|
دکتر
ابوالحسن
نديم
دانشگاه
علوم پزشکي
تهران، دانشکده
بهداشت
Ø
تاريخ
بهداشت
عمومي را
تعريف کند
Ø
قدمت
تاريخي
بهداشت
عمومي را
بيان نمايد
Ø
تاثير
جنگ بر
فروپاشي شالوده
بهداشتي ملت
هاي مورد
تهاجم را
متذکر شود
Ø
نقش
دارالفنون
در شکل گيري
و نهادينه
شدن تشکيلات
بهداشتي کشور
را بيان کند
Ø
اولين
سازمان کشوري
در زمينه
بهداشت
عمومي را
نام ببرد
Ø
زمان
استقلال پست
هاي قرنطينه
در خليج
فارس و
اداره شدن
آن به دست
ايرانيان را
متذکر شود
Ø
نقش
انستيتو
رازي و
انستيتو
پاستور
ايران در تامين
واکسن و سرم
مورد نياز
را متذکر
شود
Ø
شخصيت
هائي که در شکل
گيري
انستيتو
رازي و
انستيتو
پاستور
ايران نقش
داشته اند
را نام ببرد
Ø
شخصيت
هاي ايراني که
در شکل گيري
و فعاليت هاي
علمي ـ
پژوهشي
انستيتو
رازي و
انستيتو پاستور
ايران نقش
اساسي ايفاء
کرده اند را
نام ببرد
تاريخچه
فعاليت هاي
دانشکده
بهداشت و
انستيتو
تحقيقات
بهداشتي را
بيان کند
واژه
هاي کليدي
تاريخچه،
بهداشت
عمومي،
دارالفنون،
انستيتو
رازي،
انستيتو
پاستور،
دانشکده
بهداشت،
قرنطينه
با
توجه به اينکه
پزشکي و
بهداشت را
نمي توان از
يکديگر جدا
نمود بنا
براين مي توان
تعريف تاريخ
پزشکي را که عبارتست
از مطالعه
وقايع و
شخصيت هاي
مرتبط با
پزشکي به
بهداشت
عمومي نيز
تعميم داده
در تاريخچه
بهداشت
عمومي نيز
به مطالعه
وقايع و
شخصيت هاي
مرتبط با
اين علم و
هنر،
پرداخت.
بهداشت
عمومي در
جهان
تاريخچه چند
هزار ساله
دارد. علاقمندان
به تاريخچه
بهداشت
عمومي در
جهاني مي توانند
به کتاب History of public health نوشته Rosen مراجعه
نمايند در کشور
ما نيز در
روزگاران
قديم
اقدامات
بهداشت عمومي
در بعضي
زمينه ها
اجرا مي شده
است، مرحوم ملک
الشعراي
بهار در يکي
از نوشته هاي
خود ياد آور
مي شودکه
طبق مدارک
تاريخي در
زمان داريوش
که ايران
لشگر کشي هاي
عمده اي
انجام مي داده
است به تمام
اردوها
دستور داده
شده بود که
شب به هر
محلي مي رسند
آب آشاميدني
براي روز
بعد تهيه کرده
و آنرا
بجوشانند و
بعد در ظرف هاي
سربازان
بريزند تا
روز بعد آب
جوشيده
بياشامند و
اين امر
براي
جلوگيري از
بيماري هاي
منتقله
بوسيله آب
بوده است.
ولي به قول يک
شاعر
روانشاد "ما،
راويان قصه هاي
رفته از
ياديم" در
حقيقت پس از
حمله اعراب
و به دنبال
آن حملات
قبايل ترک،
تاتار و
مغول شيرازه
حکومتي
سراسري به
جز در فواصل
زماني کوتاه
از هم
پاشيده شد و
حتي در زمان
حکومت هاي
قويّ مرکزي
نيز مسائلي
تحت عنوان
بهداشت
عمومي به
مفهوم نوين
آن مطرح
نبود و
عليرغم وجود
مباحث بهداشتي
در کتب طبي
نياکان،
بهداشت،
منحصر به
بهداشت فردي
و تا حدودي خانوادگي
بوده که
بيشتر بر
پايه آموزش هاي
ديني استوار
بوده است.
در
حقيقت
تاريخچه
بهداشت
عمومي نوين در
ايران را
بايد با
افتتاح
دارالفنون
توسط ميرزاتقي
خان اميرکبير
آغاز کرد. او
براي تدريس
علوم پزشکي دکتر
پولاک
اتريشي و دکتر
شليمر
هلندي را
استخدام کرد.
کتاب دکتر
پولاک تحت
عنوان "سفرنامه
دکتر پولاک
ـ ايران و
ايرانيان"
ترجمـه شده
و کتاب دکتر
شليمر تحت
عنوان "اصطلاحات
پزشکي،
داروئي و
مردم شناسي"
به زبان
فرانسه
نوشته شده
است. هر دو کتاب
شامل
اطلاعاتي در
باره بيماري
هاي بومي
رايج در
ايران و
نحوه مقابله
با آن هاست.
چندي پس از
قتل
ميرزاتقي
خان امير کبير،
دکتر کلوکه
فرانسوي که
به عنوان
طبيب در بار
استخدام شده
بود واکسيناسيون
ضد آبله را
پيشنهاد کرد.
دکتر
تولوزان
فرانسوي در
سال 1243 شمسي به
تهران آمد،
او هم طبيب
ناصرالدين
شاه و هم
استاد
دارالفنون
بود. پس از
چندي به
دنبال قحطي هاي
مکرر و
اپيدمي هاي
وبا به
پيشنهاد دکتر
تولوزان
سازماني به
نام مجلس
حفظ الصحه
شروع به کارکرد
که در حقيقت
اوّلين
سازمان کشوري
در زمينه
بهداشت
عمومي بود.
رياست عاليه
اين سازمان
با وزير
فوائد عامه
و رياست
اجرائي آن
با دکتر
تولوزان
بود. او نه
تنها مجلس
حفظ الصحه
را بنيان
گذاشت بلکه
سازمان
قرنطينه را
نيز که بعدا
در باره آن
بحث خواهد
شد تاسيس کرد
و واکسيناسيون
ضد آبله را که
قبلا توسط دکتر
کلوکه
فرانسوي
پيشنهاد و
شروع شده
بود احيا کرد.
در حقيقت در
آن زمان
وظايف اصلي
مجلس حفظ الصحه
عبارت بود
از اقدامات
قرنطينه و
واکسيناسيون
که ذيلا به
طور اختصار
به شرح
تاريخچه
فعاليت ها
در اين دو
زمينه مي پردازيم.
به
علت افزايش
مبادلات
تجاري توسط کشتي
ها و نيز
بروز اپيدمي
هاي بيماري هاي
مهمي مانند
طاعون و
وبا، مسئله
قرنطينه مورد
توجّه تمامي
کشور هاي
درگير تجارت
دريائي بين
المللي بود
و به همين
دليل يکي از
وظايف اصلي
مجلس حفظ
الصحه
برقراري
سرويس هاي
قرنطينه
بود. به
دنبال شيوع
طاعون در
سال 1255 شمسي فکر
ايجاد مراکز
قرنطينه از
طرف کشور هاي
اروپائي
مطرح گرديد
ولي دنبال
نشد تا اينکه
در مرداد 1278
شمسي اپيدمي
بسيار شديد
طاعون در منطقه
خليج فارس
حادث شد و به
دنبال آن
مقامات دولت
انگلستان
پيشنهاد
تاسيس مراکز
قرنطينه و
اجراي
مقررات آنرا
نمودند و
اقدامات خود
را در بوشهر
آغاز کردند.
اين امر با
مخالفت مردم
و روحانيون
محلّي مواجه
و عملا منجر
به بلوائي
شد ولي با
پشتيباني
مجلس حفظ
الصحه و توضيحاتي
که داده شد
انگليسي ها
به کار خود
ادامه
دادند.
در
سال 1283 شمسي در
پاريس کنفرانسي
در مورد
قرنطينه
برگزار شد و
به علت اپيدمي
هاي طاعون و
وبا در
منطقه خليج
فارس و عدم
توانائي
دولت ايران
در کنترل آن ها
قرار شد کليه
پزشکان هيئت
هاي
نمايندگي
سياسي خارجي
در ايران
نيز عضو
مجلس حفظ
الصحه باشند
و قرار شد
دولت ايران
پست قرنطينه
در جزيره
هنگام، تاسيس
کند ولي
بعدا طبق
توافقي که
بين دولت هاي
اروپائي و
اختصاصا
دولت انگليس
و دولت ايران
به عمل آمد
قرار شد در
بنادر جنوب
ايران (بندرعباس،
بوشهر،
بندرلنگه،
آبادان و
بندر جاسک)
مراکز
قرنطينه
ايجاد گردد.
مجهزترين
اين مراکز
در بوشهر
بود که در آن
زمان
مهمترين
بندر تجاري
ايران بود و اين
مرکز
مستقيما و
تماما توسط
هيات پزشکي
انگلستان
اداره مي شد
ولي حقوق و
دستمزد کارکنان
عادي را
دولت ايران
مي پرداخت
در سال 1285 شمسي
يعني سال صدور
فرمان
مشروطيت، دکتر
نليگان
انگليسي به
عنوان کفيل
رياست مجلس
حفظ الصحه
تعيين شد و
همانگونه که
بعدا خواهيم
گفت فعاليت هاي
واکسيناسيون
عمومي زير
نظر او يکبار
ديگر آغاز
شد.
در
سال 1300 شمسي پس
از کودتاي 1299
وزارت امور
خارجه ايران
از دولت
انگليس در
خواست کرد
گزارشي در
باره مراکز
قرنطينه
بنادر خليج
فارس در
اختيار دولت
ايران
بگذارد چون
در دوران
جنگ جهاني
اول دستگاه هاي
کار آن ها
عملا همه
خراب شده و
از کار
افتاده بود
و همان طور که
قبلا نيز ذکر
شد در پست هاي
قرنطينه
بنادر
بوشهر،
آبادان،
بندر عباس و
جاسک، کليه
امور بوسيله
کارکنان
انگليسي
سرپرستي مي شد
ولي به جز
پزشک کنسولگري
انگليس در
بوشهر و
دستيارانش
دستمزد
تمامي کارکنان
از محل
درآمد گمرکات
ايران
پرداخت مي شد.
در
همان سال 1300
نام مجلس
حفظ الصحه
به شوراي
عالي صحيه
تبديل شد و
بعدا اداره
صحيه عمومي
در وزارت فوائد
عامه تاسيس
شد و شوراي
عالي صحيه
عملا تعطيل
گرديد.
به
دنبال مذاکرات
طولاني با
مقامات
انگليسي
بالاخره در
تير ماه 1307
شمسي پزشکان
ايراني پست هاي
قرنطينه
بنادر را
تحويل گرفته
وکليد اداره
مرکزي نيز
به نماينده
ايران
واگذار شد و
از همان سال کلّيه
امور
قرنطينه
مستقيما زير
نظر اداره
صحيّه عمومي
دولت ايران
قرار گرفت.
همانطور
که قبلا ذکر
شد، مايه کوبي
آبله را دکترکلوکه
فرانسوي
پيشنهاد کرد.
ابتدا واکسن
براي مايه کوبي
از تاول هاي
آبله کودکان
مبتلا گرفته
مي شد و در کتاب
دکتر پولاک
شرح نسبتا کاملي
در زمينه
توصيه هاي
لازم براي
انتخابِ
دهندة مايه،
داده شده است
بعدا مايه
آبله به نوع
آبله گاوي که
در تمام
دنيا رايج
بود تبديل
شد. پس از اينکه
نليگان در 1285 کفيل
رياست مجلس
حفظ الصحه
شد فعاليت هاي
واکسيناسيون
عمومي آبله
را توسعه
داد و حتي
سعي شد که
مايه آبله
در خود
ايران تهيه
شود ولي در
آن زمان
موفقيتي در اين
زمينه حاصل
نشد و قرار
شد مايه
آبله از اروپا
فراهم شود.
تاريخچه
برنامه هاي
واکسيناسيون
به عنوان
برنامه هاي
بهداشت
عمومي در
حقيقت با
شروع به کار
انستيتو
پاستور
ايران شروع
مي شود. در
سال 1299، قبل از کودتاي
سوم اسفند، کنفرانس
صلح تشکيل
شد و
نمايندگان
ايران در
اين کنفرانس
عبارت بودند
از فروغي، لقمان
ادهم و
شاهزاده نصرت
الدوله
فيروز
هئيت
نمايندگي
ايران در
اين سفر به
ملاقات دکتر
رو (Raux)
رئيس
انستيتو
پاستور
رفتند و از
او درخواست کردندکه
شعبه اي در
ايران
افتتاح کند.
اين تقاضا
مورد قبول
واقع شد و دکتر
مسنارد (Mesnaed) به
ايران آمد.
لازم به ذکر
است که
جانشين او دکتر
گراندل بود
بعدا دکتر
ابوالقاسم
بهرامي که
مترجم
گراندل بود
به رياست
انستيتو
پاستور،
منصوب شد و کار
اصلي
انستيتو
پاستور در
اين زمان
ساخت واکسن
هاري با
نخاع آلوده
خرگوش بود که
بزودي به واکسن
فرموله ـ
فنوله مغز
برّه که
هنوز هم در
بعضي نقاط
دنيا
استفاده مي شود
تبديل شد. در
سال 1314 شمسي
توليد واکسن
آبله نيز در
انستيتو
پاستور شروع
شد.
تا
حدود سال 1324
شمسي دکتر
ابوالقاسم
بهرامي رئيس
انستيتو
پاستور بود
فعاليت هاي
انستيتو
پاستور در
اين مدت
عبارت بود
از تهيه واکسن
هاري، واکسن
حصبه و
بسياري از
مواد
آزمايشگاهي
ديگر. در
تمام اين
مدت يکي از
اعضاي
انستيتو
پاستور
فرانسه به
نام پرفسور
لوبرو
سرپرست
افتخاري
فعاليت هاي
انستيتو
پاستور
ايران مي شود
که هر دو سال
يکبار به
ايران مي آمد.
در آن سال
تصميم گرفته
مي شود که يک
فرانسوي را
به طور
دائمي به
عنوان رئيس
انستيتو
پاستور به
ايران
بفرستند و
به اين
منظور دکتر
بالتازار
به ايران
اعزام شد. او
حدود 6 ماه در
حصارک زير
نظر دکتر
دلپي کار مي کرد
و بعدا دکتر
ابوالقاسم
بهرامي به کنار
رفت و دکتر
بالتازار
جانشين او
شد يعني در
بيست و پنجمين
سال تاسيس
انستيتو
پاستور دکتر
بالتازار
رئيس و دکتر
قدسي معاون
او شد. با
آمدن دکتر
بالتازار،
دامنه
فعاليت هاي
تحقيقاتي و
توليدي
انستيتو
پاستور وسعت
پيدا کرد که
بحث مفصّل
آن از حوصله
اين نوشته
خارج است.
تاريخچه
توليد بيشتر
واکسن ها و
سرم هاي
بيماري هاي
انساني به
تاريخچه
تاسيس و
فعاليت هاي
انستيتو
رازي مربوط
مي شود وقتي
دکتر بهرامي
رئيس
انستيتو
پاستور شد
همه گيري
شديد حيواني
طاعون گاوي
اتفاق افتاد
که تلفات
وسيعي در
گاوها ايجاد
کرد. در
نوشته هاي
آن زمان اين
همه گيري
حيواني را "
گاوميري"
ناميده اند
به هر حال کنترل
اين بيماري
نيز به عهده
انستيتو
پاستور گذاشته
شد ولي در
سال 1309 شمسي
اداره کل
خلافت، دکتر
فاتح را به
فرانسه
فرستادند که
شخصي را به
|