|
فهرست
عنوان
صفحه
مقدمه
مترجم 6
قدرداني
نويسنده 7
ورود
به برزخ 9
زيرزمين
آگاهي،
اعتراف،
پذيرش 27
طبقه
اول
شناخت
الگوهاي
عشق و محبت،
اصلاح محركهاي
عاطفي،
اصلاح محركهاي
عقلاني،
اجتناب از
ناآرامي و
طغيان 49
طبقه
دوم
نااميدي،
خيانت 85
بين
طبقه دوم
و سوم
شرم،
گناه، خشم،
پشيماني،
ترس
109
طبقه
سوم
منِ
الهي،
زندگي الهي
من، جفت
الهي من،
تجربه الهي
من،
ارتباط عاطفي
ايدهآل من 149
اتاق
زير شيرواني
اعمال
روزانه
مذهبي،
تمرين
معنوي، هدف
دوران برزخ 173
واژهنامه 188
مقدمه
مترجم
به
نام خالق
عشق و هستي
چقدر
از اصل خود
دور شدهايم؟
ما
انسانها،
گاهي چنان
در ظواهر و
روزمرگيهاي
زندگي غرق
ميشويم كه
جوهر اصلي
وجود خود،
كه همانا
عشق الهي
است، را
فراموش ميكنيم.
اين كتاب،
در واقع
راهنمايي
است كه به
ما كمك ميكند
خود را بهتر
شناخته و
به اصل
خود
بازگرديم.
در اين
كتاب
سؤالاتي
مطرح ميشود
كه بايد به
آنها پاسخ
دهيد.
هنگامي كه
پاسخهاي
خود را بر
روي كاغذ
ميآوريد و
دوباره آنها
را ميخوانيد،
گاهي چنان
متعجب ميشويد
كه فكر ميكنيد
اصلاً خود
را نميشناختهايد!
سؤالات به
گونهاي
طراحي شده
است كه پس
از پاسخ به
آنها، خود
متوجه
اشكالات و
نقطه ضعفهايتان
شده و راه
برطرف كردن
آنها را
نيز مييابيد.پس
از خواندن
اين كتاب
متوجه ميشويد
اعمالي كه
از انسانها
سر ميزند
مطابق
ميزان درك
و آگاهي آنهاست
و نبايد هيچ
كس، حتي
خود را براي
انجام كاري
ملامت
كنيد.
هنگامي كه
بتوانيد خود
و ديگران
را از صميم
قلب
ببخشيد،
چنان عشقي
وجودتان را
فرا ميگيرد
كه نميتوانيد
تمام آن
را براي
خود نگاه
داريد و آن
را به
ديگران
منتقل ميسازيد.
اين
كتاب، به
آنان كه
جوياي عشق
و كمالند
ياد ميدهد
كه چگونه
از گذشته
بياموزند،
در حال
زندگي كنند
و آينده
خود را
بسازند.
هاله
گنجوي
قدرداني
سپاس
خدا و تمام
اسامي
مقدسش را.
او را منشأ و
مركز
زندگانيم
ميدانم و
هرچه انجام
دادهام و
هرچه انجام
خواهم داد
از اوست.
متواضعانه
از كساني
كه مرا
برگزيدند تا
عبارات
الهي
خداوند را
بازگو سازم
متشكرم و
از آنان
قدرداني ميكنم.
از شما
نيز
سپاسگزارم!
چون مايليد
رشد كرده و
به حقيقت
وجودي خود،
زندگي و سر
منشأ حيات،
دست يابيد.
ايانلا
ونزانت
ورود
به برزخ
براي
اين كه
بتوان در
خانهاي
زندگي كرد،
بايد آن را
تميز كرد!
خوش
آمديد! اگر
تلاش كرده
و انرژي
مصرف كردهايد
تا اين
كتاب را
پيدا كنيد،
اين احتمال
وجود دارد
كه در برزخ
زندگي ميكنيد.
به شما خوش
آمد ميگويم
چون ميدانم
اتفاق فوقالعادهاي
در زندگي
شما و به
خاطر شما در
شرف وقوع
است.
ممكن
است فكر
كنيد
زندگيتان
يا بخشي از
آن در حال
نابود شدن
است. ولي
حقيقت اين
است كه
همه چيز
دارد همان
طور كه
هميشه آرزو
ميكرديد در
كنار هم
قرار ميگيرد
و اوضاع رو
به راه ميشود.
هدف
اين كتاب
اين است
كه به شما
كمك كند
قطعات
زندگي خود
را در كنار
يكديگر قرار
دهيد. قطعات
فراموش شده،
شكسته، ضد
و نقيض يا
از دست
رفته زندگي
را. ما ميخواهيم
تمام
زواياي
خانه روح
و احساسات
شما را با هم
بگرديم و
تمام ريخت
و پاشها را
جمع كرده،
آت و آشغالها
را دور
ريخته،
نقايص را
برطرف كرده
و خرابيها
را پيدا
كرده و آنها
را تعمير
كنيم. اين
كتابِ
راهنما، شما
را در ساختن
ساختماني
محكم و بيعيب
و نقص كه
پايههاي
آن بر عشق
استوار است،
ياري ميكند.
بگذاريد هم
اكنون به
شما هشدار
دهم كه
ممكن است
اين كار،
كار آساني
نباشد، ولي
شما اين
مسئله را
درك ميكنيد،
اينطور
نيست؟
آيا
آمادهايد
كار خود را
شروع كنيم؟
دوره
برزخ، زمان
فعاليت و
كارآيي
شماست. شما
در دوره
برزخ
مطالعه ميكنيد،
ياد ميگيريد،
درك ميكنيد
و سخناني
ميشنويد و
در اين
دوره است
كه شما خود
و زندگي را
ميشناسيد.
زمان برزخ،
زماني است
كه دانش و
آگاهي خود
را تقويت
ميكنيد تا
آنها را به
كار بنديد و
از آنها
استفاده
كنيد. برزخ
همان وقتي
است كه ميبينيد
اتفاقي در
شرف وقوع
است و نميدانيد
چه كار
كنيد، مدتي
از خود بيخود
ميشويد و
سرآسيمه
اين ور و آن
ور ميرويد
ولي
بالاخره ميگوئيد:
«خوب! من
دوست ندارم
چين اتفاقي
بيفتد ولي
ميخواهم
يك جوري
با آن كنار
بيايم.»
خواستن كليدي
است كه
باعث ميشود
تجربياتي
كه موجب
رشد شخصيت
ميشوند،
روحتان را
ارتقاء
بخشيده و
متعالي
سازند. گوهر
عشق نيز
درست در
مركز روح
شما قرار
دارد.
در
دوران برزخ
ياد ميگيريد
كه چگونه
با تجربياتي
كه آنها
را دوست
نداريد ولي
حداقل ميخواهيد
آنها را
درك كنيد،
كنار
بيائيد. قوه
ادراك،
بليتي است
كه ميتوانيد
به وسيله
آن در برزخ
سفر كنيد. هر
قدمي كه
در زندگي
برداشته يا
بر نداشتهايد،
نهايتاً به
اين لحظه
منجر شده
است. شما
دقيقاً در
جايي قرار
داريد كه
بايد بوديد
و درست همان
كاري را
انجام ميدهيد
كه بايد ميكرديد
تا به سطح
بالاتري از
آگاهي
برسيد. اين
جا مكاني
است كه
مجبور بوديد
براي اين
كه به سطح
بالاتري
برسيد، در
آن
قرارگيريد.
اين كتاب
در مورد
افزايش
گنجايش و
ظرفيت است.
ظرفيت عشقي
كه آرزو
داريد نثار
كرده يا
دريافت
كنيد.
در
ميانه برزخ
ممكن است
تصور كنيد
روي زمين
سست و
متزلزلي
قرار گرفتهايد،
ولي واقعيت
اين است
كه شما بر
روي زمين
مقدسي قرار
داريد.
راستي، آيا
به اين
موضوع
اشاره كردم
كه اين
كتاب
براساس
حقيقت پايهريزي
شده است؟
حقايقي در
مورد اين
كه شما كه
هستيد، چه
كار ميكنيد،
چه ميخواهيد،
چه دركي
داريد، چه
ميدانيد و
چه نميدانيد
علاوه بر
اين در
اواسط كتاب
حقايقي
درباره
توانايي
شما در
شناخت
موارد فوقالذكر
بيان ميشود
و همين
حقيقت است
كه نشان
ميدهد
چگونه ميتوانيد
راهي كه
آغاز كردهايد
را به
پايان
رسانيد.
با
خواندن اين
كتاب در
فرآيند
بهبودي
مقدس شركت
ميكنيد كه
روح شما
نيازمند آن
است، چون
در عميقترين
زواياي روح
خود ميدانيد
كه عشق
تنها راه
رسيدن به
چيزهايي
است كه
واقعاً
آرزومند آنها
هستيد. شما
بايد از
خميره و
ماهيت اصلي
وجود خود در
اين زمينه
كمك
بگيريد.
اشكال
كار در
كجاست؟
كجا به
هم ريخته
است؟
احساس،
انرژي است
كه شما را
در مسيرهاي
گوناگون به
حركت در ميآورد.
اگر به يك
احساس خاص
بچسبيد، در
هيچ مسيري
حركت
نخواهيد
كرد.
احساساتتان
به شما ميگويند
كه چه كار
كنيد تا از
ورطه برزخ
خارج شويد.
راهنماييهاي
اساسي كه
در زير قيد
شدهاند به
شما كمك ميكنند
تا دريابيد
هم اكنون
در كجاي
زندگي قرار
داريد.
شما
مشغول
پاكسازي زيرزمين
هستيد:
اگر
نااميد
هستيد يا
احساس ميكنيد
به شما
خيانت شده
يا طرد شدهايد،
يا فكر ميكنيد
تقصير شخص
ديگري است
كه شما
چنين زندگي
داريد. شما
مشكلي
داريد ولي
خودتان از
اين مسئله
كاملاً بياطلاعيد.
شما
مشغول
پاكسازي
طبقه اول
هستيد:
اگر
عصباني،
ترسو،
سردرگم،
غمگين و
نگران
هستيد و
احساس ميكنيد
زندگيتان
در حال
متلاشي شدن
و نابود شدن
است. شما
مشكلي
داريد ولي
نميدانيد
اين مشكل
چيست.
شما
مشغول
پاكسازي
طبقه دوم
هستيد:
اگر
روابطي كه
مايل
نبوديد قطع
شود، خاتمه
يافته است
يا كاري كه
شجاعت ترك
آن را
نداشتيد،
ترك كردهايد،
تحصيل را
دوباره
آغاز كردهايد،
فقط براي
فرار از محل
قديمي به
مكان جديدي
نقل مكان
كردهايد،
چون از كار
قبلي
اخراجتان
كردهاند،
كسب و كار
جديدي را
آغاز كردهايد
يا چون خوب
مراقب خود
نبودهايد
حالا بايد
براي بهبود
و بازيابي
سلامت خود
شديداً
بكوشيد، شما
مشكلي
داريد كه
ميدانيد
چيست ولي
نميدانيد
بايد با آن
چه كار
كنيد.
شما
بين طبقه
دوم و سوم
گير كردهايد:
اگر
دائم از
خود ميپرسيد:
چرا من؟؟؟
چرا حالا؟؟؟
چكار بايد
بكنم؟؟؟ چه
اتفاقي
خواهد
افتاد؟؟؟
چطور ميتوانم
از عهده
اين كار
برايم؟؟؟
كي اين
مسئله تمام
ميشود؟؟؟
كي شروع
ميشود؟؟؟
چه اتفاقي
دارد ميافتد؟؟؟
شما مشكلي
داريد كه
ميدانيد
چيست و ميدانيد
بايد چكار
كنيد ولي
ميترسيد
اين كار را
انجام
دهيد.
شما
مشغول
پاكسازي
طبقه سوم
هستيد:
اگر در
پي خاتمه
دادن به
روابطي
هستيد كه
مخل زندگي
شما هستند،
حاضريد
ديگران را
ببخشيد،
آمادهايد
خود را به
خاطر دخالت
در روابط
يا مسائل
كه به شما
مربوط
نبوده است،
ببخشيد يا
حاضريد
مسئوليت
تمام مسائل
زندگي خود
را به گردن
گيريد. شما
مشكلي
نداريد و در
زندگي خود
با چالشها
و مبارزاتي
روبرو هستيد
كه احساس
ميكنيد
براي
مقابله با
آنها،
آمادگي
كامل
داريد.
شما
مشغول
پاكسازي
اتاق زير
شيرواني
هستيد:
اگر
احساس ميكنيد
خوشحال،
اميدوار،
آماده و
آزاد هستيد
و دائم با
خود ميگوئيد:
من خوشحالم!
من
اميدوارم!
من آمادهام!
من آزادم!
مطمئن
شويد كه در
خانه
مناسبي
هستيد!!!
براي
اطمينان
خاطر،
بگذاريد
فهرستي را
در
اختيارتان
قرار دهم
تا مطمئن
شويد اين
كتاب همان
چيزي است
كه به آن
احتياج
داريد.
شما در
برزخ به
سر ميبريد
اگر:
در
مورد چيزي
كه در
زندگي شما
اتفاق
افتاده
عصبي،
سردرگم،
نااميد و
آزرده
هستيد.
اخراج
شدهايد،
شما را ترك
كردهاند،
طلاق گرفتهايد،
از زندان
آزاد شدهايد
يا تحت عمل
جراحي قرار
گرفتهايد.
اگر
مضطرب و
نگرانيد،
مورد ضرب و
شتم قرار
گرفتهايد،
سركوب شدهايد،
براي خود
متأسفيد، از
خود، راضي
نيستيد، كرخ
و بيحس
هستيد يا به
طور كلي
فكر ميكنيد
نابود شدهايد.
با اين
وجود اگر
شما واقعاً
خشمگين،
افسرده يا
به دنبال
انتقامجويي
يا تلافي
هستيد يا
وقتي در
مورد كسي
يا چيزي
فكر ميكنيد
آنقدر
عصباني ميشويد
كه صورتتان
قرمز يا از
فرط خشم
كبود ميشود،
بايد بگويم
كه شما در
برزخ
نيستيد و به
درون درهاي
پرتاب شدهايد!
تجربياتي
كه شما در
اين دره
كسب ميكنيد
با تجربيات
دوران برزخ
خيلي فرق
دارد. البته
تجربياتي
كه در دره
كسب ميكنيد
هم موجب
رشد شخصيت
شما ميگردد.
هنگامي در
دره قرار
ميگيريد كه
قايق خود
را از دست
بدهيد! شما
نشان ميدهيد
كه قادر
نيستيد و
نميخواهيد
كه مورد
آزمايش
قرار گرفته
و حقيقت
وجودي خود
را بپذيريد.
شما از اين
مسئله درس
عبرت گرفته
و متوجه ميشويد
چون ميخواستيد
همه چيز
طبق دلخواه
شما بوده و
همان طور
كه ميخواهيد
انجام شود
(حتي موقعي
كه ميدانستيد
نظر شما
درست نيست)
به اين
سرنوشت
دچار شدهايد.
اگر در دره
قرار گيريد،
احتمالاً از
خشم فرياد
ميكشيد،
بشقابها را
ميشكنيد،
راجع به
افراد به
طور زنندهاي
صحبت ميكنيد
و دوباره
قرباني ميشويد!
شايد
بگوئيد: «من
همه چيز
خود را دادم
ولي همه
چيز دوباره
خراب شد.» يا
«من خم شدم
و سعي كردم
همه چيز را
در دست
انجام دهم
تا دوباره
مرا ناديده
بگيرند،
تركم كنند
و با من بد
رفتاري
كنند!»
اگر
خود را در
موقعيت
مصيبت باري
ببينيد كه
قسم خورده
بوديد
نگذاريد
چنين مسئلهاي
برايتان
پيش بيايد،
ممكن است
متوجه وقوع
چنين چيزي
نشده باشيد
يعني
احتمال
وقوع چنين
مسئلهاي
را ناديده
گرفتيد،
البته نه
به خاطر
اين كه
نميتوانستيد
آن را
ببينيد بلكه
به خاطر
اين كه
نميخواستيد
آن را
ببينيد. حال
آن چه ميبينيد
و نميخواهيد
بپذيريد،
موجب
آزارتان
شده و به
شما نيش ميزند،
شما واقعاً
خراب كردهايد!
اين حالتي
است كه
براي اغلب
ساكنين درهها
پيش ميآيد.
آنها يا در
حالت اغما
به سر ميبرند
و منگند يا
تا خرخره
در لجن فرو
رفتهاند.
اگر
واقعاً درون
درهاي
قرار گرفتهايد،
ممكن است
اين كتاب
كمك چنداني
به شما
نكند ولي
با اين
وجود بايد
براي رو به
راه كردن
اوضاع تلاش
كنيد. اين
بدان
معناست كه
ديگر كسي
يا چيزي را
سرزنش
نكنيد. ذهن
شما بايد
بپذيرد
هنگامي كه
در يك
موقعيت
دردناك و
آزارنده
گرفتار
هستيد، از
سرزنش و
ملامت
بپرهيزد.
سرزنش كردن
و تقصير را
به گردن
ديگري
انداختن
يعني اين
كه به جاي
آن كه
مسئوليت
خود را در
قبال آن
چه اتفاق
افتاده است
بپذيريد،
مسئوليت
زندگي خود
را به گردن
شخص يا چيز
ديگري
بيندازيد.
تجربياتي
كه در برزخ
كسب ميكنيد
با اين
تجربيات خيلي
فرق دارد.
هنگامي كه
در برزخ به
سر ميبريد
آزردهايد و
قلب شما
جريحهدار
شده است
ولي كسي
را به خاطر
اين موضوع
سرزنش نميكنيد،
مگر اين كه
هنوز در
زيرزمين
باشيد. اگر
آمادگي
لازم را
براي
استفاده از
روشهاي
ضروري
داشته
باشيد،
احساس
بهتري پيدا
خواهيد كرد
و آن وقت
خودتان
متوجه
خواهيد شد
كه در
زيرزمين
هستيد. شما
عصباني
هستيد ولي
ميخواهيد
بخشنده
باشيد، حتي
اگر اين
بخشش بدان
معنا باشد
كه اشتباه
كردهايد.
شما سردرگم
و گيج
هستيد ولي
سر خود را
زير برف
پنهان
نكردهايد و
نميگوئيد
تا كسي يا
چيزي خود
را براي
اين موضوع
فدا نكرده
از اين زير
در نميآيم.
اگر
حتي كمي
راغب باشيد
كه روي
شخصيت
خودكار
كنيد، صفحات
اين كتاب
ميتواند
تسكيني
براي شما
باشد. ولي
اگر خيلي
خشمگين
هستيد و
ديگران را
سرزنش ميكنيد،
متوجه
خواهيد شد
كه به
سختي ميتوانيد
بهبود
يابيد. من
اين را به
عهده
خودتان ميگذارم
كه تشخيص
دهيد در
كجاي زندگي
قرار داريد
و دلتان ميخواهد
در كجاي آن
قرار گيريد.
خانه
جديد را
دوست
خواهيد داشت!
در
برزخ شما
ميپرسيد:
چه؟ چكار
ميتوانم
بكنم؟ چكار
كردم؟ چكار
بايد بكنم؟
چه چيزي
را دارم
ياد ميگيرم؟
ميپرسيد:
چگونه؟
چگونه ميتوانم
اين چرخه
را متوقف
سازم؟
چگونه به
اين جا
رسيدم؟ چرا
اين اتفاق
افتاد؟ چرا
اينطور شد؟
چرا حالا؟
اين مسئله
با مسئلهاي
كه در دره
اتفاق ميافتد،
خيلي فرق
دارد.
هنگامي كه
در دره به
سر ميبريد
فقط ميپرسيد:
«چرا من؟»و
بيشتر بر
روي من
تأكيد داريد
تا چرا. اين
دقيقاً همان
تفاوت
فاحشي است
كه ميان
برزخ و دره
وجود دارد.
شما در برزخ
قرار گرفتهايد
تا تكامل
پيدا كنيد
نه اين كه
خودي نشان
دهيد تا
مسائل
برايتان
روشن شود،
نه اين كه
نظرات خود
را بيابيد!
شما وارد
برزخ ميشويد
تا به طور
اخص عشق
ورزيدن را
بياموزيد.
عشق
به شما
آسيبي نميرساند.
عشق با
ملايمت و
مهرباني
شما را به
سمت جايي
كه بايد در
هر زمان از زندگي
در آن قرار
گيريد،
هدايت ميكند.
عشق ظاهر
نميگردد تا
شما را مورد
ظلم و جور
قرار دهد.
عشق چشمان
شما را باز،
ذهنتان را
روشن و
بالاتر از
همه دريچه
دل شما را
به روي
تجربيات
بهتري باز
ميكند.
بايد بپذيرم
كه گاهي
اوقات عشق
انسان را
تشنه لب و
بدون چكهاي
آب در صحرا
رها ميكند.
اما اين در
واقع ظاهر
امر است.
مسائل به
ندرت همانگونه
هستند كه
به نظر ميآيند.
هدف دوران
برزخ اين
است كه
شما از صورت
ظاهر فراتر
رفته و به
جوهر واقعي
وجود خود
يعني عشق،
دست يابيد.
اگر در
تجربيات
زندگي خود
دهنده و
گيرنده عشق
نباشيد،
دائم خود
را در برزخ
خواهيد يافت.
براي اين
كه سطح
آگاهي خود
را ار& |