بارها و بارها عملكرد شغلي خود را توصيف مي كرد و سعي
مي نمود خطايي را كه ممكن است مرتكب شده و به اين شكست
انجاميده است، پيدا كند. مشاور كاريابي متوجه شد كه او بيش
از حد روي احساس هاي خود متمركز شده و خودش را سرزنش مي
كند. لذا تصميم گرفت با استفاده از درمان عقلاني- عاطفي به
بازسازي شناختي بپردازد. پس از چند جلسه بازسازي شناختي و
انجام تكاليف خانگي، كارمند مذكور توانست برخي از افكار
معيوب خود را تغيير دهد. حالا ديگر به خاطر مسايل و مشكلات
اقتصادي كشور، خود را سرزنش نمي كرد و خود را آدم بي كفايت
و معيوبي نمي دانست و مي توانست ترس و نگراني هاي خودش
را درك كرده و گام هاي فعالي جهت آماده سازي سوابق شغلي و
ارسال آن به مراكز مختلف بردارد و در جلسه هاي كاريابي نيز
شركت مي نمود.
مثال هاي فوق نشان مي دهند كه: (1)افراد مختلف در حوزه هاي
متفاوتي احتياج به كمك دارند (2) وقتي مشاوران راهبردهاي
خود را با نيازهاي مراجعان هماهنگ مي كنند در مقايسه با
زماني كه از يك راهبرد خاص در همه موقعيت ها استفاده مي
كنند، احتمال موفقيت شان بيشتر است و (3)گاهي راهبردهاي
مؤثّر نسبتا ساده هستند و افرادي كه آموزش تخصصي طولاني
مدت نديده اند، نيز مي توانند از آنها استفاده كنند.
دو مرحله مشاوره
اصطلاح مشاوره آن گونه كه در اين كتاب به كار رفته، شامل
شكل هاي حرفه اي، نيمه حرفه اي و غير حرفه اي ياري رساني
مي شود. اصطلاح مشاور و ياور و همچنين اصطلاح هاي مراجع
و مددجو به طور مترادف به كار برده مي شوند.
بسياري از مردم مشاوره را آميزه اي از علم و هنر مي دانند.
مشاوره نوعي هنر است براي اينكه شخصيت، ارزش ها و رفتار
مشاور (در كنار دانش و مهارت هاي او ) از جمله متغيرهاي
ذهني هستند كه بر فرايند مشاوره تاثير مي گذارند و تعريف و
سنجش آنها دشوار است. از طرف ديگر مشاوره علمي است كه در
آن دانش ما درباره رفتار انسان و برخي راهبردهاي مشاوره اي
در قالب نظام هاي مشاوره اي عيني، قابل سنجش و سازمان
يافته، تركيب مي شوند. شرايط متغير مشاوره و درمان ايجاب
مي كند كه در كاربرد و ارزيابي راهبردهاي مشاوره اي از
رويكرد علمي استفاده شود. امروزه بيش از گذشته از مشاوران
خواسته مي شود كه با ارزيابي اينكه آيا مشكل مطرح شده
برطرف شده يا نه، علايم بيماري كاهش يافته يا خير و نيز با
ارزيابي رضايت مراجع، نتايج مشاوره خود را به طور مستند،
مورد ارزشيابي قرار دهند. اين نوع سنجش، نياز به مدل علمي
معتبر دارد. به هرحال هنوز هم مي توان مشاوره را به عنوان
فرايندي مشتمل بر دو مرحله هم پوش در نظرگرفت : مرحله اول
بيشتر جنبه هنري و مرحله دوم بيشتر جنبه علمي دارد. سبك
گفتار مشاور شايد هنري باشد كه در سرتاسر رابطه مشاوره اي
به كار گرفته مي شود. مرحله اول فرايند مشاوره بر ايجاد
رابطه حسنه و اعتماد بين مشاور و مراجع تمركز دارد. در اين
مرحله مشاور براي بيرون كشيدن اطلاعات وكشف احساسهاي بيشتر
و مناسب تر، به خود فاش سازي مراجع كمك مي كند. اين
اكتشاف، مشاور و مراجع را قادر مي سازد تا بر روي نيازها و
مسايل مطرح شده مراجع متمركز شوند و با توافق همديگر
اهدافي را براي رابطه مشاوره اي مشخص كنند و به اين ترتيب
جهت رابطه مشاوره اي را تعيين كنند.
مهارت هاي ايجاد رابطه رو در رو، مهارت هاي اساسي هستند كه
مي توان در برقراري ارتباط با افراد ديگر در خانه، مدرسه،
محل كار و اجتماع نيز از آنها استفاده كرد. اين مهارت هاي
ارتباطي توسط نظريه پردازاني مانند كاركوف
(1967،1969،1971،1983،1986)؛ اگان (1994)؛ گوردون(1970)؛
كيگان(1980،1984)؛ ايوي(1994)؛ ايوي و آتيير (1978) ؛ ايوي
و ايوي(1990)؛ ايوي و سميك -مورگان(1993)؛ سو، ايوي و
پترسون(1996) و ساير كساني كه بر اساس نظريه بنيادي مراجع
-محوري راجرز (فصل 5) نظام هايي براي آموزش مشاوران ارايه
كرده اند، شناسايي و تعريف شده است. اين مهارتها شامل گوش
دادن2 ، توجه كردن، دريافت كردن و پاسخ دهي به
عنوان مؤلفه هاي اصلي ارتباط است و بررسي، روشن سازي و
ارزيابي مشكلات مراجع را ممكن مي سازند.
پس از آنكه رابطه مشاوره اي خوب، كه ارزيابي دقيق مشكل را
ممكن مي سازد، به وجود آمد، مرحله دوم فرايند مشاوره شروع
مي شود. اين مرحله شامل طرح ريزي، اجرا و ارزشيابي
راهبردها است كه به ختم رابطه و پي گيري منتهي مي شود. به
طور معمول مرحله دوم فرايند مشاوره، حوزه كار مشاوران حرفه
اي است. با اين وجود برخي از كاركنان نيمه حرفه اي خدمات
انساني نيز بدان مي پردازند. اگرچه ياوران غير حرفه اي
معمولاً در اين مرحله از ياوري درگير نمي شوند، با اين حال
به منظور شناخت و استفاده مناسب از منابع و امكانات خدمات
انساني، لازم است از دانش مقدماتي در زمينه نظريه ها و
كاربرد راهبردهاي مشاوره اي در روابط ياورانه حرفه اي و
نيمه حرفه اي برخوردار باشند. موفقيت و اثربخشي مرحله دوم
فرايند مشاوره كاملاً به اثربخشي مهارت هاي ارتباطي در
ايجاد رابطه ياورانه مثبت در مرحله اول بستگي دارد.
مدل مشاوره روابط انساني
اين كتاب براساس مدل مشاوره روابط انساني استوار است.
خاستگاه اين مدل ديدگاه هاي نظري اساسي است كه در فصل پنج
توصيف شده است. مدل مشاوره روابط انساني بر رابطه ياورانه
مراجع محور و مبتني بر رويكرد مساله گشايي تاكيد دارد كه
در آن تغييرهاي رفتاري و كنشي (پيامدها ) از يك يا دو عامل
زير ناشي مي شود (1)كاوش و آگاهي مراجع از احساس ها، افكار
و اعمال خود؛ (2)درك مراجع از متغيرهاي محيطي و سيستمي
تاثيرگذار و تصميم گيري جهت تغيير اين متغيرها. در اين مدل
راهبردهاي شناختي، رفتاري، و عاطفي به طور مجزا يا همزمان،
متناسب با شرايط به كار برده مي شوند. برخي از راهبردهاي
مدل مشاوره روابط انساني تلفيقي از جنبه هاي مختلف چند
نظريه مشاوره اي است .
فرض ها و تلويحات مدل مشاوره روابط انساني
فرض هاي نظري مدل مشاوره روابط انساني، نشان دهنده تاثير
رويكرد هاي رفتاري و هستي گرا بر اين مدل است. فرض هاي
اساسي مدل مشاوره روابط انساني عبارتند از :
1)
انسان ها مسئول و قادر به تصميم گيري در مورد خودشان
هستند.
2)
افراد تا حدودي به وسيله محيطشان كنترل مي شوند. با اين
همه، انسان ها بيش از آنچه تصور مي كنند، مي توانند مسير
زندگي خود را تعيين كنند. انسان هميشه از قدرت انتخاب
برخوردار است، حتي اگر عوامل محيطي و ارثي انتخاب هاي او
را محدود كرده باشند.
3)
همه رفتارهاي انسان هدفمند هستند. انسان پيوسته درجهت
ارضاي نيازهاي خود از نيازهاي فيزيولوژيكي پايه تا نياز
هاي خود شكوفايي انتزاعي (نيازهاي رواني، اجتماعي و زيبا
شناختي )تلاش مي كند.
4)
افراد دوست دارند خودشان را بهتر حس كنند و هميشه نياز
دارند در مورد ارزشمندي خود از افراد مهم تاييد مثبت
بگيرند. آنها مي خواهند بين رفتار و احساس هايشان هماهنگي
باشد و از ناهمخواني بين واقعيت هاي دروني و
بيروني بكاهند.
5)
انسان قادر به يادگيري رفتارهاي جديد و يادگيري زدايي
(خاموشي ) رفتارهاي موجود است. انسان تحت تاثير
پيامدهاي دروني و بيروني رفتارهاي خود كه در نقش تقويت
كننده عمل مي كنند، قرار دارد. انسان براي رسيدن به تقويت
كننده هاي معنا دار و هماهنگ با نظام ارزشي و باورهاي
شخصي خود تلاش مي كند.
6)
مسايل و مشكلات افراد از كارهاي ناتمام (تعارض هاي حل
نشده) آنان كه ريشه در گذشته دارد، ناشي مي شوند. اگرچه
كاوش و بررسي هاي علت شناختي ممكن است در برخي موارد مفيد
باشد، اكثر مسايل انسان را مي توان با تاكيد بر"اينجا و
اكنون" يعني انتخاب هايي كه فرد در لحظه حاضر انجام مي
دهد، حل و فصل كرد. همچنين ممكن است مسايل انسان از
ناهماهنگي بين ادراكات دروني و بيروني او در لحظه حاضر،
يعني از ناهمخواني بين تجربه واقعي و ادراك فرد از اين
تجربه ناشي شود.
7)
بسياري از مشكلاتي كه امروزه انسان ها تجربه مي كنند،
اجتماعي يا سيستمي هستند تا بين فردي يا درون فردي. مسايلي
مانند فقر، محروميت، تبعيض جنسي، نژادي، قومي، مي تواند به
بروز مشكلات رواني- اجتماعي منجر شود. در نتيجه افراد مي
توانند ياد بگيرند تا تغييرهايي در سيستم به وجود آورند.
تمرين 1.1:هفت
فرض فوق را مجددا مرور كنيد. با كدام يك از اين فرض ها
موافق، كاملاً موافق، مخالف و كاملا مخالف هستيد؟ چقدر مي
خواهيد اين فرض ها را تغيير دهيد؟ چه چيز ديگري مي توانيد
به آنها اضافه كنيد؟ به نظر شما پذيرش كدام يك از اين فرض
ها دشوارتر است؟ و چگونه اين امر مي تواند بر كار شما با
افراد ديگر تاثير بگذارد؟ پس از آنكه همه اعضاي گروه اظهار
نظركردند، ببينيد كدام يك از آنها با نظر شما موافق يا
مخالف هستند؟ در صورت تمايل مي توانيد در گروه ها ي كوچك
اين فرض ها را مورد بررسي قرار دهيد. به گروه هاي كاملاً
موافق، موافق، كاملاً مخالف و مخالف تقسيم شويد و سپس به
منظور بحث درباره شباهت ها و تفاوت هاي كشف شده، دور هم
جمع شويد.
مدل مشاوره روابط انساني بر تعيين مشترك اهداف و راهبردهاي
مداخله اي توسط مشاور و مراجع تاكيد مي كند، كه موفقيت شان
در نهايت برحسب تغييرهاي رفتاري قابل مشاهده ايجاد شده در
مراجع، قابل ارزيابي است. اين مدل رويكردي التقاطي
دارد و براي ايجاد تغيير در مراجع از فنون و راهبردهاي
مختلف استفاده مي كند. با وجود اين عامل اصلي تغيير را
ايجاد و حفظ رابطه گرم و همدلانه مي داند.
مدل مشاوره روابط انساني مشاوران را ترغيب مي كند تا در
مورد سيستم هايي كه مراجع در آن زندگي و كار مي كند،
اطلاعات جامعي به دست آورند. همچنين مدل مذكور مشاوران را
تشويق مي كند تا از فنون، راهبردها و رويكرد هاي مختلف،
جهت بررسي حوزه هاي بيشتري از نگراني هاي يك مراجع خاص
در حيطه هاي شناختي، عاطفي و رفتاري استفاده كنند. اهداف
مشاوره عبارت است از: يكپارچه ساختن سه حيطه شناختي، عاطفي
و رفتاري؛ كمك به مراجع در كسب آگاهي و بينش هيجاني و
شناختي نسبت به مسئوليت ها و انتخاب هاي خود وكمك به مراجع
درتبديل اين آگاهي به عمل. زماني كه مراجع بتواند مسئوليت
احساس ها، افكار و اعمال خود را بپذيرد و ناهماهنگي بين
آنها را كاهش دهد، مي تواند خود و جهان پيرامونش را بهتر
درك كرده و انتخاب هايي انجام دهند كه نشان دهنده يكپارچگي
متغيرهاي دروني و بيروني است. در نتيجه مراجع خواهد توانست
در نظام ارتباطي خود به طور فعال عمل كند، نه به طور
واكنشي. همان طور كه پيشتر نيز اشاره شد، گذشته از مدت
زماني كه مؤسسه و ساختار درمان در اختيار مشاور و مراجع مي
گذارد، رابطه ياورانه پايه و اساس فرايند مشاوره محسوب مي
شود. رابطه ياورانه بر فرايند ارتباط كلامي و
غيركلامي استوار است، نه بر محتواي ارتباط. تا
زماني كه رابطه ياورانه مؤثّري كه بتواند درك، مهرباني و
بردباري مشاور را به مراجع انتقال دهد، ايجاد نشده باشد،
فضاي امن و مطمئني كه انعطاف پذيري در انتخاب و به كارگيري
راهبردها را ممكن مي سازد، ايجاد نخواهد شد.
راهبردها در مقايسه با رابطه مشاوره اي در درجه دوم اهميت
قرار مي گيرند. در حقيقت مطالعه هاي پژوهشي نشان مي دهند
كه در فرايند مشاوره متغيرهاي مربوط به مشاور و مراجع،
بسيار مهم تر از متغير تكنيك مي باشند (متغيرهاي مربوط به
مراجع ومشاور در فصل دوم بررسي شده است ). چنانچه رابطه
استوار و قابل اعتماد بين مراجع و مشاور ايجاد شده باشد،
حتي اگر يك راهبرد خاص مؤثّر واقع نشود، هيچ گونه تاثير
منفي بر فرايند مشاوره نخواهد گذاشت. براي مثال اگر رابطه
توام با اعتماد با مراجع برقرار كنيد و از او بخواهيد كه
به صورت تجسمي گفتگويي با مادرش انجام دهد (يك تكنيك
گشتالتي ر.ك فصل 5)، (يعني به منظور آگاه شدن از احساس هاي
مثبت و منفي خود نسبت به مادرش، به طور همزمان نقش خود و
مادرش را بازي كند ) و مراجع در انجام اين كار شكست
بخورد، ديگر فكر نخواهد كرد كه شما ديوانه ايد يا در اجراي
اين راهبرد ناتوان و بي كفايت هستيد. اگر مراجع به شما
اعتماد داشته باشد و احترام بگذارد، همراه با شما به بررسي
ادامه داده و راهبردهاي مفيدتري پيدا مي كند. اين نوع
رابطه مشاوره اي، دوسويه (متقابل ) است. مشاور در اين
رابطه، هم سطح مراجع در نظر گرفته مي شود، نه فردي متخصص
يا شفابخش. هم سطح از اين نظركه فاصله اجتماعي بين مشاور و
مراجع حداقل است و مسئوليت آنچه در فرايند مشاوره رخ مي
دهد، بر عهده هر دو طرف است و مشاور و مراجع براي رسيدن به
اهداف تعيين شده، با همديگر همكاري مي كنند. با اين حال،
مشاور بايد به مراجع نشان دهدكه در زمينه رفتار انسان،
دانش دارد و از مهارت هايي جهت كمك به مراجع در تغيير
رفتارهايش برخوردار است. به عبارتي ديگر مشاور بايد تخصص و
توانايي خود را به مراجع نشان دهد. رابطه ياورانه به
افزايش خودشناسي و خود كاوي مراجع كمك مي كند، ولي اطمينان
و حمايت كاذب فراهم نمي سازد. به بياني دقيق تر، رابطه
مشاوره اي رابطه اي صادقانه و صريح است و فرصتي فراهم
مي سازد تا مراجع نگراني ها و ناراحتي هاي خود را بيان
كند. رو راستي و صداقت، مشاوران را قادرمي سازد تا
ناراحتي هاي خود و مراجعان را بپذيرند، بدون اينكه با
اطمينان بخشي كاذب، و اجتناب كردن، آن را پنهان سازند.
تلويحات مهم مدل مشاوره روابط انساني براي مشاوران عبارتند
از :
1)
مهارت هاي ارتباطي را پايه و اساس روابط انساني مي داند.
2)
معتقد است همه مشاوران در هر نوع رابطه ياورانه مي توانند
مهارت هاي ارتباطي همدلانه را ياد بگيرند.
3)
انعطاف پذيري و تنوع گرايي را ترغيب مي كند. بدين ترتيب كه
مشاوران مي توانند انواع گوناگون راهبردهاي مداخله اي
مؤثّر را ياد بگيرند .
4)
انواع گوناگوني از رويكرد ها و راهبردهاي مؤثّر را شناسايي
و با همديگر تلفيق مي كند.
5)
انعطاف پذيري و تنوع گرايي را كه لازمه رفع نيازهاي جوامع
چند فرهنگي ناهمگون مي باشد، فراهم مي سازد.
6)
زمينه برخورد كوتاه مدت و عملي با احساس ها، افكار و
رفتارهاي مراجعان را فراهم مي سازد.
7)
بيشتر برجنبه هاي مثبت زندگي مراجع تاكيد مي نمايد تا بر
جنبه هاي منفي آن. (يعني بر جنبه هايي كه فرد مي تواند
آنها را تغيير دهد نه جنبه هايي كه فرد هيچ كنترلي بر آنها
ندارد. )
8)
به مراجع كمك مي كند تا فعالانه مسئوليت زندگي و تصميم هاي
خود را بپذيرد.
ابعاد مدل
مدل مشاوره روابط انساني شامل سه بعد يكپارچه است :
مراحل ، مهارت ها و موضوعات (شكل 2-1).ترسيم طرح
كلي مدل مشاوره اي به شكل نموداري، مستلزم برخي صورت بندي
ها و سازمان دهي هايي است كه به ظاهر انعطاف ناپذير و
اختياري است. با اين همه، اين ديدگاه چند بعدي براي مفهوم
سازي آنچه در يك مشاوره مؤثّر رخ مي دهد و اجزاء تشكيل
دهنده رابطه ياورانه مؤثّر، سودمند است. اين ديدگاه چند
بعدي، چارچوب مفيدي براي آموزش در زمينه مشاوره و كسب
مهارت هاي لازم فراهم مي سازد. بديهي است كه هر مشاوري اين
مدل مفهومي را به نحوي تغيير و بازسازي خواهد كرد تا برايش
مؤثّرتر باشد .
بعد اول
بعد اول مدل
مشاوره شامل دو مرحله فرايند مشاوره است كه توصيف آن گذشت.
اين دو مرحله شامل گام هاي زير مي باشد:
1)
رابطه
(ايجاد رابطه حسنه، اعتماد، همدلي و صداقت)
الف) شروع
ب) شناسايي و روشن سازي مشكل مطرح شده
ج ) رسيدن به توافق در مورد ساختار درمان و عقد قرارداد
د) بررسي عميق و همه جانبه مشكل
و) تعيين اهداف احتمالي رابطه مشاوره اي
2)
راهبردها (كاربرد )
الف) پذيرش متقابل اهداف تعيين شده براي رابطه مشاوره اي
ب) طرح ريزي راهبردها
ج ) به كار گيري راهبردها
د ) ارزيابي راهبردها
و ) اختتام
ه ) پي گيري
كتاب حاضر، ايجاد رابطه گرم و توام با اعتماد بين مشاور و
مراجع را پايه و اساس هر نوع راهبرد يا رويكرد مشاوره اي و
شرط لازم براي موفقيت فرايند مشاوره مي داند. طبيعي است كه
اين رابطه متاثّر از ديدگاه نظري فرد، نسبت به انسان، جهان
و رفتار است. اگرچه ايجاد رابطه به عنوان يك فرايند مستلزم
زمان است، يك مشاور ماهر مي تواند اين فرايند را به گونه
اي هدايت كند كه بتواند در يك دوره زماني كوتاه به مراجع
كمك كند. اين امر در ارايه خدمات كوتاه مدت متمركز بر
مشكل، حايز اهميت است.
ايجاد رابطه با اولين تماس بين مشاور و مراجع شروع مي شود.
مشاور فضايي فراهم مي سازد، تا مراجع مسايل و نگراني هاي
خود را مورد بررسي وكاوش قرار داده و مسايل و نگراني هاي
زيربنايي وآشكار خود را بشناسد. سپس مراجع مي كوشد اين
نگراني ها و پيامدهاي آن را در زندگي خود درك كند و به
منظور تسهيل فرايند خودكاوي و خودآگاهي و انتخاب راهبرد
مناسب، نيازها و انتظارهاي خود را از رابطه مشاوره اي،
روشن كند. موفقيت در ايجاد رابطه ياورانه، جهت تعيين مشترك
اهداف مناسب، بسيار اساسي است.
پس از آنكه مشاور و مراجع به طور مشترك و متقابل هدف هايي
را براي رابطه مشاوره اي تعيين كردند، مشاور همه
راهبردهاي مؤثّر در دسترس(يا روش هاي مشاوره كارآمد) را
مرور مي كند و مؤثّرترين راهبرد را انتخاب و دليل و منطق
خود را براي انتخاب آن راهبرد خاص، به مراجع توضيح مي دهد.
همچنين پيامدها و نتايج احتمالي هر راهبرد را مورد بررسي
قرار مي دهد.
پس از توافق در مورد شيوه كار، مشاور، راهبرد انتخاب شده
را به كار مي گيرد و از اين آمادگي و انعطاف پذيري
برخوردار است كه متناسب با نيازهاي مراجع، روش هاي خود را
تغيير و تعديل نمايد. اثر بخشي راهبرد انتخاب شده، بايد به
طور مداوم مورد ارزيابي قرار
گيرد.

شكل 2-1 : مدل ابعادي مشاوره
به طور مطلوب اختتام رابطه (پايان دادن به فرايند مشاوره )
هنگامي صورت مي گيرد كه نتايج و اهداف تعيين شده توسط
مراجع و مشاور، حاصل شده باشند. با اين حال امروزه مشاوران
از همان جلسه نخست مشخص مي كنند كه چند جلسه با هم كار
خواهند كرد. در نتيجه،
زمان ختم رابطه در همان جلسه نخست مشخص مي شود. پس از ختم
رابطه، مشاور بايد به طور رسمي يا غير رسمي، پيشرفت مراجع
را پي گيري كند. نتيجه اين پي گيري ممكن است به كفايت
و ختم كامل فرايند مشاوره، تصميم گيري جهت تشكيل جلسه هاي
تقويتي و يا تصميم گيري براي كار روي مجموعه ي ديگري از
اهداف و رفتارها منجر شود.
وارد (1984) سه كاركرد مهم فرايند اختتام را در موقعيت
هايي كه زمان، امكان تعيين روند پيشرفت و پايان فرايند
مشاوره را به مشاور و مراجع مي دهد، توضيح داده است:
(1)ارزيابي آمادگي مراجع براي پايان دادن به رابطه،
(2)پيدا كردن روش مناسب براي پايان دادن به رابطه
و(3)افزايش خوداتكايي و اعتماد به نفس مراجع جهت حفظ و
نگهداري تغييرهاي ايجاد شده، پس از پايان رابطه مشاوره اي.
مفهوم اختتام موفقيت آميز آن است كه مراجع مهارت هاي
ارتباطي و مساله گشايي را كه در جريان فرايند مشاوره كسب
كرده است، در روابط و مشكلات آينده خود به كار خواهد گرفت.
بنابراين اختتام رابطه، به اندازه ايجاد رابطه مهم است.
متاسفانه گاهي اوقات فشارهاي ناشي از محدوديت زمان، موجب
مي شود كه مشاوران توجه كافي به فرايند مهم ختم رابطه،
نشان ندهند.
بعد دوم
بعد دوم مدل مشاوره روابط انساني شامل مهارت هاي ارتباطي
است: مهارت هايي مانند گوش دادن به پيام هاي كلامي، دريافت
پيام هاي غير كلامي و پاسخ دهي به پيام هاي كلامي و غير
كلامي. پيام هاي كلامي به محتواي شناختي و عاطفي آشكار و
زيربنايي اظهارات مراجع اطلاق مي شود. درك محتواي آشكار و
ضمني پيام
، در مقايسه با درك احساس هاي بيان شده از طرف مراجع، از
اهميت كمتري برخوردار است. پيام هاي غير كلامي به وسيله
زبان بدن (حركات بدن، حالت چهره، و تماس چشمي )، تن صدا،
بيان چهره اي و ساير نشانه هاي همراه پيام كلامي، ابراز مي
شوند. مشاوران بايد ناهمخواني هاي بين پيام هاي كلامي و
غير كلامي را شناسايي كرده و مراجعان را از اين ناهماهنگي
آگاه سازند. منظور از پاسخ دهي واكنش بي واسطه، صادقانه،
عيني و همدلانه5 به پيام هاي كلامي و غير كلامي
مراجع است. معاني آشكار و ضمني پيام ها و ارتباط و
ناهمخواني بين آنها، پاسخ هاي مناسب را تعيين
مي كنند .
براي اثربخشي و موفقيت دو مرحله مشاوره، كه بعد اول مدل را
تشكيل مي دهند، مهارت هاي ارتباطي ذكر شده ضروري است. مدل
مشاوره روابط انساني، بر هماهنگي و همخواني بين پيام هاي
كلامي و غير كلامي مشاور تاكيد مي كند. همچنين اين مدل، بر
توانايي مشاور در پاسخ دهي به مراجع، از طريق روشن سازي
احساس ها و افكار زيربنايي مراجع به گونه اي كه بر
خودآگاهي او بيافزايد، تاكيد مي كند.
مشاوران با ارتقاي مهارت هاي ارتباطي خود، خودآگاهي شان را
نيز افزايش مي دهند. وقتي مشاوران ياد مي گيرند
تا از احساسهاي شهودي خود به عنوان رهنمودي براي درك پيام
هاي ديگران استفاده كنند، مهارت هاي مشاوره اي آنان نيز
بهبود مي يابد. مشاور بايد با طرح سوال هايي مانند: "اين
شخص واقعا چه چيزي مي خواهد براي من بيان كند ؟"و
""احساس واقعي او چيست ؟"، پيام هاي آشكار مراجع را به طور
مستمر رمزگشايي كرده و درك و فهم خود را از احساس ها و
پيام مراجع، به وي انتقال دهد.
بعد سوم
بعد سوم مدل مشاوره روابط انساني، موضوعاتي مانند ارزش ها
و مسايل شناختي را در بر مي گيرد، كه بر دو بعد ديگر تاثير
مي گذارند. اين موضوعات نه تنها مسايلي همچون نحوه ارتباط
فرد با ديگران و محيط اطرافش را در بر مي گيرد، بلكه شامل
مسايلي مانند جنسيت گرايي(تبعيض جنسي)، نژادپرستي، ديگر
جنس خواهي، سن گرايي و فقر نيز مي شود. علاوه براين،
بعد سوم مدل مشاوره، شامل موضوعاتي مانند اخلاق
حرفه اي، آموزش و كار ورزي و ارزش ها و نگرش هاي شخصي
مشاور مي شود. موضوعات كلي، بر هر دو مرحله مشاوره تاثير
مي گذارند. بنابراين مشاوران مي توانند با شناسايي و روشن
سازي اين مسايل، رابطه ياورانه اي ايجاد كنند كه اين مسايل
نتوانند مانع فرايند مشاوره اي شوند. مهارت هاي گوش دادن
فعال فنون مؤثّري براي كشف و بررسي اين موضوعات محسوب مي
شوند.
براي تصريح و روشن سازي ارزش ها، هم مراجع و هم مشاور بايد
مسئوليت نگرش ها، باورها و ارزش هاي خود را بپذيرند. براي
مثال مشاوري كه به يك مراجع خانم مي گويد تا وقتي كه
فرزندش به مدرسه مي رود بايد فكر رفتن به سر كار را از سرش
بيرون كند، در حقيقت به ارزش هاي جنسيت گرايانه خود اجازه
مي دهد كه فرايند مشاوره را تحريف يا مختل كند. اگر مشاور
از سوگيري هاي خودش آگاه نباشد، ممكن است به مراجع آسيب
جدي بزند. با اين حال اگر مشاور نسبت به سوگيري هاي خود،
آگاهي داشته باشد، كمتر احتمال دارد كه آنها را به مراجعان
تحميل كند. پژوهش ها نشان داده اند كه مشاوران خواسته يا
ناخواسته، ارزش هاي خود را به مراجعان انتقال مي دهند.
پذيرش ارزش هاي فردي و آگاهي داشتن نسبت به اين ارزش ها
موجب مي شود كه مشاوران از تحميل ارزش هاي خود به ديگران
خودداري كنند.
تمرين 1.2
: با كمك دوست خود يا در يك گروه كوچك، بررسي كنيد كه
كاركردن با مراجعان زير به عنوان يك مشاور، چه احساس ها و
افكاري در شما ايجاد مي كند؟
1)
دختر 14 ساله اي كه مي خواهد بدون اطلاع والدينش عمل
كورتاژ انجام دهد.
2)
مرد متاهلي كه چند بار رابطه جنسي خارج از روابط زناشويي
داشته است.
3)
مرد جوان 26 ساله اي كه نزد والدينش زندگي مي كند و از
رفتن به سركار و پذيرش مسئوليت، خودداري مي كند .
4)
مادر جواني كه اخيراً از همسرش طلاق گرفته است مي خواهد
دوست پسر معتادش را پيش بچه هاي خردسالش بياورد تا به
بهبودي او كمك كند.
چقدر احتمال دارد كه افكار و احساس هاي واقعي شما بر
فرايند مشاوره تاثير بگذارد؟ چه چيزهايي مي خواهيد بگوييد
يا انجام دهيد؟ چه تفاوت هايي ميان اعضاي گروه تان وجود
دارد و نظرتان در مورد اين تفاوت ها چيست؟ چه چيزي در مورد
خودتان و ديگران آموختيد؟
برخي از موضوعات رايجي كه بر فرايند مشاوره تاثير مي
گذارند عبارتند از: چگونگي كمك به مراجعان بي انگيزه / يا
خطرآفرين، چگونگي كمك به افرادي كه دوستشان نداريم، چگونگي
برخورد با مسايلي مانند رضايت آگاهانه، راز داري و سو
استفاده از قدرت. همچنين مسئوليتي كه مشاوران در قبال
مؤسسه هاي خدمات رساني دارند، ممكن است به تعارض اخلاقي،
مانند نگه داشتن بيش از حد نياز مراجعان در موسسه به منظور
بالابردن آمار، و يا تلاش غير واقع بينانه جهت ارايه خدمات
فشرده در يك دوره زماني محدود منجر شود. سوالي كه در اين
جا مطرح مي شود اين است : نياز چه كسي در اولويت است؟
مشاور، مراجع، شركت هاي بيمه يا موسسه درماني.
مدل مشاوره روابط انساني در سرتاسر اين كتاب مورد بحث قرار
مي گيرد. در فصل 2 به بررسي روابط ياورانه مؤثّر خواهيم
پرداخت. در فصل 3 فنون ارتباطي مؤثّر بررسي مي شود. در فصل
4 مرحله ايجاد رابطه، مورد بررسي عميق و همه جانبه قرار مي
گيرد. در فصل 5 رويكردهاي نظري مهم مرتبط با راهبردهاي
توصيف شده در فصل 6 را مرور خواهيم كرد. در فصل 7 به كار
گيري راهبردها را مورد بررسي قرار خواهيم داد. در فصل 8
ضمن معرفي نظريه بحران، روش هاي مداخله در بحران را مورد
بررسي قرار مي دهيم. در فصل 9
موضوعات مؤثّر در فرايند
مشاوره را مرور كرده و يك جمع بندي نهايي از كل مدل مشاوره
روابط انساني ارايه خواهيم داد.
تمرين هاي عملي و موردهاي باليني ارايه شده در اين فصل ها
فرصتي براي شما فراهم مي سازد تا دانش نظري و مهارت عملي
خود را به كار بگيريد. اين تمرين ها جهت موقعيت هاي گروهي
تحت نظارت مربي، طراحي شده اند.
خلاصه
هدف اين كتاب ارايه مقدمه اي اساسي بر دانش و مهارت هاي
ضروري براي ايجاد رابطه ياورانه مؤثّر است. كاركنان حرفه
اي، نيمه حرفه اي و غير حرفه اي خدمات انساني براي ايجاد و
حفظ روابط بين فردي مؤثّر و رضايت بخش، به سطوح متفاوتي
از مهارت و دانش نياز دارند. اين فصل را با توصيف تحول ها
و تغييرهاي ايجاد شده در قلمرو حرفه هاي ياورانه آغاز
كرديم. سپس به توصيف اثرات فن آوري و تغييرهاي اجتماعي
پيچيده بر افراد و خانواده پرداختيم. اشاره شد كه آشفتگي و
سردرگمي ناشي از اين تحول ها به افزايش اضطراب و احساس
بيگانگي و نااميدي منجر شده است. از اين رو تاكيد اصلي روي
اين موضوع است كه چگونه افراد مي توانند به خود و ديگران
كمك كنند تا از طريق بهبود بخشيدن به روابط بين فردي خود،
كمتر احساس اضطراب، ناتواني و بيگانگي كنند. اگر مشاوران
بتوانند روابط بين فردي بهتري ايجاد كنند، آن وقت خواهند
توانست مهارت هاي خود را در روابط ياورانه الگو دهي كنند و
به ديگران بياموزند تا كيفيت روابط خود را بهبود بخشند.
مشاوره نوعي تعامل ياورانه و بخش مهمي از خدمات انساني
محسوب مي شود و در ايجاد رابطه ياورانه بسيار مؤثّر مي
باشد.
اشاره شد كه هدف رابطه ياورانه( مشاوره اي)، كمك به
مراجعان در دستيابي به عزت نفس بهتر و خويشتن پذيري و كسب
كنترل بر رفتار و تصميم هاي خود است. رابطه ياورانه بر
ابراز همدلي و به كارگيري راهبردهاي مناسب استوار است. از
اين رو مدل مشاوره روابط انساني متشكل از سه بعد هم سطح و
به هم پيوسته است : مراحل (رابطه و راهبردها)، مهارت ها
و موضوعات .
....
[TOP]
|